در زمان فتحعلی شاه سفیری از ایران به هند تحت مستمعره انگلستان می رود و در ماجرایی ساختگی و سیاسی  در هند تحت اداره انگلستان کشته می شود فتحعلی شاه وقتی ان را می شنود خیلی هارت و پورت  می کند و سر صدای زیادی راه می اندازد که ای ما اله می کنیم و بله می کنیم و سفیر انگلیس را احضار می می کند سفیر انگلستان که به دربار می رسد برای فرو کش کردن اتش فتحعلی شاه می گوید قربان  دیه سفیر را پرداخت می کنیم وقتی فتحعلی شاه ان را می شنود ارام می شود و به سفیر می گوید اگر دیه پرداخت می کنید از این سفیر ها زیاد داریم که به هند بفرستیم