بوسجین :نحوه رسیدگی به برجام در مجلس

من در اینجا کاری به برجام ندارم اما نحوه رسیدگی ان در مجلس نمایندگان که عصاره ملت و در راس امور است از چندین زاویه دارای اشکال است که به جایگاه این قوه مهم قانون گذاری کشور لطمه وارد کرد و در این رابطه یک پوئن منفی در پرونده رئیس ان در تاریخ به ثبت رسیده

اولا" این نحوه رسیدگی شائبه زد و بند را در مسائل مختلف که دشمنان به عنوان حربه علیه نظام ما استفاده می کردند تا حدودی قوت بخشید با توجه به برخی از مسائل گذشته نحوه رسیدگی برخی از پرونده ها و رانت ها و سو. استفاده ها و سو. مدیریت ها که به صورت غیر مستقیم حتی مسئولین در رابطه با ان  به علت وجود فشار مانند  پرونده زنجانی ها و هاشمی ها و... اعتراف کرده بودند اما این روش در مجلس نمایندگان ملت با ان نمایش در این زمینه اب به اسیاب ان دشمنان ریخت و از این بعد انان در تبلیغات خود علیه نظام از ان استفاده خواهند کرد که تمام امورات در نظام با زد و بند عده ای انجام می گیرد بقیه مراکز و نهاد ها مصلحتی و نمایشی می باشد

ثانیا" نمایندگان مجلس چه از نوع اصلاح طلب و اصول گرا و چه اعتدال ضربه سنگینی به نمایندگی خود و مجلس وارد کردند چرا که حداقل اگر می خواستند ان را تصویب کنند از مجرای قانونی بر اساس روشی که در مجلس بوده باید انجام می شد و ان موقع حداقل  می توانستند سر خود رادرپیشگاه ملت بلند کنند بگویند  بر اساس سوگند خود عمل کرده همه مسئولیت های خود را طبق روال خود انجام داده اند

 ثالثا" نحوه رسیدگی به ان طوری نمایش داده شد که انگار همه مسئولیت های بر عهده رهبری است که اگر در اینده به مشکلاتی برخورد شد از خود فرافکنی کرده ان را به حساب رهبری بگذارند تا خود را مصون نگه دارند در صورتی که رهبری علیرغم برخی ها که راضی نبودند در مجلس مطرح شود با تاکیدات ایشان در ان مطرح شد اطلاعیه بعدی دفتر معظم اله نشانه ان است که در چگونگی رسیدگی علیرغم مطرح کردن برخی در این زمینه  دخالتی نداشته است

بوسجین : با نگاهی به تاریخ زمان فتحعلی شاه قاجار  پرداخت دیه سفیر

در زمان فتحعلی شاه سفیری از ایران به هند تحت مستمعره انگلستان می رود و در ماجرایی ساختگی و سیاسی  در هند تحت اداره انگلستان کشته می شود فتحعلی شاه وقتی ان را می شنود خیلی هارت و پورت  می کند و سر صدای زیادی راه می اندازد که ای ما اله می کنیم و بله می کنیم و سفیر انگلیس را احضار می می کند سفیر انگلستان که به دربار می رسد برای فرو کش کردن اتش فتحعلی شاه می گوید قربان  دیه سفیر را پرداخت می کنیم وقتی فتحعلی شاه ان را می شنود ارام می شود و به سفیر می گوید اگر دیه پرداخت می کنید از این سفیر ها زیاد داریم که به هند بفرستیم

بوسجین : محرم امد بیرق و پرچم های سیاه حسینی به اهتزاز در امد

ماه محرم اغاز شد و علم و بیرق سیاه حسینی که نشانه های مختلف از جمله غم و اندوه دارد در تمامی شهر ها و روستا ها به اهتزاز در امد بر پا کنند گان مراسم عزاداری با پوشیدن لباس سیاه و الهام گرفتن از قیام امام حسین شکلی از عزاداری را بر اساس محتوایی که بر بستر وصایای پیامبر که همان قران و اهل بیت با کمک ذهن خلاق شیعه و ایرانیان بنیان گذاشتند تا بتوانند از ان پایگاه برای ترویج اسلام ناب  و مبارزه با جهل و انحراف وبرگشت به ایین های جاهلی گذشته که جامعه تازه شکل گرفته اسلام را ازار می داد استفاده کنند بر پایی ان فقط جنبه ترحم بر انگیز و حزن الود برای اهل بیت نبوده چرا که اگر فقط به این جنبه ان توجه شود با اهداف اصلی ان منافات پیدا کرده و اثر بخشی ان برای پیام اوری و پیامبری ان کاسته خواهد شد فقط احساسات برای انجام وظیفه کافی نخواهد بود احساسات زمانی کار ساز خواهد بود در کنار شعور قرار گرفته  و از ان تدبیری حاصل شود که برای انسانیت الهام بخش باشد نه تنها برای مسلمانان و بیدار کردن انها از خواب غفلت بلکه برای غیر مسلمانان هم جذاب بوده و زمینه گسترش معارف اسلامی را  که هدف قیام و خون بهای شهدای کربالاست فراهم کندامروزه وقتی دشمنان روشنایی از ضربه زدن و  ازبین بردن مراسم فوق ناامید شدند به شکل های مختلف که در انحراف ان به شکلی که شکل مراسم به محتوا غلبه کند تلاش فراوان دارند و بر اساس ان بدعت ها و روش هایی را بران می افزایند تا ان را به یک کارناول به سبک غربی تبدیل کنند از چگونگی برخی از مداحی ها تا نحوه ابزار و الاتی که برخی از هیات استفاده می کنند از بیرون امدن برخی از هیات  به خیابانها و تماشاگران ارایش شده کنار خیابانها که در اینجا لازم است این مطلب را یاد اور شوم شایسته یک کشور شیعه و مردان و زنان ان نیست که که یکی از بالاترین استفاده مواد ارایشی باشد ارایشی که در همان سرزمین غرب و سازنده این لوازم ارایشی زنان و طبقات پست انجا به ان شکل از ان استفاده می کنند شایسته نیست هئتی بیرون بیاید و چنان افرادی را برای تماشا و خود نمایی به خیابانها بکشاند و در این رابطه شوهران و پدران زنان و دختران و در کنار انها هیات مسئولیتی سنگینی دارند چرا که مراسم مراسم یکی از بالهای رسالت برای گسترش اسلام است که بعد نبوت و امامت مسئولیت و وظیفه هر فرد مسلمان و شیعه است اگر هم تحولی در مراسم ان ایجاد می کند نباید خروجی انها ناهنجاری مختلف باشد بلکه در راستای اصلاح جامعه و تربیت زنان و مردان مقاوم و پایداری باید باشد که  باز ازاد شدن از خواسته های محدود جسمی و نفسانی  اهداف بالاتر و مهم تر از ان محدوده محدود را را سر لوحه زندگی خود قرار دهندبرای ایجاد زمینه ظهور جامعه را اماده کند متاسفانه امروز جهان اسلام با فقر و جهل نادانی بسر می برد نمونه های ان را در گروه های مانند داعیش و یا بوکوحرام و.... می ببینیم که مانند انسانهای ماقبل تاریخ که برای رضایت خدایان خود انسانها را قربانی می کردند ما شاهدیم که انان به نام خدا و اسلام انسانها افریده خدا را که هریک شاهکار خلقتند و برای منظوری افریده شدند قربانی می کنند و تمدن های انسانی را نابود می کنند اینان بجای هدایت و جذب انسانها هر چه بیشتر مردم را از دینداری فراری می دهند با چهره و حرکات زشت از قربانی کردن با بد عهدی و از بد عهدی تا ظلم و ستم از اسارت تابد گویی و بد زبانی و تهمت و افترا و کلاهبرداری برای بدست اوردن سود همه و همه مظاهری است که در جهان اسلام به علت فقر و جهل ایجاد شده لذا در این شرایط ما می توانیم با به روز کردن مراسم محرم توجه نه تنها مسلمانان بلکه جهانیان را به خود جلب کنیم تا اذهان انان را به چرایی انها و وارد کردن انها در محتوا معطوف کنیم تا زمینه هدایت و اصلاح را ایجا دکنیم مثلا" هر روز محرم را به نام یک ارزشی نام گذاری کنیم با اینکه سالهای پیش هم بنده این پیشنهاد کردم اما فعلا" قدم های ناچیزی نسبت به ان برداشته شده است نمونه و اثر ان را می ببینم روز ی به نام روز شیرخوارگان حسینی گذاشته اند این حرکت خوبی است باید تمام تبلیغات رسانه ای و اعمال و رفتار های جامعه و رادیو و تلویزیون و کلیه وسایل ارتباطی متناسب ان برنامه داشته باشند در  این روز راروز حقوق کودکان قرار داده و در تبلیغات مختلف هر نوع کودک ازاری و بهره کشی از کودکان را مزموم شمرده شود این از دوجهت کار کرد می تواند داشته باشد در بعد داخلی ما با روش خود و مراسمی داریم کودکان خود را برای ارمانها تربیت می کنیم و به انان از کودکی یاد می دهیم که شما برای ارمان بزرگی پرورش یافتی که این عامل رشد دهند در کودکان ما می شود و از طرف دیگر در بعد خارجی در دنیای پر از ظلم و ستم به کودکان اذهان انها به سمت این مکتب جلب می کند تا ببیند این چه عقیده ای است که از کودکان چنان دفاع می کند و زمینه جذب برای هدایت ایجاد می شود روز های دیگر را هم به همین منوال نام گذاری کنیم مثلا" روزی به نام وفاداری به عهد پیمان و روز دیگر را به ازادگی و روز دیگر را کمک به محرومین و روزی برای قسط و عدالت و شجاعت و امر به معروف و نهی از منکر و....... هر ارزشی که مناسب باشد نام گذاری کنیم و متناسب ان کلیه برنامه خود را در ان روز از رسانه ها تا ادارات و......و از همه مردم هم بخواهیم که در ان روز متناسب ان رفتار کنند تا به تدریج این ارزش ها در فرهنگ و رفتار ها نهادینه شود و زمینه های اصلاح و تربیت و گسترش ائین را فراهم کند

بوسجین : سه سوته کار تمام

کاش در حیطه دیگر مانند مشکلات مردم  و رسیدگی شفاف به اموال مسئولین برخی از مقامات اینطور سه سوته کاررا تمام می کردندمسئله هسته ای که چندین سال طول کشیده و برای ان خون دل ها خورده شده و خود مجلس هم برای کلیات ان با کمسیون مربوطه وقت ملت را گرفته حال با هنر جناب رئیس در عرض یک دست شویی رفتن کار را تمام کردند در صورتی که جزئیات ان به دلیل مسائل زیاد نیاز به اسیب شناسی بیش اندازه داشت تا برای مراحل مختلف ان طراحی لازم صورت گیرد و سناریو های لازم برای حداقل ظاهر هم که شده برای ان در نظر گرفته می شد با اینکه بنده به این برجام ایرادات زیادی را داشتم و عجله برای رسیدن به ان   شاید برخی از ضعف ها یی را  در ان بوجود اورده بوداما چون دولت جهوری اسلامی ان را تصویب کرده بود و با ان شکل ان ما در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودیم در دوراهی خطرناکی قرار گرفتیه بودیم یا بر جام یا صف ارایی در مقابل مدعیان جهانی به خاطر ان بنده هم معتقد به اجرای ان البته با بررسی نقاط نفوذ و ضربه و طراحی صحنه هایی برای مدیریت سیاسی و و... ان بودم اما رفتار مجلس و بیشتر نمایندگان مجلس  از جنس اصلاح طلب و از جنس اصول گرا ها نشان داد که هنوز با سیاست مدار واقعی شدن فاصله زیادی داریم مجلس ما که تبلور اراده ملت بود بایستی در رابطه با ان با مقاومتی که قبلا" ظاهرا" نشان داده بود برای برون رفت   و تائید ان راه درستی را اتخاذ می کرد و حداقل به خاطر وجه بین المللی هم که شده چندین روز برای ان جلسه غیر علنی تشکیل می داد و اگر حرفی برای گفتن هم نداشتند با توجه به فصل میوه در انجا وقت خود را به خوردن میوه مشغول می شدند تا اینچنین وا دادگی خود را در صحنه بین المللی به ان شکل نا صحیح به نمایش نمی گذاشتند شاید این خیلی ابرومندانه تر بود ایا جزئیان به اندازه یک دست و صورت شستن ارزش نداشت انهم برای مسئله ای که چندین سال برای ان در مشکلاتیم و نشان داد که هنوز سیاست مداران ما هنر اشک ملت را در اوردن را خیلی خوب بلدند من در اینجا به برادر زراعی می گوئیم برادر با شما و همراه گریه شما ما هم گریه کردیم اما نه برای برجام بلکه برای مجلسی که درسطح جهانی نمایش  ضعیف   را به نمایش گذاشت که هنوز سیاست مداران ما با سیاست مدار بودن فاصله زیادی دارند انهم از جنس نمایندگان مردم و این در تاریخ فراموش نخواهد شد و با این صحنه سازی که صورت دادند فردا هم اگر این گندش در امد می خواهند ان را به حساب رهبری و فرزندان واقعی انقلاب بگذارند چنانکه جناب رئیس اشاره ان را در گفت و شنود با اقای رسایی داشت فقط من در هنر اینان مانده ام که سه سوته کار را تمام کردن کاش برای مشکلات کشور   هم این اقایون سه سوته اقدامی می کردند تا ما که در  در سایه انقلاب بزرگ شدیم ان را می دیدیم و از ان لذت می بردیم 

بوسجین: شیطان هم در مقابل مکر زن کم می اورد چه برسد به مردان

 

 

 

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟

میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟

شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است

پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد.

سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن

زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :

چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد

سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت :

اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید

و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد

و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد

و همسرش را همان موقع طلاق داد

سپس شیطان گفت : اکنون من به کینه و مکر زنان اعتراف می کنم

و آن زن گفت :کمی صبر کن

نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!

شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟

آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت:

همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم

و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.

 

 
 

بوسجین تاجری که چهار زن داشت

زي روزگاري تاجر ثروتمندي بود كه 4 زن داشت.

 

زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و او را مدام با خريدن جواهرات گران قيمت و غذاهاي خوشمزه خوشحال مي‌كرد. بسيار مراقبش بود و بهترين چيزها را به او مي‌داد.

زن سومش را هم خيلي دوست داشت و به او افتخار مي‌كرد. اگرچه واهمه شديدي داشت كه روزي او تنهايش بگذارد.

واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست داشت. او زني بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشكلي به او پناه مي‌برد و او نيز به تاجر كمك مي‌كرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه بيرون بيايد.

اما زن اول مرد، زني بسيار وفادار و توانا بود كه در حقيقت عامل اصلي ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگي بود كه اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود

اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه اي كه تمام كارهايش با او بود حس مي‌كرد و تقريبا هيچ توجهي به او نداشت.

روزي مرد احساس مريضي كرد و قبل از آنكه دير شود فهميد كه به زودي خواهد مرد. به دارايي زياد و زندگي مرفه خود انديشيد و با خود گفت: ‌”من اكنون 4 زن دارم، اما اگر بميرم ديگر هيچ كسي را نخواهم داشت و تنها و بيچاره خواهم شد”! بنابراين تصميم گرفت با زنانش حرف بزند و براي تنهايي‌اش فكري بكند.

اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:”من تورا بيشتر از همه دوست دارم و از همه بيشتر به تو توجه كرده ام و انواع راحتي ها را برايت فراهم آورده ام ، حالا در برابر اين همه محبت من

آيا در مرگ با من همراه مي‌شوي تا تنها نمانم؟”زن به سرعت گفت : ” هرگز” و مرد را رها كرد.

ناچار با قلبي كه به شدت شكسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:‌”من در زندگي تو را بسيار دوست داشتم آيا در اين سفر همراه من خواهي آمد؟”زن گفت: ” البته كه نه! زندگي در اينجا بسيار خوب است. تازه من بعد از تو مي‌خواهم دوباره ازدواج كنم ” قلب مرد يخ كرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت:”تو هميشه به من كمك كرده اي . اين بار هم به كمكت نياز شديدي دارم شايد تو از هميشه بيشتر مي‌تواني در مرگ همراه من باشي؟ “زن گفت :” اين بار با دفعات ديگر فرق دارد . من نهايتا مي‌توانم تا گورستان همراه جسم بي جان تو بيايم اما در مرگ،…متاسفم”! گويي صاعقه اي به قلب مرد آتش زد.

در همين حين صدايي او را به خود آورد:”من با تو مي‌مانم ، هرجا كه بروي”، تاجر نگاهش كرد، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذيه، بيمارش كرده باشد. غم سراسر وجودش را تيره و ناخوش كرده بود و هيچ زيبايي و نشاطي برايش باقي نمانده بود . تاجر سرش را به زير انداخت و آرام گفت:” بايد آن روزهايي كه مي‌توانستم به تو توجه مي‌كردم و مراقبت بودم …”

در حقيقت همه ما چهار زن داريم! ا

الف: زن چهارم بدن ماست كه مهم نيست چقدر زمان و پول صرف زيبا كردن او بكنيم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترك مي‌كند.

ب: زن سوم دارايي‌هاي ماست. هر چقدر هم برايمان عزيز باشند وقتي بميريم به دست ديگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم كه خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صميمي و عزيز باشند ، وقت مردن نهايتا تا سر مزارمان كنارمان خواهند ماند.

د: زن اول كه روح ماست. غالبا به آن بي توجهيم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست مي‌كنيم.او ضامن توانمندي هاي ماست اما ما ضعيف و درمانده رهايش كرده ايم تا روزي كه قراراست همراه ما باشد، اما ديگر هيچ قدرت و تواني برايش باقي نمانده است.

 

بوسجین : حاجی زیارتت مقبول

حاجی زیارتت مقبول که شیطان را بر اساس رسالت های الهی با تمام وجودت یعنی هم جسم و روح خود سنگسار کردی و نشان دادی که شیطان به شکل های مختلف در همه جای این کره خاکی هست عوامل باز دارنده هدایت و منیت حتی در کنار خانه خدا که باید با ان مبارزه کرد رمی جمرات در کنار خانه خدا سنگ بر سنگ کوبیدن است یک حرکت سمبلیک و مانور برای مسلمان تا امادگی مبارزه با شیاطین واقعی برای نجات انسانها  پیدا کندو بر اساس ان با کلیه عوامل بازدارنده  قدرت و ثروت و تزویر و شهوت  که زمینه انحراف ایجاد کرده و نقش شیطانی پیدا می کنند مبازره کنند  یکی از مدل های این نوع مبارزه واقعی را می توان در افدام یکی از مسلمانان اسیای مرکزی مشاهده کرد که هزینه سفر حج خود را صرف ساختن پلی کرد تا خلق الله را نجات دهد چه نمایش با شکوهی از رمی جمرات را در صخنه واقعی زندگی نشان داد یعنی به جای راه بر ای خود خواستن راه میان خلق خدا برای رسیدن به خدا راانتخاب کرد و رمی جمرات خود را با تمام وجود عقل و اندیشه و جسم به سر انجام رساند تا به رسالت های اجتماعی و الهی خود عمل کند