اگر یک ریال سوءاستفاده از آقای مشایی پیدا کرده بودند، آقای مشایی را اعدام می‌کردند

 

اگر یک ریال سوءاستفاده از آقای مشایی پیدا کرده بودند، آقای مشایی را اعدام می‌کردند

قسمت3/بخش هایی از سخنان دکتر احمدی نژاد در جمع استانداران مهرماه1390

از شش سال پیش ولی ما گفتیم این سیستم بانکی غلط است و در داخلش سوءاستفاده است. اما به جای اینکه اختیارات بدهند، اختیارات ما را کاهش دادند، تا هیچ دخالتی در بانک‌ها نداشته باشیم، شورای پول و اعتبار را از ما گرفتند و موضوع بانک مرکزی هم در مجمع تشخیص مصلحت خوابیده، قانون برنامه را بدون حکم رئیس بانک مرکزی ابلاغ کردند، آن ماده را برداشتند و بقیه را ابلاغ کردند.

کسی آمده نامه نوشته که بزرگ‌راه شمال را می‌سازم، ما نامه را فرستادیم، قرارگاه سازندگی هم نامه نوشته است، عین همان را فرستاده‌ایم. آن وقت این را گرفتند سند که آقای مشایی از دزدها حمایت کرده، آیا آقای مشایی مسئول تخلف در بانک صادرات است؟ شخص آقای جهرمی زنگ زده به رئیس شعبه گفته این وام را بدهید، چون از دفتر رئیس‌جمهور پیگیری می‌کنند. به دروغ، منظورش دفتر جای دیگری بود. ولی گفته دفتر رئیس‌جمهور، چون که نمی‌توانسته اسم آنجا را ببرد بی‌دینی و بی‌تقوایی اینقدر؟ چه خبر شده؟ آقای مشایی از دزد حمایت کرده؟ خوب 30 میلیون نامه رسیده. ما نوشتیم بررسی و مساعدت، پیشنهاد خوبی است! پس چه باید بنویسیم؟ چه‌طور من 2 میلیون نامه دادم به بانک برای وام 5 میلیون تومانی، خودم امضا کردم که این 10 میلیون وام گرفته برای مرغداری و 2 ماه است قسطش عقب افتاده، عمل نکردند آنها را؟؛ معلوم است که یک بازی سیاسی کثیف است ولی بدانید که موفق نمی‌شوند.

ولایت‌مداری افراد را می‌خواهید بسنجید، بسنجید، که چقدر خودشان را فدا می‌کنند برای نظام، چوب هم می‌خورند ولی سکوت می‌کنند، چرا که اگر ما جواب بدهیم نظام آسیب می‌بیند.

مسئولی نامه می‌نویسد برای من و از ابتدا تا انتها درباره جن و رمال و اینها حرف می‌زند. من گفتم همه این استدلالت به خودت می‌چسبد، ما که هیچ‌وقت درباره جن و رمال حرفی نزدیم و دنبالش هم نبودیم. هرکس برای خدا کار کند خودش کمک می‌کند و نیازی به جن و جن‌گیر و رمال ندارد. یکی از مسئولین آمد پیش من و گفت من مطمئن هستم که تو طلسم شده‌ای. گفتم خوب من چگونه طلسم شده‌ام؟ گفت ما رفتیم و آدمی پیر کارهای جادو و طلسم است را آوردیم و گفته احمدی‌نژاد طلسم شده. بهش گفتم خوب بگویید باطل کند. گفت این مطلب را گفته‌اند ولی گفته نمی‌شود؛ چون طلسمش خیلی محکم است و ممکن است اگر چیزی بزنیم برگردد به خودمان و ما را بکشد. من به او گفتم اگر این‌طور است، پس همه طلسم هستیم. گفتم این واقعاً موجب خجالت بنده هست و بعد از 32 سال می‌آیی و درباره جن و طلسم با من صحبت می‌کنی و من را متهم می‌کنی. رسماً به من گفتند که شما محبوب شدید و در انتخابات چیزی بگویید و از کسی حمایت کنید رای می‌آورد! خوب آیا ما تبلیغ کردیم، یا کار کردیم؟! همه می‌گویند که تبلیغات دولت ضعیف است. تبلیغات نداریم که، پس کار کردیم، خوب می‌گویید کار نکنیم؟ می‌دانید چه حرفی می‌زنید؟

اگر یک ریال سوءاستفاده از آقای مشایی پیدا کرده بودند، آقای مشایی را اعدام می‌کردند. می‌نویسند آقای مشایی چون فامیل فلانی است، دفاع می‌کند. بنده 25 سال است ایشان را می‌شناسم قبل از اینکه فامیل بشویم معاون بنده بود، نه اینکه چون فامیل بودیم شده که معاون، مثل داستان مناظره است. به من گفت میلیاردر آوردی در دولت، گفتم بله در دولت شما پابرهنه‌ها آمدند، میلیاردر رفتند بیرون ولی در دولت ما میلیاردر آمدند نه بشوند، ما فامیل نیاوردیم. معاون بود فامیل شدیم. مگر این جرم است؟ یعنی این باعث شده خدای ناکرده حق را زیر پا بگذاریم؟

آن آقایی که از اول مقابل ما بود، 10 بار از طریق پسرش پیغام داد که ما با تو کاری نداریم، تو چرا خودت را سپر قرار دادی و نمی‌گذاری ما آن بالایی را بزنیم؟ گفتم ما یک تار موی آن بالایی را با هزارن مثل شما عوض نمی‌کنیم. من با اعتقاد آمده‌ام.

خدمت آقا (آیت الله خامنه ای)هم عرض کردم: "ما هیچ ادعایی نداریم و اگر شما اجازه بفرمایید این مدت زمان باقی‌مانده را انجام وظیفه کنیم، وگرنه می‌رویم می‌نشینیم خانه و خودم با مردم صحبت می‌کنم و اجازه نمی‌دهم یک نفر اقدامی بکند." خیلی راحت است، یک کیف وسایل من است، آن را برمی‌دارم و می‌روم و در دنیا اتفاقی نمی‌افتد. اینها فکر می‌کنند که خیلی مهم است که برسند به خیابان پاستور. خوب الان هم که سر کار هستید چه کار کردید؟ الان چه کاری برای نظام کردید و چه خدمتی انجام دادید؟

 

29 خرداد؛ 39 سال پس از درگذشت معلم انقلاب، دکتر علی شریعتی

دکتر عبدالرضا داوری, [18.06.16 03:28]
[ Photo ]
29 خرداد؛ 39 سال پس از درگذشت معلم انقلاب، دکتر علی شریعتی
@dr_davari

دکتر عبدالرضا داوری, [18.06.16 17:44]
@dr_davari

🔻شریعتی؛ معلم مظلوم انقلاب
🔸محمد سعید ابراهیمی
🔹فعال دانشجویی


شاید کمتر کسی باشد که نام دکتر علی شریعتی را نشنیده و کم و بیش با این روشن فکر دینیِ راستین، آشنایی نداشته باشد. لهذا سخن راندن در باب بیوگرافی ایشان، تکرار مکرّرات خواهد بود.اما آن انگیزه و رسالتی که راقم سطور را بر آن داشت که پیرامون این معلمِ انقلاب، مطالبی را به رشته ی تحریر درآورد؛ مشاهده ی ستمی بود که به نام انتقاد و یا هواداری از شریعتی، بر وی می رود و هر دو گروه گویی نوعی تشریک مساعی کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگاه دارند.

امام خامنه ای در اینباره چنین می فرمایند:«من معتقدم چهره شریعتی، در میان این موافقان و مخالفان، چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینه ای که با او داشتم،حتما ابایی ندارم»

توضیح بیشتر آنکه،از یک سو،منتقدین شریعتی به برخی مباحث که از سوی وی مطرح می شد انتقادات شدید وارد می نمودند و نه تنها نقاط مثبت و برجستگی های وی را نادیده می انگاشتند،در مواردی حتی او را متهم به ارتداد می نمودند که این امر، اجحاف در حق شریعتی بود.

امام خمینی(ره)، اینچنین از منتقدین غیر منصف شریعتی و امثال وی انتقاد می نمایند:«گله من از آقایان علما این است که کسانی که الآن برای اسلام کاری می کنند...این ها را از خودشان طرد نکنند...فرض کنید خطایی هم کردند، چهارتا غلط هم دارند،شما که عالم اید،خطاها و غلط ها را رفع کنید،طرد نکنید،بیرون نکنید،شما این دانشگاهی ها را از خودتان دور نکنید.»

در طیف مقابل اما به نام هواداری از شریعتی، ظلم و ستمی فاحش تر از این، بر وی می رفت و آن، این بود که به جای اینکه نقاط مثبت و زیبایی های اندیشه شریعتی را تشریح و تبیین منطقی نمایند، مبادرت به صف آرایی و جبهه گیری در مقابل منتقدان وی نمودند و شخصیتی مطلق و غیر قابل انتقاد از شریعتی ترسیم کردند که گویی امکان بروز هیچ اشتباهی از ساحت شریعتی وجود ندارد.

به دیگر سخن،از ایشان سنگری ساختند برای کوبیدن روحانیت.حال آنکه دکتر شریعتی، به رغم انتقاداتی که به برخی روحانیون داشت، به اصل نهاد روحانیت، سخت،، معتقد بود.

وی روحانیون را به دو طیف اصیل و غیر اصیل، منقسم نموده، ضمن انتقاد به برخی «روحانی نما»ها، از جریان روحانیت اصیل،تقدیر و تجلیل می نمود.

ذکر کلیه ی تعابیر تقدیر آمیز و مدائح شریعتی از روحانیت، در این اندک مجال نمی گنجد فلذا به نقل یک جمله از ایشان بسنده می کنیم.«علمای شیعی،در طول هزارسال تاریخ اسلام،همواره، مشعلدار قیام علیه ظلم و پاسدار جنبش عدالتخواهی ...بوده‌اند و پيشاپيش همه نهضت‌های توده‌های محروم و تسليم‌ناپذير؛ نمونه‌اش سربداران در قرن هشتم هجری.»
می بینیم که بر خلاف آنچه مدعیان دروغین هواداریِ شریعتی(که اغلب،از ایشان به عنوان سپر و سنگری برای هجمه به روحانیت معزّز استفاده می نمایند)القاء می نمایند، دکتر شریعتی نه تنها مخالف روحانیت نبوده است بلکه یکی از مدافعان جدی دین و روحانیت بود.وی در جایی دیگر چنین می گوید:«اما راجع به علمای اسلامی،...هیچکس به اندازه من،افتخار دفاعاز این جامعه ی گرانقدری که امیدِ بزرگ و سرمایه ی ماست،نداشته است.»
فلذا شاهد آن هستیم که بیشترین ظلم به شریعتی را نه منتقدین،بلکه آنهایی روا داشته اند که داعیه ی هواداری وی را داشته و دارند؛از اعضای گروهک ضاله «فرقان» گرفته تا کسانی که تمام توش و توان خویش را مصروف می دارند تا شریعتی را همردیف منور الفکران سکولاری همچون سروش و...جلوه دهند و همانا این رکیک ترین اهانتِ ممکن به شخصیتی است که به تعبیر امام خامنه ای،«مظهر توبه ی روشنفکری» و «آنتی تز روشنفکری غیر اسلامی»بود.
سوای مواضع افراطی برخی منتقدین و هواداران دکتر شریعتی،با نگاهی منصفانه به آثار و اندیشه های شریعتی می توان گفت:اگر چه به مبانی معرفتی ایشان،نقدهایی وارد است و برخی آثارش به اعتراف خود وی،«خام» و «عجولانه»چاپ شده است،لیکن ایشان انسانی «پرسوز» و «پیگیر برای حاکمیت اسلام»بوده،نقش معتنابهی در جذب قشر جوان به سوی مذهب داشت و ایضا انسانی «منصف» و «حق پذیر» بوده،اشتباهات خویش را می پذیرفت و درصدد رفع آن برمی آمد و شاهد این مدعا، وکالت تام ایشان به استاد حکیمی برای اصلاح آثارش بود.به تعبیر شهید بهشتی،شریعتی،«جستجو گری در مسیر شدن»بود.
خدایش قرین رحمت دارد
در پایان،توصیه ی امام خامنه ای به جوانان در مورد آثار دکتر شریعتی را به عنوان حسن ختام نوشتار،ذکر می کنیم:
«بیاییم شریعتی را با مطهری مطالعه کنیم،ترکیبی از زیبایی های شریعتی با بتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری بوجود بیاوریم.آن به نظر من همان مرحله ی نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.

🔻https://telegram.me/dr_davari

این قسمت را هم بنده بعنوان مدیر وب برای یاد بود ان استاد بزرگ اضافه می کنم که رهبری امام و کتابها و سخنرانی دکتر شریعتی توانست مانند دو بال پرنده انقلاب را به پرواز در اورد و رزیمی را که هیچ کس فکر سرنگونیش را نمی کرد نابود سازد جوانان با اندیشه شریعتی با انقلاب اشنا شدند و به خاطر ارزشهایی که در بیانان او بود جلب گروه های مارکسیستی که در ان روزها جاذبه زیادی داشتند نشدند حتی انهایی که در جنگ تحمیلی با عشق به شهادت جنگیدند و از کشور و نظام دفاع کردند بیشتر انها تحت تاثیر افکار دکتر بودند پس همه مدیون شریعتی می باشیم و مخصوصا" انهایی که در سایه انقلاب به همه چیز رسیدند به غیر از امام و شریعتی جوانان کسی را سراغ نداشتند که نام انها در ان روز های انقلاب بر سر زبانها باشد و از انها تاثیر گرفته باشند کسانی ایام انقلاب را به یاد دارند می دانند چه می گویم حتی اثار مرحوم مطهری بعد از انقلاب چاپ شد  اما امروز متاسفانه منتقد دکتر شدند البته ایراداتی به برخی اثار ان وارد است اولا" کدام متفکر وجود دارد که اثار او خالی از اشکال وایراد نباشد حتی می بینیم در کتاب رساله بین علما اختلاف هست ثانیا" زمان شریعتی را هم باید درک کرد که در ان زمان تحجر از طرفی و هجوم افکار مدرنیسیم به شکل های مختلف که برخی از انها چنان جاذبه داشتند که خیلی ها را به سمت خود می کشید و شریعتی به عنوان یک جامعه شناس دینی باید به شکلی مسائل را مطرح می کرد که کلام دینی و اسلامی ایشان در بازار عقیده خریدارانی پیدا می کرد پس او به عنوان روشنفکر دینی نقش تاریخی خود را در رابطه با اسلام و انقلاب به خوبی ایفا کرد گرچه امروز من تو که در سایه او به جایگاهی رسیده ایم او را فراموش کرده و مظلوم واقع کردیم 

یاد گرامی باد

بوسجین :به امید طلوع احمدی نژادی بالنده تر

 

✳️ به امید طلوع احمدی نژادی بالنده تر


سه سال گذشت. روزهای سختی که نوک پیکان تهمت ها و ناسزاها سینه خسته ، بی ریا و پر محبت مردی را هدف قرار داد که سینه اش پناهگاه دل های غمدیده و رنجور بود و تنها گناهش دلسوزی و خدمت به محرومان و مستضعفان .
مردی که قدرت را به سخره گرفت و توجه و نگاه مدیران را از جامعه ی مرفه و غنی بسوی جامعه ی پا برهنه و ضعیف تغییر داد و مناسبات غلط و بی پایه و اساس مدیریتی را بر هم زد.
او بی قرار بود. بی قرار دیدن چهره ی خندان مستضعفان ، بی قرار بوسیدن دستان پینه بسته محرومان ، بی قرار طنین انداز شدن صدای جمهوری اسلامی در جهان، با حنجره ای خسته پر از فریاد سکوت .
اگر چه تن نحیفش از زبان و قلم دوست و دشمن زخمی و رنجور شد ولی سکان کشتی را محکم تا ساحل امن هدایت کرد تا تاریخ در میان بهت همگان نزدیکترین زمان را برای محاکمه او در دادگاه انسانیت برگزیند. اگر چه او از منظر اکثریت شاهدان این ماجرا، پیروز این دادنامه بود ولی می بایست به جرم درد دل نکردن با مردم و نگفتن حقایق پشت صحنه طعنه ها بشنود و جام تهمت و ناسزا را نوش کند و حتی از سیلی جهل دوستان دیروزش هم در امان نباشد و تازیانه ها بخورد. او هیچگاه زبان به گلایه نگشود و برای مردمش از تحریم ها نگفت. نگفت که چگونه با یک سوم فروش نفت دو سال کشور را اداره کرد، نگفت شب هایی که مردم سر راحت بر بالین می گذاشتند او با کدام بودجه یارانه ها را بدون منت به حسابشان می ریخت. چرا که میانه ای با وادادگی و یأس نداشت و نمیخواست از گلایه ها حرف به میان آورد . او حتی ازمردمش گلایه هم نمی کرد ، او توان دیدن نا امیدی مردمش را نداشت. او فقط دلخوش به دیدن لبخند آن پیرمرد روستایی و زاغه نشین بود و با همین لبخند همه تلخی ها را از یاد می برد. او سیبل شد تا تیرها بر پیکره ی بی گناه مردمانش فرود نیاید.
او اعتقاد راسخ داشت که « به فضل الهی با همراهی این ملت بزرگ از این پیچ و گردنه ی حساس هم عبور خواهیم کرد»
این ها بخش کوچکی از این رنج نامه ای بود که بر احمدی نژاد گذشت.احمدی نژاد کیست و آیا با این وجود او هنوز تشنه خدمت به محرومین است؟و آیا احمدی نژاد ۹۲ همان احمدی نژاد ۹۵ است؟
بسیاری از مردم امروز دلتنگ احمدی نژادند.ولی شاید نمیدانند احمدی نژاد ۹۵ چه تفاوتی با احمدی نژاد ۹۲ خواهد داشت.
او در حق طلبی و عدالتخواهی سربازی بی مانند برای این نظام است.او انسانی خود ساخته و سرمایه ای عظیم است که خلقت و ظهور سیاسی فردی چون او ، تا سال ها دور از ذهن به نظر می رسد. او یک فرد نیست ، یک اندیشه است. نام این اندیشه ، احمدی نژاد است. اما شاید سوال بسیاری این باشد که آیا این اندیشه در طول این سه سال توانسته است در کوران این بد اخلاقی ها و کج فهمی ها، همان احمدی نژاد مطلوب سال ۹۲ باقی بماند؟
باید گفت که احمدی نژاد سال ۹۵ نه تنها احمدی نژاد ۹۲ نیست بلکه در مسیر رشد جامعه ی امروز جهانی رشد کرده است. او احمدی نژادی است برای دردهای امروز جهان.
او بسیار ولایی تر ، با تجربه تر، پخته تر، دلسوزتر، و درد کشیده تر از احمدی نژاد ۹۲ است.او برای هر روزمان حرف نو و جدید برای گفتن دارد.
او انسانی است که در زمان خودش زندگی نمی کند . در هنگامه طلوع خورشید به غروبش هم می اندیشد. او آینده را می بیبند و با زمان متعالی تر می شود و از گذشته همواره عبور می کند.
اگر امروز رسالتش را تبیین مبانی فکری و عملی امام روح الله می داند ،چون همچون مقتدایش احساس خطر کرده است. چون عده ای نفوذی می خواهند امام (ره)را در گذشته نگهدارند.رشد و تعالی سیره امام(ره) را متوقف سازند . اگر امام (ره) و مبانی نورانیش را در گذشته نگهدارند ، آغاز فصل تحریف امام(ره) هم فرا می رسد. عده ای می خواهند امام (ره) در گذشته بماند تا امروز با قرائت خود مبانیش را تفسیر کنند.و هر روز حکایتی تحریف شده از وی در کتاب خاطره ها ثبت کنند تا فرداها ، مخاطبان مبانی امام (ره) را آنگونه مرور کنند که آنها امروز انشایش کرده اند. اینان همان منحرفین واقعیند. تحریف کنندگان واقعی سیره و اندیشه امام (ره).
ما همه در وجود خود یک احمدی نژاد داریم. احمدی نژاد را فقط بخاطر خاطرات خوبش مرور نکنیم ، با او زندگی کنیم. ما به دنبال احمدی نژادی بالنده هستیم.
احمدی نژادی که برای دردهای روز جهان نسخه ای تازه در آستین دارد و هرگز تاریخ مصرفش به پایان نمی رسد. احمدی نژاد ۹۶ یک احمدی نژاد نو است ، با راه حل های نو . به امید طلوع احمدی نژادی بالنده تر در بهار ۹۶

بوسجین :کلام جدیدی از امام خمینی

کلام جدیدی از امام خمینی 👇

 انتشار فیش های حقوقی -نجومی جدید , و توصیه امام خمینی (ره)

🔽مملكت به خاطر اين ريخت و پاشها و اختلاسها محتاج شده است؛ و گر نه نفت ما كم است⁉️ يا ذخاير و معادن نداريم⁉️ همه چيز داريم، لكن اين مفتخوريها و اختلاسها و گشادبازيهايى‏ كه به حساب مردم و از خزانه عمومى می ‏شود مملكت را بيچاره كرده است. اگر اينها نبود، احتياج پيدا نمی ‏كرد كه از اينجا راه بيفتد برود امريكا، در برابر ميز آن مردك (رئيس جمهور امريكا) گردن كج كند كه مثلًا به ما كمك كنيد‼️


✅کتاب ولايت فقيه ( امام خمینی ) ص 47

بوسجین:داستانی کوتاه و زیبا.

 

Jafar Qasemi, [16.06.16 11:01]
داستانی کوتاه و زیبا...

✨روزی فیل با سرعت از جنگل می گریخت!🐘🐘🐘
سبب را پرسیدند...

گفت: شیر دستور داده تا گردن همه زرافه ها را بزنند!🦁🦁

گفتند: تو را چه به زرافه؟! تو که فیل هستی پس چرا نگرانی؟!

گفت: بله من میدانم که فیل هستم؛ اما جناب شیر، الاغ را به پیگیری این دستور، مأموریت داده!!🐴🐴🐴

💞وقتی مأموریت مهم را بر دوش افراد بیسواد و نادان میگذارند، بايستي نگران بود

دقیقا" این حکایت امروزی ماست برخی را به مقامی انتخاب می کنند که نه در حد توانش است و نه در تخصص و نه در فهم و اینده نگری به جایی اینکه درست کند خرابی ببار می اورد داستان این فساد ها و رسوایی فیش گیت ها را نگاه کنید  حتما" مقام بالا دستی قوا شاید خودشان خواست شان در ان جهت نبوده ولی چون افراد کوچک را برای مقام بزرگ به نام نخبه گرایی که ذره ای نخبگی در انها دیده نمی شود بر اساس سفارش و یا باند انتخاب کرده اند و هریک از انها انقدر کوتاه فکرند که نمی تواند سیستمی فکر کنند  و هر یک نهاد زیر مجموعه خود را به جزیره مسقل تبدیل کرده اند که فقط منافع نهاد خود را در نظر می گیرد تا بتوانند منافع خود و باند خود را در ان تامین کند دیگر کاری ندارد مثلا" یک افزایش قیمت خدماتی مانند تلفن و یا بنزین چه اثری در نهاد های دیگر می گذارد الان که شاهد ورشکستگی برخی از کارخانه ها و بنگاه های تولیدی مانند ارج و ازمایش و فولاد و کاله و.... هستیم در اثر این دیدگاه هاست مثلا" برای وزیر نفت مهم نیست که افزایش قیمت بنزین چه بر سر کشاورزی و یا کارخانه و زندگی مردم می گذارد و فقط دنبال حل جزیره ای مسائل نها خود است غافل از اینکه بعد مدتی اثر گذاری ان تصمیم در نهاد های دیگر دامن خود انها را می گیرد مثلا" افزایش کرایه سوخت و یا قیمت قطعات و.... باید برگرداند

 و باز برگردیم به رسوایی فیش گیت اگر این اتفاق در کشوری دیگر رخ می داد یا استعفا و یا اعدام و یا خودکشی عامل ان همراه می شد مسئله کوچکی هم نیست که برخی می خواهند ان را ماست مالی کنند و می گویند ان را به مسئله ملی تبدیل نکنید اتفاقا" مسئله ملی است  اخیرا"در یکی از کشور های اروپایی نخست وزیر چند بار از دفتر خود با خانمش که در خارج بود تماس می گیرد بعد از لو رفتن ان نخست وزیر استعفا می دهد ولی در کشور ما که عدالت یکی از ستون های بنیادی اصول اعتقادیش است اصلا" کسی برای ان تره خورد نمی کند و حتی رگ گردنش بالا نمی زند حال مقصر هر دولتی بوده  اتفاقا" انتخابات در میان ملل و انتخاب مسئولین جدید برای زدودن ای چنین مسائلی انجام می گیرد وباید دستور ازانسی و فوریتی برای ان داده میشد و این فاصله وحشتناک حقوق هارا تنظیم کنند اگر به قول معاون رئیس جمهور کسی نمی تواند باحقوق عادلانه کار کند به جهنم برود هر جایی که حقوق بیشتری به او می دهند مصالح کشور که بالاتر از ان اشخاص است و تازه همین اشخاص در مدتی که مسئولیت های با ان حقوق های کذایی داشته اند چه گلی به سر این ملت زده اند و کدامین امور انها را سامان دهی کرده اند ان از اوضاع اقتصادی ماست ان از وضعیت اجتماعی و فاصله طبقاتی ماست و ان از بحران هویت و سرگشتگی جوانان ماست ان از حوزه فرهنگی و سیاسی ماست ان انهم ازبهداشت و درمان ماست کدامین را بگویم کدامین انها بر اساس معیار ها و ارمانهای انقلابی ما بوده فقط تنها نهاد های سربلند بوده اند یا زیر نظر رهبری بودند مانند امنیت و یا در اختیار جوانان انقلابی بوده مانند نانو و هسته ای و.... و امثال ان بقیه موارد ول معطل بوده اند پس اینها منت گذاشتن و ناز کشیدن ندارد ما مدیر و متخصص و پزشک و مهندسی درد مردمان جامعه اش را درک نکند لازم نداریم اگر انها نباشند به اندازه کافی جوانان انقلاب و تحصیل کرده و با سواد داریم که جای انها را پر کنند و جهادی برای ریشه کنی استضعاف انجام دهد و حتی از حقوق خود هم مایه بگذارد

بوسجین :نظر پروفسور ناکازاکی جهانگرد ژاپنی در مورد مردم ایران

Jafar Qasemi, [14.06.16 23:52]
Jafar Qasemi, [14.06.16 02:07]
نظر پروفسور ناکازاکی جهانگرد ژاپنی در مورد مردم ایران :

▪️ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﮕﯿﺮ، همه از آن فقط پول می خواهند... ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻫﺮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺣﻞ ﮐﻨﻨﺪ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺷﺎﻥ ﺭﺍ بخواهند، ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ: ﺍﮔﺮ ﺷﻔﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ، پول ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ...

▪️آنان دور قبر امام زاده پول میریزند. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﯼ ﻧﺬﺭ ﺧﻮﺩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ را ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ...

▪️ﺁﻧﻬﺎ ﻃﻼﯼ ﺍﻧﺪﻭﺧﺘﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﻻﺭ ﻭ ﯾﻮﺭﻭ ﺧﺮﯾﺪﻩﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺳﻮﺩ ﺣﺴﺎﺏﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ...

▪️ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﻗﺴﻂ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻭ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯿﮑﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ...

▪️ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، با اینکه وضع خوبی دارند، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎﯼ ﻣﺪﺭﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﯽﺧﺮﻧﺪ ﻭ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ ﮔﻮﺷﯽﻫﺎﯼ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻭ ﺗﺒﻠﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ...

▪️دروغ و تظاهر و بی هدفی شخصیت اصلی آنان است تمام سخن آنان دم زدن از معنویات است در حالیکه دروغ میگویند و تمام فکر آنها پول است آنان ازدواج را مقدس میدانند ولی تمام عقدنامه انها پولی و مادی است. آنها اعتقاد دارند که خدایشان هم مانند خودشان پولی است و با هفت تومان صدقه هفتاد نوع بلا را دفع میکند و...

▪️من در خیلی کشورها کار کرده ام و یا مسافرت رفته ام ولی چنیبن موجوداتی را هیچ جا ندیده ام آنان به خدای نادیده و عذابهای او اعتقاد دارند ولی همه نوع جرم و گناهی را هم مرتکب میشوند. آنان مشروب را حرام میدانند ولی از ما ژاپنبها که شراب رامقدس می دانیم بیشتر میخورند...

در جامعه پول جای هر ارزشی را گرفته باشد اموزش و غلم وانسانیت معنا ندارد این دست پخت 37 ساله اقایون در این کشور تاریخی با تجارب زیاد است که هم چیز ان راویران کردند امروز در افغانستان طالبان جوانی را با حکم شرعی چشم هایش را در اول در اوردند و سپس زنده زنده پوستش را کندند این این انسانیت است

Jafar Qasemi, [15.06.16 00:03]


بوسجین:حقیقت جریان مدعی روشنفکری واصلاح طلبی از دید آنتوان چخوف‼️

Jafar Qasemi, [12.06.16 00:15]
حقیقت جریان مدعی روشنفکری واصلاح طلبی از دید آنتوان چخوف‼️


🔻چخوف: اكثريت عظيم روشنفكرانى كه مى‌شناسم در جست‌وجوى چيزى نيستند و هيچ كارى نمى‌كنند و به درد كارى نمى‌خورند. همه‌شان بد تحصيل كرده‌اند، به طور جدى مطالعه نمى‌كنند، درباره‌ علوم فقط پر حرفى مى‌كنند، از هنر هم كم سر در مى‌آورند.
همه‌شان خودشان را مى‌گيرند و با قيافه‌ى جدى، گنده‌گويى و فلسفه‌بافى مى‌كنند؛ حال آن كه پيش چشمشان كارگرها غذا ندارند و چهل نفرى در يك اتاق نامناسب مى‌خوابند، توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاكى اخلاقى مى‌لولند...
پر واضح است كه همه‌ى حرف‌هاى قشنگ‌مان فقط براى آن است كه سر خودمان و ديگران شيره بماليم

دکتر آقاتهرانی (از شاگردان ارشد آیت الله مصباح یزدی) شرح ماجرای دیدارش با دکتر احمدی‌نژاد را این طور

✅دکتر آقاتهرانی (از شاگردان ارشد آیت الله مصباح یزدی) شرح ماجرای دیدارش با دکتر احمدی‌نژاد را این طور بیان می‌کند :
🔸 بنده تازه از سفر از چین برگشته بودم که مطلع شدم آقای احمدی‌نژاد درجلسات هیات دولت شرکت نمی‌کند. بعد از شرکت در جلسه مجلس تصمیم گرفتم با دکتر احمدی‌نژاد دیداری داشته باشم.
🔸آقای لاریجانی به من گفت من با رفتن شما مخالفم و بنده عرض کردم بنده مانعی برای این دیدار نمی‌بینم. در مقابل آقای لاریجانی اصرار کردند که لااقل استخاره کنید که بنده عرض کردم به نظر من اینجا جای استخاره نیست.
🔸 سپس به منزل دکتر رفتم همسر ایشان آیفون را جواب دادند و گفتند دکتر در حال استراحتند. بنده از ایشان خواستم به آقای احمدی‌نژاد بگویند بامن تماس بگیرند.


🔸 وقتی به خانه رسیدم دیدم برخی سایت‌ها نوشته‌اند که احمدی‌نژاد آقاتهرانی را به منزلش راه نداده است.
🔸 بعد از مدت زمانی دکتر با من تماس گرفت و ازمن خواست به منزل ایشان بروم.
🔸 وقتی به منزل ایشان رسیدم دم درب منزل ایشان پزشک احمدی‌نژاد را دیدم به من گفت بهتر است با دکتر ملاقات طولانی نکنی چون دکتر ضربان قلبش نامنظم است و فشارش بشدت پایین افتاده است ،بنده عرض کردم دیدارمان کوتاه خواهد بود.
سپس به داخل منزل رفتم وبا احمدی‌نژاد سر صحبت باز شد.
🔸 احمدی‌نژاد گفت :
بنده نمی‌دانم شایعاتی که درباره من و شرط و شروطی که با رهبری گذاشتم از کجا سرچشمه می‌گیرد .
🔸 بنده در دیدار با رهبری در اتاق تنها بودیم و چگونگی پخش این شایعات برایم عجیب است و نمیدانم این حرف‌ها را از کجا می‌گویند.
🔸احمدی‌نژاد در ادامه گفت :
بنده خدمت رهبر انقلاب رسیدم و به ایشان گفتم :
من با فشارهایی که بر دولت ( از ناحیه مجلس و ... ) است به این نتیجه رسیدم که رسیدن به آرمان‌هایی که در این دولت تصمیم به اجرای آن را داشتیم غیرممکن است.
🔸احمدی‌نژاد در حالی که گریه می‌کرد گفت بنده "نمی‌بخشم" افراد حزب‌اللهی ای را که به من "تهمت زاویه داشتن با رهبری عزیز" انقلاب را می‌زنند.
🔸در ادامه من به احمدی‌نژاد گفتم طرحی در مجلس است که برخی نمایندگان به دنبال سوال از رئیس‌جمهورند که احمدی‌نژاد با روی باز گفت: من از این قضیه استقبال می‌کنم چرا که در این صورت می‌توانم در آنجا ناگفته‌های خود را بیان کنم.

✅دکتر آقاتهرانی در ادامه افزود :
🔸 بنده بعد از جلسه به مجلس رفتم نمایندگان بسیاری به سراغم آمدند و جویای خبر دیدار من با احمدی‌نژاد شدند
پس از اظهارات من در مورد آنچه دکتر گفته بود عده‌ای از نمایندگان باز ادعای زاویه داشتن احمدی‌نژاد با رهبری را مطرح کردندکه بنده به آنها گفتم آیا می‌توانید دست روی قرآن بگذارید و ادعای خود را تکرار کنید ؟که همه آنها یکه خوردند.

✅آیت الله حائری شیرازی:
🔸زمانی که در یک جلسه خصوصی بین رهبری عزیز و آقای دکتر احمدی نژاد که هیچ کس دیگر نیز حق ورود به آن جلسه را نداشته ، اولاً خود آقای دکتر در حضور آقای آقاتهرانی به عدم ایجاد زاویه با رهبری اذعان می نمایند و ثانیاً رهبری عزیز نیز در دیدار با مردم فارس بر عدم ایجاد حاکمیت دوگانه و گوش نکردن آقای دکتر به حرف خودشان تأکید می نمایند و با همه ی این اوصاف همچنان دشمنان و دوستان بازهم بر روی احتمالات منفی خود استوار می مانند.
🔸 بزرگترین شک را در ذهن انسان باقی می گذارد که علت آن چیست؟
🔸در این قضیه تکلیف دشمنان که مشخص است ، زیراکه خط مشیء آنان القاء حاکمیت دوگانه و زمین زدن دکتر به همین واسطه است.
✅ آیت الله حائری شیرازی پس از دیدارشان با آقای دکتر در همان زمان فرمودند:
🔸وقتی دکتر صحبت کرد، دیدم اینطور که پشت سرش می گویند نیست. دلش می خواهد خدمت کند. رهبری هم توجه به این قسمت دارند. ایشان یک بازوی خوبی است.
🔸الآن یک دست رهبری کار نمی کند. اگر این دستش هم کار نکند خوشحال می شوید یا ناراحت؟
🔸 ببینید احمدی نژاد را فعال ببینید بهتر است یا خراب ببینید؟
بعضی ها دوست دارند این دست آقا را هم مانند آن یکی دستش کنند، از بس که آقا را دوست دارند!!“
❌ همچنین ایشان در روز سه‌شنبه 5/5/90 در جمع دانشجویان «طرحِ ولایت» در دانشگاه اصفهان می فرمایند :
🔸از روح سخنان رهبری هرگز موضوع ضد ولایت فقیه ‌بودن آقای احمدی‌نژاد بر نمی‌آید.
🔸این یک نقشه است که با خطاکار جلوه‌دادن آقای احمدی‌نژاد، رهبری را زیر سؤال ببرند، که از اول احمدی‌نژاد خطاکار بود و رهبر اشتباه کرده که او را تأیید کرده . پس رهبری نمی‌تواند ادامه‌ی کار بدهد.
🔸 بر همین اساس می‌خواهم عرض کنم " آلوده‌ترین اتهام " به آقای احمدی‌نژاد "ضد ولایت فقیه‌بودن" ایشان است.
🔸 به گفته‌ی آقای احمدی‌نژاد : «هدف آن‌ها این است که خاکریز را بزنند بعد از ریختن خاک‌ریز به سراغ حضرت آقا بروند، ولی بنده کوتاه نخواهم آمد چون این‌جا ، بحث احمدی‌نژاد نیست بلکه هدف نهایی آن‌ها، خود آقا است.

  از اول مشخص بود تحجر و تجدد که دو مرض تاریخی ایران برای حرکت رو به جلو این ملت تاریخی بوده باز بازی و نقش خود را با سناریو ساختگی برای خراب کردن چهره فردی که از جنس انها نبوده و متعلق به ملت بوده اغاز کردند که جریان انحرافی ساخته انها بوده است تا قدرت و ثروت خود را  با تبلیغات رسانه ای وارونه یا همان تبلیغات خاکستری حفظ کرده با تخریب فرزند ملت که تاریخ هیچوقت انها را فراموش نخواهد کرد

 

بوسجین: ابروی افراد مهم است یا نظام اسلامی که بر پایه خون هزاران شهید استوار شده است

اخیرا جناب طیب نیا،وزیر محترم اقتصاد،در مقام توجیه فیش های حقوقی چند ده میلیونی مدیران بیمه،سخنان عجیبی بیان کرده و در واکنش به افشای دزدی قانونی(!)از بیت المال گفته:«بایدحیثیت افراد شریف را حفظ کرد...رفتار رسانه ها غیر انسانی بود»!

یادر قانون رسیدگی به اموال مسئولین که فعلا" در محاق قرار گرفته و 37 سال انتظار ان را می کشیم عدم انتشار مورد را اضافه کرده اند که اگر اگر اگر هم اجرا شود از کار کرد ان کاسته خواهد شد
فارغ از اینکه حیثیت چند نفر متعدی یقه سفید با هر ویژگی و صفت اخلاقی و مدیریتی و هرمیزان هنر و توانمندی مهمتر است یا آبروی یک نظام برآمده از خون شهیدان و آبروی یک ملت هشتاد میلیونی و فارغ از اینکه تعدی به بیت المال غیر انسانی است یا معرفی متعدیان،مقایسه سخنان وزیر اقتصاد با فرمان تاریخی امیرالمومنین علی علیه السلام،تکلیف خیلی مسائل را روشن میکند
امام علی علیه السلام خبر دار شدند شخصی بنام «ابن هرمه» که مسئول نظارت مالی بر بازار اهواز بوده،مرتکب تخلفات مالی شده است. این شخص نه بر حاکمیت خروج کرده و نه یاغی و طاغی بوده است،برعکس در نماز جمعه هم حاضر میشده.اما فرمان امام به حاکم اهواز بسیار خواندنی است:
«هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم و خدا آن روز را نياورد... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه را ...» مقایسه با شما. 

بقولی اب در کوزه ما گرد جهان می گردیم قوانین و الگو های لازم را برای مبارزه با فساد داریم ان قدر ان را می پیچانیم  که خود مسئله از اهمیت می افتد به مسئله حاشیه  ای تبدیل می شود و حاشیه جای متن را می گیرد

 

بوسجین:دوستان میخوام جریان رای کرسنت رو به زبان بسیار ساده براتون تعریف کنم، چون میدونم خیلی ها ک


بسم‌الله
در زماني كه بيژن زنگنه (وزیر نفت فعلی دولت آقای روحانی) وزير نفت دولت خاتمي بود ، يك قرارداد عظيم صادرات گاز با يك شركت اماراتي به نام كرسنت بسته شد. (تا اينجاش كه خيلي هم خوب!). اين قرارداد 25ساله بسته شد! (خيلي هم عالي!).

ولي يه نكته‌ي جالب توي اين قرارداد گنجونده شده بود، اونم اين كه به جاي اينكه قيمت گاز به صورت شناور و متناسب با افزایش نرخ جهاني محاسبه بشه، قيمتش به صورت تقریبا ثابت تعيين شده بود! جوري كه بعد از چند سال پول استخراج گاز هم ازش در نميومد چه برسه به سود!

خلاصه آش اونقدر شور بود كه بعد از انتقادات رسانه‌هايي مثل كيهان، صداي حسن روحاني كه اون زمان دبير شوراي عالي امنيت ملي بود هم دراومد و به خاتمی اعتراض کرد و هشدار داد
حالا تا اينجاشو داشته باشين، بريم يه گوشه ديگه از اين جهان پهناور ببينيم چه خبره!
توي كشور نروژ وقتي داشتن حساب‌هاي مالي يكي از شركت‌هاي بزرگ نفتي خودشون به نام «استات‌اويل» رو بررسي مي‌كردن، به چند تا پرداخت مشكوك برخوردن!
قضيه رو دادگاهي كردن و مديران اون شركت بازجويي كردن و تهش معلوم شد كه بله،...... اين پولها به حساب يه بابايي به نام «عباس يزدان‌پناه» واريز شده تا بتونن توي توسعه پارس‌جنوبي با ايران همكاري كنن!
حالا عباس ديگه كيه؟!
نروژی‌ها آمار مي‌گيرن مي‌بينن اين بابا توي ايران هيچ‌كاره‌ست! مي‌گن اين كه كاره‌اي نيس! پس واسه چي بهش اين رشوه‌هاي كلان رو دادين؟!
ميگن كه اين بابا واسطه‌ي ما با «جونيور» بود! جونيور؟! جونيور ديگه چه جونوريه؟! ميگن نميدونيم، ولي هر وقت با اين جونيور جلسه ميذاشتيم كارا رديف ميشد. لامصب خيلي نفوذ داره توي ايران!.
ماجرا واسه ايران هم جذاب ميشه. آمار مي‌گيرن مي‌بينن بله! عباس قصه‌ي ما، هم‌كلاسي دوران مدرسه و دانشگاه و رفيق كودكي و بزرگسالي گرمابه و گلستان آقامهدي خودمونه! مهدي هاشمي رفسنجاني!!
عكس مهدي رو ميفرستن نروژ ميگن آیا جونيور اين بود؟! ميگن خودشه!
خلاصه، معلوم ميشه كه مهدي شيتيل مي‌گرفته و از اينور با بيژن هماهنگ ميكرده و كارها رو راست و ريس ميكرده! حالا پرانتز بسته، برمي‌گرديم به قصه‌ي خودمون..
وقتي گند قرارداد كرسنت دراومد كه آخه چطور ممكنه مديران نفتي ما اينقدر احمق باشن كه زير بار همچين قرارداد فاجعه‌باري برن، شاخك‌ها يه خورده تيز شد!
حتي مشخص شد كه توي قرارداد اوليه‌ي كرسنت، براي ايران حق فسخ قرارداد وجود داشته، ولي طي الحاقيه‌ي ششم قرارداد كه بعداً بهش اضافه كردن، اولاً حق فسخ از ايران سلب شده و ثانياً فروش گاز ايران به امارات، منحصراً در اختيار شركت كرسنت قرار گرفته!
خلاصه تابلو بود كه بعضيا در داخل دارن واسه امارات خوش‌رقصي مي‌كنن! کاشف به عمل اومد که كرسنت هم چند تا پرداخت كلفت به حساب عباس داشته! واسه همين دولت محمود احمدی نژاد ميزنه زير ميز قرارداد و ميگه چون روند انعقاد قرارداد غيرقانوني بوده عمراً اجراييش نميكنيم!
دو تا علت هم داشت؛ يكي همون ضرر اقتصادي سنگين به منافع ملی بود. دوميش هم اعتراض مشترياي ديگه گازمون بود!
خب.... حق فسخ كه نداريم، پس چه جوري مي‌تونيم قسر در بريم؟!
يه راه داره!
اونم اين كه ثابت كنيم يه فساد در انعقاد قرارداد رخ داده و قانوني نيس! دولت زد زير ميز و گفت مهدي و بيژن قانون رو زير پا گذاشتن و رشوه گرفتن و قرارداد رو هوا! كرسنت شكايت كرد دادگاه لاهه.
دو مرحله دادگاه لاهه به نفع ما تموم شد....
تا اينكه ! حسن‌آقا، بيژن قصه‌ي ما رو نامزد وزارت نفت كرد
و چون پاي جونيور قصه هم وسط بود و كلاً اين ماجرا بايد مسكوت ميموند تا حيثيت پدرخونده‌هاي كشور مثل هاشمی و... به فنا نره، و از قضا كاري كه پول ميكنه غول نميكنه، مجلس هم رأي اعتماد داد!!!
آقا بيژن دوباره شد وزير نفت. عباس هم كه كلي اعتراف داشت و ميتونست با يه بازجويي ساده، جونيوري بسازه كه صدتا جونيور ديگه از بغلش بزنه بيرون، ناپديد شد و بعدشم گفتن توي دوبي به طور كاملاً اتفاقي كشته شده!یا خودکشی کرده
بگذريم... امارات رفت لاهه و گفت ديدين ايران داره خالي مي‌بنده و همش سياه‌بازيه؟ اگه واقعاً خلافي رخ داده پس چرا جونيور داره راس راس واسه خودش ميگرده و بيژن هم دوباره شد وزير نفت؟!
لاهه هم ديد راس ميگنا! اين بود كه اين بار توي دادگاه لاهه محكوم شديم و به گفته وزير ارشاد دولت شیخ حسن،
فعلاً واسه دس گرمي حدود چهل پنجاه هزار ميليارد دلار ناقابل جريمه شديم و تخمين زده ميشه كه چند برابر ديگه هم جريمه خواهيم ش
که با اجازتون فعلا ۱۱۰ تریلیون تومن ایران رو جریمه کردن!
وحالا بعضي ها دنبال اين هستندكه جونيورآزادبشه
وخسارت رابايدبرگردن اين ملت بگذارندويارانه هاروكم وياحذف كنند،حامل هاي انرژي راگرانتركنندوخودروهاي بي كفييت

بوسجین: جعفر کذاب هم "یادگار امام" بود...

🔴 جعفر کذاب هم "یادگار امام" بود...!

 

🔻تاریخ معلم انسانهاست.(امام خمینی ره)

🔹جمله ی فوق از امام راحل مبیّن اهمیت وافر مطالعه ی تاریخ و عبرت آموختن از تاریخ، این "بزرگ معلم" انسان هاست. چرا که رویدادهای تاریخی هماره با چهره ای دیگر در حال تکرار است و در این میانه، نیک روزی از آن کسی است که بر وقایع تاریخی وقوف یافته، از آن درس گیرد.

🔸هر انسانی به اندازه ی اشراف و آگاهی اش به تاریخ، عمر دارد چرا که تجربیاتی که طی هزاران سال و با مرارت فراوان و اکثرا مبتنی بر روش پرهزینه«آزمون و خطا» حاصل شده است را به راحتی از طریق تورّق صفحات تاریخ و بررسی تطورّات آن، به دست می آورد.

🔹امروزه و با توجه به وجود منابع تاریخی فراوان و سهولت دسترسی به این منابع، چنانچه افرادی در مقابل این معلمِ سترگ، زانوی تلمّذ نزنند و از آن توشه برنگیرند مصداق «گدای کاهل» خواهند بود و مورد ملامت آیندگان قرار خواهند گرفت.

🔸با توجه به آنچه در بادی نوشتار از نظر گذشت، ضرورت تاریخ پژوهی، امری واضح و مبرهن می نماید. سلسله مطالعات تاریخی انسان را به این نکته رهنمون می سازند که در طول تاریخ یک سلسله قوانین ثابت به مانند قوانین فیزیک و شیمی و...وجود دارد که می توان نام «سنن تاریخی» بر آن نهاد. تعداد این سنن به قدری است که کسی را یارای احصاء تمامی آن ها نیست.

🔹اینک اما در این اندک مجال برآنیم تا به یکی از عبرت های تاریخی که هماره خیل کثیری از عامه مردم در اثر بی توجهی به آن، دچار خطای محاسباتی و خسران شده اند، بپردازیم و آن عبارت است از این که رابطه نسبی، ملازمه ای با قرابت فکری ندارد.

🔸ای بسا پدران صالحی چون نوح(ع) که فرزندانی صالح داشته اند و چه بسیار فرزندان نیک سرشتی که سر از دامان خانواده ای ناصالح برآورده اند. تراژدی «پسر نوح» یک سریال دنباله دار است که در همان مقطع زمانی پایان نیافت و در طول تاریخ، غراوان به چشم می خورد که افرادی در اثر هم نشینی با بدان، خاندان نبوت خویش، گم کرده اند.

🔹 نمونه ی دیگر از انحراف آقازاده ها از خط اصیل پدران، جعفر بن علی، فرزند امام هادی(ع) است که پس از شهادت این امام همام، به ناحق دعوی امامت کرد در حالیکه می دانست این مقام متعلق به حضرت حسن عسکری(ع) می باشد و بدین صورت، در تاریخ تشیع ملقّب به«جعفر کذّاب» گشت فلذا هیچکس نمی تواند به صرف پیوند خویشاوندی با انسان های وارسته، خود را در حصن حصین و حاشیه ی امنیت تصور نماید.

🔸به گفته ی بندیتو کروچه:«هر تاریخی، تاریخ معاصر است». فلذا چنانچه همگان از عبرت های تاریخی، پند گیریم؛ اتفاقات ناگوار تاریخی دیگربار و در پس چهره ای دیگر رخ نخواهد نمود.

🔹در همین مثال فوق، عده ای از شیعیان امام هادی(ع) به واسطه ی اینکه جعفر کذاب، فرزند امام بود، گرد او مجتمع گشتند حال آنکه اگر اینان از ماجرای پسر نوح عبرت می آموختند، کورکورانه طریق متابعت از وی در پیش نمی گرفتند و به صرف امامزاده بودن وی، عنان اختیار خویش در کف او قرار نمی دادند.

🔸هر چند موارد فوق الذکر نیز به تعبیری که ذکر آن رفت، تاریخ معاصر محسوب می شوند اما برای ملموس تر شدن آن، شاهد مثالی از تاریخ انقلاب می آوریم که همانا عاقبت سید حسین خمینی نوه ارشد امام راحل است که پس از احراز ماهیت پلید بنی صدر باز هم دست از حمایت وی نکشید و حتی در مشهد به ایراد سخنرانی در دفاع از بنی صدر پرداخت که مردم خشمگین به سوی او یورش می برند و او نیز در واکنش به این اقدام دست به سلاح گرم می برد که بازداشت می شود و حضرت امام(ره)دستور انتقال وی به تهران را می دهند و خاطرنشان می نمایند که در صورتی که دست به اسلحه ببرد وی را با تیر بزنند.

🔹آری، حکومت اسلامی اهل مسامحه و قائل شدن رانت برای هیچ شخصیتی نیست خواه آن فرد عقیل بن ابیطالب، برادر امیر مومنان باشد خواه نواده بنیان گذار انقلاب.

بوسجین:سخنان ضدبانکداری ربوی از دکتر احمدی نژاد - 8 مرداد 88 در دیدار با استانداران:

سخنان ضدبانکداری ربوی از دکتر احمدی نژاد - 8 مرداد 88 در دیدار با استانداران:

🌫 بانک را باید اصلاح کنیم. من پای آن ایستاده ام ولو با جنگ. نه جنگ با شمشیر و توپ و تفنگ. جنگ سیاسی. باید بانک را درست کنیم. ربا را رویش یک زرورقی کشیدیم داریم به ملت قالب می کنیم. خب این در شکمها می رود. آثارش را دارد.

🌫 پدر خودمان را هم در بیاوریم اقتصاد و تورم مان درست نمی شود مگر اینکه ربا را برداریم. ریشه تورم رباست. برخی خجالت می کشند از ادبیات اسلامی استفاده کنند. دائم می روند [سراغ] همین اقتصاد سرمایه داری، نشخوار شده و برگردانده های نظام سرمایه داری را می آورند به ما به عنوان ایده های علمی می خواهند قالب کنند. ما که فریبشان را نمی خوریم. حالا هزارتا فحش هم بدهند. بگویند اینها غیر علمی هستند. نه ما راحت می گوییم، آقا! این رباست.

🌫 کل نظام سرمایه داری به خاطر ابتناء بر ربا در حال متلاشی شدن است. ربا یعنی چه؟ یعنی یک پولی بدون هیچ کار و ارزش افزوده حقیقی ای رشد بکند. این ربا می شود. یعنی بدون کار و تلاش و تولید جدیدی یعنی دائم پول رویش بیاید بدون اینکه بیرون، هیچ اتفاقی با این پول بیفتد. یک پول را ده بار فروختند. همینی که به آن داراییهای کاغذی می گویند. یعنی این را ده بار فروختند نه ده دست چرخاندن. از همین که 300 تومان است 3000 تومان پول تولید کردن. این رباست.

🌫 سیستم بانکی رباست. آقایان رویشان نمی شود. می گویند نظام، اسلامی شده، شورای نگهبان داریم دیگر ربا نگویید. حالا بیرون نگوییم رباست، درون خودمان که بفهمیم رباست [تا] آن را درست کنیم. وقتی هست چرا نگوییم؟ خب هست دیگر!

بابا رباست. باید درست کنیم. سی سال است داریم تلاش میکنیم جلوی تورم را بگیریم. چرا درست نمی شود؟ باید ریشه یابی کنیم. دائم گردن حرفهای دیگری می اندازیم. آخرش رباست. باید آن را درست کنیم. ربا جنگ با خداست یعنی در این فعالیتهای اجتماعی ظاهرا ما یک جا در قرآن داریم که یک فعالیت اجتماعی را تعبیر به جنگ با خدا می کند. درسته؟ یک جاست. معلوم است خیلی مسئله مهمی است. دست کم گرفتیم.

🌫 یک تار موی دختری بیرون می زند همه مان بسیج می شویم که پدرش را دربیاوریم فکر می کنیم مسئله اصلی انقلاب این است، نمی خواهم بگویم این چیز خوبی است، که تار مو بیرون می زند. آن هم به جای خودش اما اینقدر که همت می کنیم از بالا تا پایین آقایون انقلابیون، کسی اصلا راجع به اصلاحات اساسی و ساختاری غصه نمی خورد!

🌫 بعضیها دارند از همین سیستم بهره مند می شوند. این را باید درست کنیم. معلوم است که بخواهی ربا را براندازی با کسانی مقابل هستی که دارند با خدا می جنگند. یعنی با آدمهای معمولی، با بقال سر کوچه طرف نیستی. امروز هم آنقدر سیستم را پیچیده و تو در تو کردند که تشخیص آن خیلی سخت است. اینها را باید درست کنیم

بوسجین:پرونده‌ای که در ایران به «سکوت» ختم می‌شود و در جهان به «رسوایی»!

تأملی بر افشای فیش‌های حقوقی برخی مدیران در کشورمان؛
گویی هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و همه دریافتی این مدیران، به حق و قانونی است که در این صورت این پرسش پیش می‌آید که اختلاف پرداختی به افراد از یک میلیون تومان تا چند ده میلیون تومان، مورد تأیید کدام نهاد در کشورمان است؟
کد خبر: ۵۹۴۱۶۶
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۱ - 01 June 2016
 
 
افشای فیش های حقوقی برخی مدیران در کنار واکنش های محدودی که به دنبال داشت، از یک نظر دیگر هم قابل بررسی به نظر می‌رسید؛ اینکه چه کسی و با چه انگیزه‌ای این فیش ها را افشا کرده است؟!

، پس از افشای تصاویر فیش های چند ده میلیون تومانی حقوق برخی مدیرانِ دستگاه ها و نهادهای مختلف در کشورمان، به نظر می‌رسید با موجی از واکنش ها مواجه خواهیم بود، به ویژه آنکه افشای فیش های حقوقی به شکل سریالی به جریان افتاده بود و بعد از مدیران ایران خودرو ،بیمه مرکزی و .... صابون افشاگری به تن برخی دیگر از مدیران پردرآمد کشورمان هم خورد.

جزئیات منتشره آنقدر تکان دهنده بود که برخورد شدید و حتی استفاده از قدرت قهریه در برخورد با رقم زنندگان این وضع طبیعی جلوه می‌کرد، زیرا باور پذیر نیست، در حالی که حقوق پایه قانون کار عددی کمتر از یک میلیون تومان را نشان می‌دهد، برخی مدیران حدود 100 برابر این رقم درآمد داشته باشند و این تنها عدد درج شده در فیش حقوقی شان باشد.

این در حالی است که می‌دانیم بسیاری از مدیران پردرآمد، علاوه بر فیش های حقوقی عجیب و غریبشان، عضویت در هیات مدیره برخی شرکت ها را هم تجربه می‌کنند و از این سمت هایشان هم عایدی فراوانی به دست می‌آورند و علاوه بر آن، به دلیل نقص در قوانین و همچنین ضعف در نظارت، فرصت حضور در کسب و کارهای دیگر نیز برایشان فراهم است؛ فرصتی که می‌تواند سود بسیار بیشتری از رقم های مدرج در فیش های حقوقی به جیبشان سرازیر کند، چون هم در مرکز اطلاعات و تصمیم سازی ها حضور دارند و هم از رانت «مسئول بودن» برخوردارند.

اتفاقی که نتیجه آن، ثروتمند شدن برخی از این مدیران در دوران کوتاه تصدی گری برخی مسئولیت هاست. بماند که برخی از ایشان به همین مقدار نیز بسنده نکرده و به گونه‌ای رفتار می‌کنند که نامشان به پرونده های بزرگ مالی گره می‌خورد؛ اتفاقی که ممکن است برایشان بسیار گران تمام شده و به رونمایی از فساد این مسئولان در دادگاه های شکل گرفته برای رسیدگی به تخلفات بزرگ مالی گره بخورد.

این در حالی است که شواهد حکایت از آن دارند که اگر این دست مدیران به حد خود بسنده کرده و به فیش های حقوقی چند ده میلیون تومانی و پولی که بابت عضویت در هیات مدیره برخی شرکت های خاص می‌گیرند، بسنده کنند، گزندی متوجه شان نخواهد شد، ولو اطلاعات فیش های حقوقی شان افشا شده و مشخص شود یکی از مزیت های ویژه ای که مدیر شدن این افراد برایشان به ارمغان آورده، دریافت وام های چند صد میلیون تومانی با اقساط بسیار بسیار سبک است.

اتفاقی که به وضوح در افشای فیش های حقوقی مدیران بیمه مرکزی و برخی سازمان ها، دستگاه ها و نهادهای دیگر مشخص شد، به گونه ای که دیدیم در نهایت مدیر بیمه مرکزی از سمت خود استعفا کرد.

گویی هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و همه دریافتی این مدیران، بحق و قانونی است که در این صورت این پرسش پیش می‌آید که اختلاف پرداختی به افراد از یک میلیون تومان تا چند ده میلیون تومان، مورد تأیید کدام نهاد در کشورمان است؟ آیا می‌توان پذیرفت که کارمند یک نهاد پس از چندین سال خدمت، با احتساب اضافه کار و بقیه آیتم ها دو میلیون تومان دریافت کند و مدیر بالادستی وی که گاه از نظر مدرک دانشگاهی یا تجربه در سطح پایین تری از وی قرار دارد، چندین برابر این مبلغ دریافتی داشته باشد؟

این در حالی است که ماجرای افشای فیش های حقوقی برخی مدیران از جنبه دیگری نیز قابل بررسی است؛ اینکه چه فرد یا افرادی و با چه انگیزه‌ای دست به این افشاگری زده‌اند و چه سرنوشتی برایشان رقم خورده یا انتظارشان را می‌کشد؟ اتفاقی که با توجه به برخورد نشدن با پرداخت های چند ده میلیون تومانیِ برخی مدیران و «سکوت» رعب آور مسئولان و نهادهای ناظر در این خصوص، انتظار وقوع آن دور از انتظار نیست.

برخوردی که اگر مشمول افشاکنندگان این فیش های حقوقی نشود، به احتمال زیاد به انسداد یا محدودسازی دسترسی افراد به فیش حقوقی مدیران منجر خواهد شد تا دیگر شاهد افشاگری هایی از این دست نباشیم؛ افشاگری هایی که بسیاری از مردم بر این باورند، در بسیاری از کشورها منجر به رسوایی می‌شد و در کشورمان به گونه ای با آن برخورد می‌شود که گویی ترجیح می‌دهیم با سکوت از تب و تاب افتاده و در اثر گذر زمان، برای همیشه فراموش شوند!

بوسجین:پرونده‌ای که در ایران به «سکوت» ختم می‌شود و در جهان به «رسوایی»!

تأملی بر افشای فیش‌های حقوقی برخی مدیران در کشورمان؛
گویی هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و همه دریافتی این مدیران، به حق و قانونی است که در این صورت این پرسش پیش می‌آید که اختلاف پرداختی به افراد از یک میلیون تومان تا چند ده میلیون تومان، مورد تأیید کدام نهاد در کشورمان است؟
کد خبر: ۵۹۴۱۶۶
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۱ - 01 June 2016
 
 
افشای فیش های حقوقی برخی مدیران در کنار واکنش های محدودی که به دنبال داشت، از یک نظر دیگر هم قابل بررسی به نظر می‌رسید؛ اینکه چه کسی و با چه انگیزه‌ای این فیش ها را افشا کرده است؟!

، پس از افشای تصاویر فیش های چند ده میلیون تومانی حقوق برخی مدیرانِ دستگاه ها و نهادهای مختلف در کشورمان، به نظر می‌رسید با موجی از واکنش ها مواجه خواهیم بود، به ویژه آنکه افشای فیش های حقوقی به شکل سریالی به جریان افتاده بود و بعد از مدیران ایران خودرو ،بیمه مرکزی و .... صابون افشاگری به تن برخی دیگر از مدیران پردرآمد کشورمان هم خورد.

جزئیات منتشره آنقدر تکان دهنده بود که برخورد شدید و حتی استفاده از قدرت قهریه در برخورد با رقم زنندگان این وضع طبیعی جلوه می‌کرد، زیرا باور پذیر نیست، در حالی که حقوق پایه قانون کار عددی کمتر از یک میلیون تومان را نشان می‌دهد، برخی مدیران حدود 100 برابر این رقم درآمد داشته باشند و این تنها عدد درج شده در فیش حقوقی شان باشد.

این در حالی است که می‌دانیم بسیاری از مدیران پردرآمد، علاوه بر فیش های حقوقی عجیب و غریبشان، عضویت در هیات مدیره برخی شرکت ها را هم تجربه می‌کنند و از این سمت هایشان هم عایدی فراوانی به دست می‌آورند و علاوه بر آن، به دلیل نقص در قوانین و همچنین ضعف در نظارت، فرصت حضور در کسب و کارهای دیگر نیز برایشان فراهم است؛ فرصتی که می‌تواند سود بسیار بیشتری از رقم های مدرج در فیش های حقوقی به جیبشان سرازیر کند، چون هم در مرکز اطلاعات و تصمیم سازی ها حضور دارند و هم از رانت «مسئول بودن» برخوردارند.

اتفاقی که نتیجه آن، ثروتمند شدن برخی از این مدیران در دوران کوتاه تصدی گری برخی مسئولیت هاست. بماند که برخی از ایشان به همین مقدار نیز بسنده نکرده و به گونه‌ای رفتار می‌کنند که نامشان به پرونده های بزرگ مالی گره می‌خورد؛ اتفاقی که ممکن است برایشان بسیار گران تمام شده و به رونمایی از فساد این مسئولان در دادگاه های شکل گرفته برای رسیدگی به تخلفات بزرگ مالی گره بخورد.

این در حالی است که شواهد حکایت از آن دارند که اگر این دست مدیران به حد خود بسنده کرده و به فیش های حقوقی چند ده میلیون تومانی و پولی که بابت عضویت در هیات مدیره برخی شرکت های خاص می‌گیرند، بسنده کنند، گزندی متوجه شان نخواهد شد، ولو اطلاعات فیش های حقوقی شان افشا شده و مشخص شود یکی از مزیت های ویژه ای که مدیر شدن این افراد برایشان به ارمغان آورده، دریافت وام های چند صد میلیون تومانی با اقساط بسیار بسیار سبک است.

اتفاقی که به وضوح در افشای فیش های حقوقی مدیران بیمه مرکزی و برخی سازمان ها، دستگاه ها و نهادهای دیگر مشخص شد، به گونه ای که دیدیم در نهایت مدیر بیمه مرکزی از سمت خود استعفا کرد.

گویی هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و همه دریافتی این مدیران، بحق و قانونی است که در این صورت این پرسش پیش می‌آید که اختلاف پرداختی به افراد از یک میلیون تومان تا چند ده میلیون تومان، مورد تأیید کدام نهاد در کشورمان است؟ آیا می‌توان پذیرفت که کارمند یک نهاد پس از چندین سال خدمت، با احتساب اضافه کار و بقیه آیتم ها دو میلیون تومان دریافت کند و مدیر بالادستی وی که گاه از نظر مدرک دانشگاهی یا تجربه در سطح پایین تری از وی قرار دارد، چندین برابر این مبلغ دریافتی داشته باشد؟

این در حالی است که ماجرای افشای فیش های حقوقی برخی مدیران از جنبه دیگری نیز قابل بررسی است؛ اینکه چه فرد یا افرادی و با چه انگیزه‌ای دست به این افشاگری زده‌اند و چه سرنوشتی برایشان رقم خورده یا انتظارشان را می‌کشد؟ اتفاقی که با توجه به برخورد نشدن با پرداخت های چند ده میلیون تومانیِ برخی مدیران و «سکوت» رعب آور مسئولان و نهادهای ناظر در این خصوص، انتظار وقوع آن دور از انتظار نیست.

برخوردی که اگر مشمول افشاکنندگان این فیش های حقوقی نشود، به احتمال زیاد به انسداد یا محدودسازی دسترسی افراد به فیش حقوقی مدیران منجر خواهد شد تا دیگر شاهد افشاگری هایی از این دست نباشیم؛ افشاگری هایی که بسیاری از مردم بر این باورند، در بسیاری از کشورها منجر به رسوایی می‌شد و در کشورمان به گونه ای با آن برخورد می‌شود که گویی ترجیح می‌دهیم با سکوت از تب و تاب افتاده و در اثر گذر زمان، برای همیشه فراموش شوند!

بوسجین :کنایه های سنگین راغفراقتصاد دان اصلاح طلب به آخوندی وزریر دولت یازدهم

آنچه که آقای وزیر به نام سوسیالیسم از آن صحبت کردند اسمش سوسیالیسم نیست، بلکه "سرمایه داری رفاقتی" است.
به گزارش جهان، کنایه های سنگین علمی حسین راغفر به آخوندی در میزگرد اقتصادی " سوسیالیسم،بازار و سوداگری در ایران"  دانشگاه صنعتی شریف

عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا در این نشست گفت:

تجربه ایران یکی از بهترین تجربه هاست که نشان می دهد چگونه به نام بازار آزاد مردم چپاول شدند.

آنچه که آقای وزیر به نام سوسیالیسم از آن صحبت کردند اسمش سوسیالیسم نیست، بلکه "سرمایه داری رفاقتی" است.

ما هنوز در ایران دولت نداریم، کارکرد دولت جمع آوری مالیات و توزیع آن بصورت خدمات عمومی است که ما در ایران نداریم. ما یک دستگاه بزرگ بروکراتیک داریم که توزیع منزلت می کند. کارکرد دولت در ایران توزیع منزلت در بین فرزندان وزرا، مدیران دولتی و امثالهم بوده است.

ما بدون اصلاحات ساختاری امکان اصلاحات دیگر را نداریم، بنابراین تمام این سیاست های ابلاغی مثل اصل 44 و اقتصاد مقاومتی و ... تنها مشروط به شرایطی می توانند تحقق پیدا کنند، در غیر این صورت تبدیل به صرفا کاغذ و سمینار و فرصت نان خوردن برای یک عده می شوند.

تا زمانی که فعالیت های نامولد مثل خرید و فروش پول، زمین و امثال اینها که همان سوداگری است پاداش می گیرند، در چنین اقتصادی توسعه صنعتی شکل نمی گیرد.

سهم مالیات املاک ایران از همه دنیا کمتر است. حدود یک سال پیش لایحه عواید حاصل از مالیات بر سرمایه در مجلس رد می شود، چرا؟ برای اینکه این هشتصد هزار مسکن خالی که در ایران وجود دارد اموال همین تصمیم است
در تائید مطلب بالا از طرف نویسنده قلم این قسمت اضافه شده است
اتفاقا" حرف دل ما که به هر حال در گرو انقلابداریم همین مطلب هست  و از اول و داد و فریاد می زنیم که اقایون دولتیان و مجلسیان و قوه قضائیه این راهی که شما می روید نه در خط انقلاب است و نه در راه ارمانهای شیعه و نه در دایره علم و تجربیات ملل متمدن قرار می گیرد در همه زمینه حرکت به سمت برن و در رو ی است که متاسفانه حاکم شده که حتی می تواند در دراز مدت چون منافع ملی به هیچ وجه در ان لحاظ نمی شود گسل های وحشتناکی را در جامعه ایرانی ایجاد می کند که کرده و روز به روز در حال فاصله گرفتن است که ان گسل ها همه زمینه داخلی و هم زمینه خارجی را برای فرو پاشی جامعه تاریخی ایران و همچنین مذهب را فراهم می کند  وبرای ما نظر علمی از ناحیه هر کس و جناحی باشد که بیماری جامعه را بشناسد و برای درمان ان اقدام کند قابل پذیرش  و مورد احترام است دولت ها حالا هر چه باشند از سازندگی تا اصلاحات از اصلاحات تا دولت بهار و از ان تا این دولت همه برنامه در جهت اقتصاد رفاقتی و چپاول گری بوده و در جهات منافع ملی شکل نگرفته و به خاطر ان است که کلیه جهت گیری ها و منافع ان یا نصیب سران و فرزندان و حخانواده ها و اطرافیان می شود و یا افرادی که وارد فاز سوداگری شده قاعده های ان را یاد گرفته اند شده است  و اینجا هیچ خدماتی برای توده مردم ارائه نمی شود و انقدری به توده مردم داده می شود که بتوانند این بساط را برپا نگه دارند تا انان بتوانند این موقعییت خود را حفظ کنند مثلا" برای حقوق بگیر که پائین حقوق را دارد 12 در صد اضافه می شود و تازه مالیات و عوارض مربوطه از ان کم می شود اما شرایطی را ایجاد می کنند یک مغازه از 500 میلیون به 2 میلیارد برسد و یک دفعه به چیب دارند ان یک و نیم میلیارد سرازیر می کنند بدون اینکه کنترلی باشد و یا حقوق و ملت را از ایشان بگیرند و سایر موارد نیز چنین است 

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

 

بوسجین : شلاق 17 کارگر معدن کار

 در این مورد قلمم چیزی نمی تواند بنویسیددر حالی که بیکاران مفت بر و دلالان  جاده های تجمع ثروت برای انها باز و مهیاست و قوانین تعدیل و یا نرخ ارز بیمه کننده درامد های باد اورده انهاست و مدیران ما بابت کار نکرده اضافه کار و فوقالعاده ویزه و حق جلسه و......می گیرند که اوضاع اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور نشان از مدیریت ظفرمند انان دارد  که چقدر مدیریت علمی  و روز جهانی را دارند و انان هر روز تشویق و حمایت می شوند حتی برای کار های اشتباه خود انها مورد حمایتند  در این شرایط که بار همه ان مفت بر ها و این مدیریت بر دوش اقلیت تولید کننده جامعه ماست و این مظلومین نه تنها خواسته های به حق انها مشروعیت  و قانونیت ندارد بلکه باید شلاق هم بخورند ولی ای کاش ان شلاق ها به جای نواخته شدن بر تن رنجور و خسته انان بر تن ان مدیرانی ویزه خوار با حقوق ده ها میلیونی نواخته می شدکه چه به روز این ملت و انقلابش و ارمانش اوردند

 

🔹شعری دیده نشده از استاد حمید سبزواری

🔻بهای کار

کشوری که کس نشناسد بهای کار
بیچاره کارگر چه کند با خدای کار

از صبح تا به شام کشد رنج و عاقبت
جز ناسزا و زشت نبیند سزای کار

ارباب کار مزد دهد گر به کار‌گر
از بهر بندگی دهدش نز برای کار

خواهم ز حق که دست توانای کارگر
گیرد گلوی ناحق فرمانروای کار

نی نان و نی لباس، نه قانون نی اساس
بنگر که تا چه پایه رسیده جفای کار

جز انقلاب ! درد به درمان نمی‌ رسد
ای کارگر به پا که بگیری بهای کار .

 

 

 

ایا با دیدگاه به کار و کارگر  به ریختگی شتر و مرغ و شتر مرغ در  بیش اقتصادی ایجاد نمی شود ایا کسانی که اقتصادی لیبرالی را سر لوحه برنامه خود قرار داده اند در همان اقتصاد لیبرالی  وجود اتحادیه های کارگری به رسمیت شناخته نشده است و در کشور ما هم اگر بینش لیبرالی حاکم شود باید سایر قواعد بازی ان را باید در نظر بگیرند نه اینکه شعار های اقتصادی زبیا بیان شود اما در عمل قانون برده داری عمل شود بطور کلی فعالین اقتصادی و سیاسی ما باید روشی صحبت کنند و اعتقادات خود را به وضوح بیان کنند و باید اگر به حاکمیت رسیدند به انها عمل کنند تا مردمی که این قوانین بر زندگی انان جاری می شود بدانند و اگاه باشند و وگرنه نمی شود از دموکراسی و لیبرالیسم و یا سوسالیسم و یا اقتصاد اسلامی دم زد و طور دیگر عمل کرد که این بلشویی کشنده تر از بی برنامگی است  مانند همان داستان شتر مرغ می گویند بار ببر می گوید مرغم و می گویند حال که مرغی تخم بگذار بگوید من شترم این دوگانگی در دیدگاه و عمل این اشفتگی را ایجاد می کند و توسعه و پیشرفت را از انها سلب می کند و هیچ کس در رابطه با اقداماتش احساس مسئولیت نمی کند

بوسجین : دو اتفاق کوچک و اما با دامنه پزرگ در سیاست داخلی اتفاق افتاد که لازم است در مورد انها مداقه

 یکی در برنامه نگاه شبکه یک که دو نماینده مجلس اقای حضرتی و اقای نقوی حضور داشتند گفته های شعار گونه اقای حضرتی کلیه گویی ان باز ادامه دهند همان خط و خط بازی بود که می خواست این را القا کند که دیگران حرف نزنند باید طبق افکار ما که تعریف درستی هم از انها نداشت قرار بگیرند وقتی از اقتصاد و فرهنگ صحبت کردند باز با دید غینک زده خود مسائل را تحلیل کردند و بالاترین ایراد صحبت او هم این بود که مجلس باید به عنوان مهترین قوه خود را با دولت هماهنگ کند  و از مجلس گذشته به خاطر گروه دلواپس ناراحت بودند که همین دیدگاه ایشان هم با با ان دید وسیع فرهنگی که ایشان داشتند همخوانی نداشت طبق دید فرهنگی ایشان باید دلواپس هم در دایره ان قرار گیرد و حق دفع کردن ان را ندارند این گفتارضدو نقیض  و بی در پیکراز کسی که چندین دور هم نمایندگی مجلس را به عنوان پشتوانه کاری دارد بعید  بوده می باشد اقا اگر مجلس را تمام اصلاح طلب بدانیم و ان مجلس نظرات مختلف و دیدگاه های مختلف برای قانون گذاری نداشته باشند و همه هر چیز را که دولت می گوید تصویب کند ان دیگر مجلس مقننه نیست بلکه سرای سالنمدان می باشد یا اصلا" سرزمینالکن ها نام ببریم بهتر است

دیگر سر مشق رئیس جمهور که انگار نمایندگان مجلس دانش اموزان مدرسه ابتدایی بودند و به انها سر مشق داده می شود که اقا طرح ندهید یعنی لایحه های دولت را دربست تصویب کنید انها کارشناسی شده و شسته و رفته است در صورتی نمایندگان مجلس اگر در جایی نارسایی های در اجرا و یا لوایح مشاهده کردند  وظیفه انان است با طح ان اشکالات را رفع کنند و قوه مجریه نمی تواند برای قوه مقننه تعیین تکلیف کنداقا اگر اینطور است مردم برای چه ان همهنماینده را با ان هزینه سنگین انجا نشانده اند

 و

بوسجین : امار واردات از چین

امار واردات از دو دولت و رابطه ان با شعار ها و اشتغال

 

م با ولخرجی های بی پایان دولت روحانی، دیگر پولی برای آبادانی کشور نماند / زندگی اشرافی دولت تدبیر و


متوسط میزان تحقق بودجه عمرانی دولت نهم و دهم نسبت به آخرین بودجه عمرانی دولت اصلاحات در سال 83، 257 درصد رشد داشته است و از 7.2 هزار میلیارد تومان در سال 83 به متوسط تحقق 18.56 هزار میلیارد تومان رسیده است ولی با شروع دولت یازدهم، کشور شرایط معکوسی را در حوزه عمرانی خود طی کرده است و بطوریکه در اولین سال بودجه نویسی اعتدالیون، بودجه عمرانی 28 درصد نسبت به سال 92 کاهش یافت. شرایط در بودجه سال 94 مقداری نسبت به 93 بهبود یافت و 7 درصد بودجه عمرانی بیشتر شد ولی باز هم اختلاف 19 درصدی را نسبت به سال 92 شاهد بودیم. بودجه عمرانی سال 92 مبلغی بالغ بر 56 هزار میلیارد تومان بود که در سال 94 به 47.4 هزار میلیارد تومان کاهش یافت. بودجه عمرانی سال 95 نسبت به سال 94، افزایش 20 درصدی داشته ولی این افزایش فقط توانسته با اختلاف 1 درصد از بودجه 92 پیشی بگیرد و به 57 هزار میلیارد تومان برسد

روند کاهش بودجه عمرانی در دولت یازدهم در حالی رخ داده است که بودجه جاری (ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻬﺎﻱ  ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺍﻱ) کشور سال به سال افزایش چشمگیری داشته است و هر سال دولت پول بیشتری برای گذران خود خرج کرده است. حقوق های چند ده میلیونی و پاداش های چند صد میلیونی به مدیران، انجام سفرهای تشریفاتی در حلقه های اول تا سوم، ریخت و پاش ها و ولخرجی های بی پایان وزارت خانه همچون برپایی همایش های تکراری و بی ضرورت چند صد میلیون تومانی، افزایش فساد اداری و ... موجب گردیده تا نام یکی از ولخرج ترین دولت ها بعد از انقلاب به دولت یازدهم اختصاص یابد.


میزان خرجی که دولت در سال چهارم خود در بودجه در نظر گرفته است نسبت به آخرین سال حضور دولت دهم، 234 درصد افزایش یافته است و از 88 هزار میلیارد عملکرد پرداخت های هزینه ای در سال 91 به 209 هزار میلیارد تومان در سال 95 رسیده است.

روحانی وقتی در سال 92 بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زد، مدعی بوده از دولت قبل خرابه ای به وی ارث رسیده است. افزایش عجیب هزینه‌های جاری دولت در 3 سال اخیر در حالی است که مسئولان بارها نسبت به کسری بودجه و خزانه خالی و افت فاحش درآمد نفتی ابراز گلایه کرده‌اند. کسی منکر وجود مشکلات متعدد اقتصادی در سال های پایانی دولت دهم نیست، (حال این مشکلات ناشی از تحریم باشد یا سوء مدیریت) ولی آنچه در این سه سال دیده این است که برای اصلاح ابرو، چشم ها را کور کرده اند. در حالی که کشور با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کند؛ بودجه عمرانی کشور را کاهش دادن و در عوض آن بر مخارج خود افزودن نه تنها کار ناپسندیست بلکه ورشکستگی و سقوط اقتصادی کشور را با خود به همراه خواهد آورد. مانند کسی که در شرایط اقتصادی نامناسبی قرار گرفته و بجای صرفه جویی و گسترش فعالیت های درامدزای خود؛ سرمایه های کاری خود را به پول نقد تبدیل می کند و با آن خانه و ماشین لوکس می خرد و اشرافانه زندگی می کند و پس از پایان یافتن سرمایه ها، به دریافت قرض و وام روی می آورد و هر روز بر زندگی اشرافیت خود می افزاید. این روند مسلما بی پایان نخواهد بود، چرا که نتیجه آن از دست دادن تمام دارایی و غرق شدن در انبوه بدهی و در نهایت ورشکستگی و زندان خواهد بود. با ادامه روند تیم اقتصادی دولت تدبیر و امید در بودجه نویسی چیزی برای پروژه‌های عمرانی باقی نمی‌ماند.

البته تمامی این افزایش بودجه جاری با کاهش بودجه عمرانی تامین نشده بلکه به گفته دکتر مسعود میرکاظمی وزیر نفت و وزیر بازرگانی سابق متاسفانه دولت از طریق افزایش پایه پولی و نقدینگی که آن هم حاصل بدهی بانکها به بانک مرکزی است، تامین مالی مورد نیاز خود را انجام می‌دهد. همچنین یکی دیگر از راه‌های تامین مالی دولت افزایش خالص بدهی خارجی بانک مرکزی است. در این روش بانک مرکزی معادل ریالی پولهای بلوکه شده را به خزانه می‌ریزد.

اکبر کمیجانی قائم مقام بانک مرکزی سوم خرداد امسال در خصوص بدهی دولت به بانک ها در انتهای سال 94 گفت:

بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی در سال گذشته با 15.4 درصد رشد - نسبت به سال 93- به 120 هزار میلیارد تومان رسیده است.

این در حالیست که میزان بدهی دولت دهم به بانک ها معادل ٦١ هزار و ٦٥٥ ميليارد تومان بوده که تا پایان سال 94 رشد 194 درصد داشته است.

این اتفاقات در روند بودجه ای کشور در سه سال اخیر در حالیست که حسن روحاني در مناظرات انتخاباتي سال 1392 با مورد توجه قرار دادن مقوله افزايش هزينه‌هاي جاري دولت، گفته بود:

دولت در سال‌هاي گذشته اموالي را كه جزو ثروت ملي بود، مي‌فروخت و براي بودجه‌هاي جاري خرج مي‌كرد. در سال 91، 151 هزار و 396 ميليارد از سهام براي مخارج روزمره دولت بر بودجه جاري هزينه شد. دولت از سرمايه‌هاي ملي براي هزينه‌هاي جاري صرف مي‌كند و حجم دولت نيز مرتباً افزايش پيدا مي‌كند.

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

🔵 ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻋﯿﻦ #ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ!!

🔵 ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻋﯿﻦ #ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ!!

🔵 ﺑﺎﻫﻨﺮ ﮔﻔﺘﻪ :
ﻣﺠﻠﺲ ﺑﻌﺪﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ

ﺍﺳﺖ ❗️

❌ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ :👇👇
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﻌﺘﺪﻝ .....


ﻗﺒﻠﻦ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﻗﺎﻟﯿﺒﺎﻑ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻌﻞ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﮐﺮﺩ #ﺍﺻﻮﻝ_ﮔﺮﺍﯾﺎﻥِ_ﺍﺻﻼﺡ_ﻃﻠﺐ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻧﺪ.

❌ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ #ﺍﺻﻮﻝ_ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ_ﺗﮑﻨﻮ_ﮐﺮﺍﺕ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﺏ #ﻗﺎﻟﯿﺒﺎﻑ ﺁﻏﺎﺯ
ﺷﺪ.
ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺗﺮ #ﺍﺻﻮﻝ_ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ_ﭘﺎﯾﺪﺍﺭﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ #ﺗﻨﺪﺭو.....

ﺣﺎﻻ ﻫﻢ :
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥِ ❗️ﻣﻌﺘﺪﻝ❗️ .........

🔵 ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻤﺶ ﺷﺪﻩ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﻌﺘﺪﻝ ؟

🔴 ﭼﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺳﺮﮐﺎﺭﻩ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ #ﺩﻭﻟﺖ_ﺍﻋﺘﺪﺍﻟﻪ .........

❌ﭼﻨﺎﻥ ﺟﻮﯼ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﺳﺮﺳﺨﺖ #ﻧﻈﺎﻡ ﻭ#ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ
#ﺷﻌﺎﺋﺮ_ﺧﻤﯿﻨﯽ ﮐﺒﯿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ
#ﺍﺻﻮﻝﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻨﺪﺭﻭ .......

ﻫﺮﭼﯽ ﮐﺎﺳﻪ ﮐﻮﺯﻩ ﻫﺴﺖ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ............

❌ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺎﺭﻧﺪ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺎ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﻌﺘﺪﻟﯿﻢ ........

❌ﺣﺎﻻ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ :👇👇

ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ #ﭘﻔﮑﯽ
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ #ﭼﯿﺘﻮﺯﯼ
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ #ﺷﻠﻪ_ﺯﺭﺩﯼ
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ #ﮐﺸﮏ_ﺑﺎﺩﻣﺠﻮﻧﯽ
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ #ﻗﻮﺭﻣﻪ_ﺳﺒﺰﯼ
ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﺎﻥ .....

ﺷﻤﺎ ﺑﮕﯿﺪ....

🔵 ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎﺟﻤﺎﻋﺖ #ﺍﺻﻮﻝﮔﺮﺍﯼ_ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ
ﮔﻔﺖ:
❗️ ﻣﻦ ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...........

🔴 ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺩ #ﺩﮐﺘﺮ_ﺍﺣﻤﺪﯼ_ﻧﮋﺍﺩ ...
ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺩ ...

😊ﯾﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﻮﺭ #ﺍﺻﻼﺡ_ﻃﻠﺐ ﻫﺎ ﺑﺨﻮﻧﯿﻢ ؛
#ﺍﻟﻔﺎﺗﺤﻪ_ﺟﻤﺎﻋﺖ_ﻭﻃﻦ_ﻓﺮﻭﺵ_ﺧﺒﯿﺚ
____________________________

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

بوسجین : باز این مردم بودند که تعیین کننده بودند

 انتخابات مجلس و خبرگان تمام شد ریاست مجلس خبرگان تعیین و مجلس هم در حال تعیین شدن است اما ان چیزی که می توان از ان درس گرفت و مخصوصا" سیاست مداران اگر ادعایی در سیاست دارند باید ان جدی بگیرند باز طیف های مردم بودند نه خود انها که برنده و تعیین کننده بودند نه سیاست مداری انها بر اساس ان حداقل هم اصول گرایان و هم اصلاح طلب ها و هم جریاناتی که در حال شکل گرفتن هستند رویکرد مردمی خود را جدی بگیرند و به خواست ها و علایق و تفکر مردم احترام بگذارند و هر جریانی هم به حق توجهی به ان کرد مارک هایی به نام پوپولیست و امثال ان را به ان نچسبانند چرا که تا زمانی که حکومت ما رگه های مردم سالاری را دارد و به حکومت اریستوکرات و طبقه خاص تبدیل نشده مردم در ان نقش تعیین کننده خواهند داشت و می توانند تمام رویا های انها را مردم بر باد دهند من در اینجا از اصلاح طلبان صحبت نمی کنم چرا که مدل رفتاری و کار کرد انها همه چیز را نشان می دهد چرخش های 180 در جه ای در استراتیزی مدل تبلیغات و مدل های تحلیل مسائل انها نشان می دهد که چیزی از خود ندارند بلکه ان چیزی را مطرح می کنند که برای انها تعیین شده حالا از کجا بماند اما بیشتر تاکید من با اصول گرایانی است  که به توهم غرور دچار شده فکر کرده اند انان چوپانند مردم گله و هر تصمیمی انان بگیرند مردم لاجرم از ان پیروی کرده و همواره پیرو انها خواهند شد من قشر سنتی اصول گرا را کاری ندارم هر کاری کنی باز اینها بر همین روش خود ادامه خواهند داد اما قشر جوانان وتحصیل کرده و جنگ دیده اصول گرایان باید خود را از زیر سطله سنتی ها نجات دهند تا بتوانند با تفکر جدید و خلاقانه ای که دارند بتوانند با توجه به وفاداری به ارمانهای انقلابی که دارند برای هدایت کشور برنامه ریزی کنند البته با دید توجه به خواسته های توده مردم انتخابات تهران و شهرستانها درس ها زیادی می تواند برای اینها داشته باشد که می ببینیم ارا شهرستانها بود که توانست انها را نجات دهد وایت الله جنتی به حق به ریاست مجلس خبرگان برسد چرا که اصلاح طلبان بر اساس ان دیدگاه اشراف نگری به تهران زم کردند و توانستند با استفاده از تشتتی که در میان اصول گرایان بوده و با تبلیغات خاکستری توانستند ارا تهران را به نفع خود کنند حالا اگر اصول گرایان جوان درغفلت پیروزی این دور بخوابند باز با تشتت و منیت و تکبر به خاطر مسائل ساده به خود زنی بپردازند در دور بعد حتی می توانند ان شهرستانها را هم از دست دهند پس باید از ان تفکر دست بردارند با رویگر مردمی به طور منطقی باید داشته های خود را رو کنند و ببینند که در میان انها چه کسی توان بیشتر برای جلب ارای مردمی دارد با برنامه ریزی برای ان  و تشکیل اتقاق فکری به وحدت برسند و اصولی بر اساس ارمانهای انقلاب به فعالیتبپردازند و در این رابطه خود را خدمتگزار مردم بدانند و به فعالیت بپردازند ان موقع این طوفان مردم همیشه صحنه را خواهند دید که چگونه خس و خاشاک را از سر راه انقلاب برمی دارد و این را هم خدمت این عزیزان عرض کنم جریان انحرافی که در میان اصول گرایان ساخته شد جریانی بود که در اتاق فکری دو جریان ساخته شد تا با وجود فتنه 88 سران دوجریان تمامیت خواه با مساوی شدن از هم راضی شوند  و از هم دلجویی کنندو با این اختلاف در میان اصول گرایان اغاز شود که شد و همین و عملکرد ها موجب دلسردی و رای ندادن  برخی از ارمان خواهان در انتخابات شد که شرایط را برای اصلاح طلبان در تهران فراهم کرد

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

ما عاشق احمدی نژاد نیستیم. دشمن روحانی هم نیستیم. اما حرف حق زیباست.یکی از روش های پند گیری از تاریخ مقایسه است تا تا راه اینده را بر اساس ان مقایسه انتخاب کنیم
انشالله به کسی بر نخوره بخونید خیلی جالبه  
فرق ره،ازکجا؟ تابه کجا؟؟؟!!!

احمدی نژاد ۶۴ تا دونه سانترفیوژ زمان خاتمی رو کرد ۱۹ هزار سانترفیوژ،
⛔️ روحانی ۱۹ هزارتا رو با مذاکرات پیچیده کرد ۵ هزارتا!!!

احمدی نژاد غنی سازی ۳.۵ درصد رو رسوند به ۲۰ درصد،
⛔️ روحانی غنی سازی ۲۰ درصد رو رسوند به ۳.۵ درصد.

در زمان احمدی نژاد چرخه فناوری هسته ای از صفر تا صد بومی شد،
⛔️زمان روحانی فردو تعطیل، کارخانه آب سنگین تعطیل، هسته رآکتور اراک تخریب، نطنز نیمه تعطیل، تحقیق و توسعه محدود و....

زمان احمدی نژاد ذخیره اورانیوم به ۱۲ تن رسید
⛔️زمان روحانی همه رو دارن اکسید میکنن تا به ۳۰۰ کیلو برسه!

زمان احمدی نژاد انرژی هسته ای و فناوری فضایی داشتیم البته بخاطرش تحریم هم شدیم،‍
⛔️زمان روحانی، هم انرژی هسته ای تعطیل شد و هم فضایی و هم تحریمها افزایش پیدا کرد!

در کل احمدی نژاد ۶ بار از طرف آمریکا تهدید نظامی شدیم ،
⛔️تو دو سال زمان روحانی تا الان ، ۱۴ بار تهدید نظامی شدیم از طرف آمریکا و اسرائیل و حتی عربستان!

زمان احمدی عربستان جرأت قلدر بازی برای ایران نداشت
⛔️زمان روحانی عربستان هم، مارو تهدید نظامی میکنه و به ناموسمون تجاوز میکنن و کشتیمون رو بازرسی میکنن و آقای ظریف به جاش، پست های جدید مسئولین وهابی عربستان رو بهشون تبریک میگه و یه بار هم جرأت محکوم کردن نداشته.

زمان احمدی نژاد یک ربع تیم غربی دیر اومد جلسه، جلیلی برای تنبیه اونا دو ساعت رفت قدم زدن و دوساعت تمام اونا توجلسه منتظر جلیلی نشستن،
⛔️ولی غربی ها، ظریف رو یک بار به بهانه جلسه هماهنگی بین خودشون یک ساعت پشت در نگه داشتن.

احمدی نژاد بعد از ترور دانشمندان هسته ای، عکس شهدا رو گذاشت رو میز مذاکرات و غربی ها رو مجبور به محکوم کردن ترور کرد .
⛔️زمان روحانی ، سفیر قانونی مارو به سازمان ملل راه ندادند و برخلاف توافق ژنو تحریم ها رو اضافه کردند و ظریف عکس العمل دیپلماتیک نشان نداد.....

زمان احمدی نژاد با ترفند های پیچیده پول های بلوکه شده رو وارد کشور میکردن.
⛔️زمان روحانی انرژی هسته ای رو تعطیل کردن تا بلکه با هزار منت و التماس ۷ میلیارد دلار از پولهای خودمون آزاد بشه، اونوقت غربی ها پولها رو از یه حساب مسدود ریختن به یه حساب مسدود دیگه تا ایرانی ها با چمدون و ذره ذره برن از امارات بیارن!

🚫و اینان با شعار چرخیدن چرخ اقتصاد در کنار چرخ سانترفیوژها آمدند ولی الآن نه چرخ اقتصاد میچرخد و نه چرخ سانترفیوژ.

🚫با شعار اعتدال و آزادی بیان آمدند و هر روز به منتقدان توهین کردند و روزنامه های مخالف رابستند.

🚫با شعار حل صد روزه مشکلات آمدند و هر روز یه مشکل برای مردم درست کردن، یه روز با گرانی آب و برق و گاز و نان و بنزین و میوه و لبنیات ، یک روز هم با حذف یارانه ها و مسکن مهر و سهام عدالت و ....

🚫با شعار بازگرداندن عزت به پاسپورت ایرانی آمدند ولی به سفیر قانونی ما در سازمان ملل هم پاسپورت ندادند و به جوانانمان در عربستان تجاوز شد و دانشجویان مارو از دانشگاه های اروپا اخراج کردند.

با شعار پویایی دانشگاه ها آمدند و رشد علمی کشور را از یازدهم به شانزدهم رساندند و این افت به شدت ادامه دارد و به سه هزار نخبه بورسیه کشور به دروغ تهمت تخلف زدند که واکنش شدید رهبر را در پی داشت.

به دولت قبل انگ فساد زدند ولی در دوسال دولتشان انواع فسادهای میلیاردی آنهم به دلار و یورو اتفاق افتاد، چطور میخواهند بزرگترین فساد تاریخ کشور یعنی فساد کرسنت را که توسط وزیر نفتشان  به وجود آمد مخفی کنند ویا فساد ۴.۱ هزار میلیارد تومانی یا فساد ۱۲ هزار میلیاردی یا اختلاس بابک زنجانی دوم و یا مهدی هاشمی و یا رانت های میلیون یورویی و یا اختلاس های میلیاردی معاون اولشون  در زمان وزارت صنایعش و تقدیر از بابک زنجانی توسط روحانی و رفسنجانی !!؟؟؟
به علاوه اینکه اختلاس رحیمی هم در زمان مسئولیتش در دولت خاتمی انجام شده.

ادامه دارد

بوسجین من نمی دانم این مسئولین از حقوق خود چرا خبر ندارند

از اقای نوبخت می پرسند می گوید نمی دانم از رئیس بانک مرکزی می پرسند می گوید نمی دانم دوحالت داره ایا انقدر زیاد می گیرند و درامدمتفرقه دارند که نیاز به ان نمی بینند و یا اینکه ما را احمق فرض کرده اند و دیگر مطلبی که در این موارد می توان گفت ایا این رسم امانت داری است ان موقع چگونه شما زیر دستی های خود را کنترل می کنید

بوسجین : حفاظت از محیط زیست و باغ های تهران

بوسجین : سگ تروریست پای صاحبش را هم گاز می گیرد

بوسجین :نامه واقعی به خدا

نامه واقعی به خدا
( این نامه هم اکنون در موزه گلستان نگهداری میشود)
این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه ، طلبه ای در مدرسه ی مروی تهران بود و بسیار بسیار آدم فقیری بود.یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود.
مضمون این نامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت جناب خدا !
سلام علیکم ،اینجانب بنده ی شما هستم.
از آن جا که شما در قران فرموده اید :
"ومامن دابه فی الارض الا علی الله رزقها"
«هیچ موجودزنده ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده ی من است.»
من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما روی زمین.
در جای دیگر از قران فرموده اید :
"ان الله لا یخلف المیعاد"
مسلما خدا خلف وعده نمیکند.
بنابراین اینجانب به جیزهای زیر نیاز دارم :
۱ - همسری زیبا ومتدین
۲ - خانه ای وسیع
۳ - یک خادم
۴ - یک کالسکه و سورچی
۵ - یک باغ
۶ - مقداری پول برای تجارت
۷ - لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید.
مدرسه مروی-حجره ی شماره ی ۱۶- نظرعلی طالقانی
نظرعلی بعد از نوشتن ..
نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید،مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد در بازار تهران(مسجد شاه آن زمان) نامه را در پشت بام مسجد در جایی قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه! او نامه را پنجشنبه در پشت بام مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که به قول پروین اعتصامی
"نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست"
ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را از پشت بام روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید:
نامه ای که برای خدا نوشته بودید ،ایشان به ما حواله فرمودند .پس ما باید انجامش دهیم. و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود.
این نامه الآن در موزه گلستان موجود است و نگهداری می شود.
این مطلب را میتوان درس واقعی توکل نامید.

 

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

بوسجین : لطفا" بخوانیم

 

تفاوت کسی که میخواهد روشنگر باشد با یک عوام یا رجاله ای که صادق هدایت را رنج میداد چیست؟

لطفن بخوانیم... لطفن از آنها نباشیم!!
آنها بسيارند. كتاب نمي خوانند. در شبكه‌هاي اجتماعي فقط به جوك و فان و سوژه هاي خاله‌زنک روي خوش نشان مي دهند. روزنامه و مجله نمي خرند مگر براي خواندن مصاحبه ستاره‌ هایiسینما  که انگار تمدن انسانی اینها ساختند و رفاه و اسایش و توسعه و پیشرفت امروز شان را مدیون  انان هستند در در مرزهای کانون ها انان هستند که با فدا کردن جانشان از کیان انان دفاع کردندو یا انتقال بازیکن تیم ورزشی به تیم دیگر ومبلغ و قرارداد او........
تلوزيون هم براي آنها محدود مي شود به كارتون يا فيلم و سريال هايي در حد فيلمِ اره يا سريال جومونگ ویا حلیمه سلطان و برنامه‌های جم تی‌وی و امثالهم.

براي رفتارشان همان برهان قاطعي را دارند مثلا" خبر درگیری در سوریه و یمن وفاصله طبقاتی و فقر نداری کلیه فروشی و خودکشی اعتیاد و ....... این خبرهاي بد اذيتشان مي كند، پس از هر چه خبر است دوري مي كنند! آنها تمايل شديدي دارند به زندگي سرخوشانه. دوست دارند اگر چیزی را در زندگی دارند ان را نه برای راحتی خود بلکه برای نمایش و پوز به دیگران و در و همسایه بکار ببرند

لذت بردن از زندگي در بدوي ترين حالت ممكن ايده آل آنهاست. زندگي در تعريف آنها فقط كسب لذت است. پس، چه نيازي به آگاهي؟
چه نيازي به دانستن؟
اما تاسف آور ،
تفاخر آنهاست به جهل شان.
شرمنده نيستند. به درستی از اين جهل مي گويند و از بي فايده بودن آگاهي.
عده شان هم كم نيست،
زيادند، خيلي زياد.
به اطرافتان نگاه كنيد.
آنها را مي يابيد. گلشیفته فراهانی نماينده آنها بود و بیراه نیست که بگوییم نماينده شايسته اي هم بود براي اين جماعت.

جماعتي كه براي شان مهم نيست كه فرق تركيه و عربستان را نمي دانند،
مهم نيست كه نمي توانند نام يك نويسنده و كتابش را ببرند،
مهم نيست كه سعدي و حافظ را از هم تميز نمي دهند،
مهم نيست كه از هيچ چيز خبر ندارند.

اما براي شان مهم است كه مارك لباس شان پرادا باشد يا گوچي!

آنها در حال تكثيرند. روز به روز بيشتر مي شوند.

اما جامعه نیاز به روشنگری دارد که از این اپیدمی ها ی تقلیدگونه به دور است.

ما میتوانیم با روشنگر بودن سرباز میهن باشیم

 

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

بوسجین :سقراط می گوید.

سقراط می گوید.
وقتی دیدید سایه انسان های کوچک در حال بلند شدن است...
بدانید آفتاب سرزمین شما در حال غروب کردن است...
سرزميني كه متفكرانش بيكار باشند و بیسوادانشان شاغل
مشاورانش بيمار باشند، و وكلايش ساكت؛
جوانانش دل مرده باشند، و سالخوردگانش بلند پرواز:
مردانش لحن زنانه داشته باشند، و زنانش ژست مردانه؛
اغنيايش دزدي كنند، و فقرايش كارگري با حقوق بخور و نمیر؛
صادراتش فيلسوف باشد، و وارداتش مواد مخدر،
قبرهايش خريده شوند، و مغزهايش فروخته؛

گورستان تاريخ است

بوسجین : باز حاجی زیارتت مقبول  چه حج ابراهیمی برگزار کردند این است فوران ارزش انسانی

خانم و آقایی درشهر میانه آذربایجان شرقی میروند میدانی که کارگران در آن می ایستند تا به کار بروند میگویند به سه کارگر نیاز دارند ولی بیشتر از بیست هزار تومان برای یک روز کار به آنها نمیدهند خیلی ها عقب گرد میکنند و نمیروند ولی از میان آن همه کارگر سه نفر که نیاز مند بودند به ناچار برای بیست هزار تومان همراه آن زن و مرد میروند که کار کنند وقتی به خانه آن زن و مرد میرسند حسابی مورد پذیرایی قرار میگیرند سپس یکی از کارگران میگوید که کار ما را بگویید تا کار کنیم صاحبکار میگوید ما کاری نداریم که انجام بدهید فقط چند لحضه صبر کنید تا دستمزدتان را بیاورم بدهم پس از دقایقی صاحب خانه با شش میلیون تومان پول نقد وارد اتاق میشود و به هر نفر از کارگران دو میلیون تومان میدهد و میگوید که این شش میلیون پول حج مان بود که انصراف دادیم و شما که به خاطر بیست هزار تومان مجبور شدید بیایید کار کنید حتما خیلی نیازمندید و این پول را به شما میدهیم که شاید خدا هم از ما راضی باشد.


زنده باد انسانيت : که حرمت انسان بالاتر از خانه کعبه است و هر برنامه و تکلیف هم خدا در نظر گرفته برای حرمت و سعادن انسانیت است

بنده به عنوان یک وبلاگ نویس دستان را می بوسم و ارزوی سعادت و سلامتی و تابش نور الهی بر زندگیتان را دارم

 

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین

بوسجین : چند نکته

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ

* *فیلسوف است**

* *کسی که راست و دروغ برای او یکی است،

* *چاپلوس است**

* *کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید،

* *دلال است**

* *کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد،

* *گدا است**

* *کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد،

* *قاضی است**

* *کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد،

* *وکیل است**

* *کسی که جز راست چیزی نمی گوید،

* *بچه است**

* *کسی که به خودش هم دروغ می گوید،

* *متکبر است**

* *کسی که سخنان دروغش شیرینست،

* *شاعر است**

* *کسی که اصلا دروغ نمی گوید،

* *مرده است**

* *کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد،

* *بازاری است

* *کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند،

*سیاستمدار است

 

 #بوسجین

# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین


✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨