مطلب را با بیان دو واقعه تاریخی اغاز می کنم که متاسفانه ما ایرانیان در برهه حساس تاریخ خود بجای حمایت از دلسوزان خود با تحریک و فضا سازی صاحبان قدرت و ثروت بر علیه انها رفتار کردیم و انها در میدان معرکه در مقابل اقویا وزیاده طلبان تنهاگذاشتندکه این خودیک نوع خود زنی هست
سفیر انگلیس قتل قائم مقامی فراهانی را در کتاب حقوق بگیران انگلیس در ایران چنین توصیف می کند قائم مقام فراهانی تنها ایرانی وطن پرستی بود که نتوانسته بودیم او را بخریم هر رشوه ای که به او می دادیم میگرفت ان را به شاه می داد سر انجام نامه ای به دولت علیه انگلستان فرستادم برای کشتن ایشان در خواست پول کردم پس از اینکه پول ها فرستاده شد به خانه امام جمعه تهران رفتم مقداری از پول را به او دادم و مقداری هم برای عواملش تا قائم مقام را تکفیر کنند فردای ان روز در همه مساجد تهران که روحانیون به منبر رفته بانگ بر می اوردندکه مسلمانان از دست این کافر فریاد فریاد او دولت اسلام را بر زمین زده است و...... سرو صدا بالا گرفت شاه ابتدا او را عزل کرده پس از یک هفقته دستور قتل تنها ایرانی وطن پرست را امضاء کرد پس از قتل ان مرد وطن پرست سوار بر اسب شدم تا واکنش مردم در شهر را ببینم دیدم این مردم ابله و فرو مایه بسان شب عید یکدیگر را در اغوش کشیده و کشته شدن این ملحد را به هم تبریک می گویند
وقتی سینوهه شبی را به مستی در کنار رود نیل به خواب می رود یکی از برده های مصری که گوش ها و بینی اش را به نشانه بردگی بریده بودند را در بالای سر خود می بینند در ابتدا می ترسد اما وقتی بر بی ازاری او پی می برد با او هم کلام می شود
برده از ستم هایی که طبقه اشراف بر او روا داشته اند می گوید و از فئودالیسم شدید و بی رحم حاکم بر ان روز های مصر
برده از سینوهه خواهش می کند که او را بر سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد چون سینوهه با سواد بود تا جملاتی که خدایان روی قبر ان شخص نوشته بود برای او بخواند
سینوهه از برده سوال می کند چرا می خواهد سرنوشت این شخص را بداند
برده پاسخ می دهد سالها قبل من انسان خوشبختی و ازادی بودم همسری زیبا و دختر جوانی داشتم و مزرعه پربرکت من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود روزی او با نفوذ خود و پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا بنام خود ثبت کرد و در مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد گوشها و بینی مرا برید و مرا به اجبار برای کار در معادن فرستاد وسال های سال از از دختر و همسرم بهره برداری کرد و نهایت انها را بعنوان خدمت کار فروخت و الان از سرنوشت انها اطلاعی ندارم اکنون که ازمعدن رها شده ام شنیده ام که ان شخص مرده است برای همین امده ام تا بببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند
سینوهه برده را را باخود به شهر مردگان برد و نوشته را برای او خواند
که نوشته بود او انسان شریفی بود که همواره در زندگی اش بر مستمندان کمک می کرد ناموس مردم در کنار او ارامش داشت زمینهای خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را نفقود می کرد او از مالش ضرر ان ان را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزرگ امون است و به سعادت ابدی رسیده است
در این هنگام برده شروع بهع گریه می کند و می گوید ایا او انقدر انسان درستکار و شریفی بوده که من نمی دانستم درود خدایان بر او باد ای خدای امون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد ان مرد داشتم ببخش
سینوهه با تعجب از او می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا داشته بازهم فکر می کنی که او انسان خوب و درستکاری بوده است برده پاسخ می دهد وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند من حقیر چگونه می توانم خلاف ان را بگویم
سینوهه بعدا" در یاداشت هایش وقتی به این اشاره می کند و می نویسد انجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد
حال این حکایت تلخ ملت ماست که متاسفانه در طول تاریخ همواره دیده شده که عوامل قدرت و ثروت که راه زنان زندگی مردم بوده و هستند از سادگی و صداقت انان سوء استفاده کرده اند و فرهنگی را نهادینه کرده اند که همواره بزرگان خود را نابود کنند و همواره عرصه جامعه جولان نامردان و نامحرمان باشد صبح زند باد و بعد ازظهر مرگ بادمان در تاریخ معروف است و قائم مقامان و امیر کبیران را همواره با زمینه سازی ان نامردان به دم تیغ سپرده ایم و دل به وعده و وعید ها ی دروغین و برق چکمه و تیپ لباس های انان سپردیم و فریب خوردیم و این فریب خوردن ها تمامی ندارد الان 38 سال از انقلاب شکوهمند با ان ارمانهای متعالی ان گذشته و خود ملت برای رسیدن به ان هزاران هزار شهید داده اند اما در بخش مدیریت و حاکمیت فریب کسانی خورده نه تنها دل در گرو انقلاب و ارمانهایش نداشته اند بلکه همواره در جهت خلاف ان کشور را اداره کرده اند و بر اینده انها تورم و بیکاری رانت و رشوه و فساد و دلالی و رمالی و.... را ایجاد کرده اند اما به جای مواخذه انها مثلا" کسی از دولت سازندگی و یا اصلاحات و تدبیر امید مواخذ نکرد اقایون این اقتصاد بر پایه دلالی و رمالی که ایجاد می کنید هیچکدام برای تولید و توسعه متناسب انقلاب نیست تازه بر ضد ان است و رهاورد ان مواردی است که بیان شد ان اندازه که با فضای مسمومی که عوامل قدرت و ثروت با کمک بردگان فکریش برای فرافکنی اقدامات ابتر خوددولت نهم و دهم را تحت فشار قرار دادند در صورتی که از هر جهت تحلیل کنیم به مراتب اقدامات ان از دولت های مورد نظر بهتر بوده انهم با دروغ و شایعه عرصه را مخصوصا" در دو سال اخر بر ان دولت به ناحق تنگ کردند کاش ان دولت ها را هم تحت فشار قرار می دادند در صورتی که اگر به شاخص های ان دولت ها نگاه کنیم از نظر اشتغال و مسکن علم و دانش زشد اقتصادی و جهش صادرات از 700 میلیون به 44میلیارد دلار و نزدیکی رفاه مردم با توجه به زشد اقتصادی و هم سهام عدالت و یارانه و همه و همه ان موارد چون ستاره ای در تاریخ کشور به عنوان اقدامات مردمی و مردم گرایانه خواهد درخشید اما هیهات به جای مواخذه خراب کاران ما خدمات گذاران را تخریب کردیم امروز دامنه حماقت ها تا انجا بالا رفته که دانشجوی مملکت که می داند با توجه به روند دلالی کشور اینده مطمئمنی از جهت زندگی و شغل برای ایشان متصور نیست از کسانی حمایت می کند و یقه خود را برای کسانی چاک می دهد وبرای پایان حصر کسانی اشک تمساح می ریزد که خود شان فرزندشان را برای ادامه تحصیل و زندگی بهتر و دو تابعیتی اینده به خارج فرستاده به قیمت بودن او با ان هزینه سنگسین تحصیل در داخل با اینده مبهم و نا متصور و یا تمام برنامه و قوانین دولتش همواره در جهت تقویت باند های ثروت و قدرت افول گرایی ویا ذلت طلبی بوده و در برنامه های انان هیچ یادی و نشانی ازمردم و اینده و زندگی انان و فرزندانش نیست و تمام سرمایه گذاری ها بی هدف و بدون بازگشت با حقوق های نجومی مدیران و هزینه های جاری که چندین برابر شده کسی تحلیل نمی کند علت تمام مصایب زندگی انان از همین نگرش ها و برنامه هاستو هیچ کس برای انها انتقاد و ایرادی نمی گیرد
#بوسجین
# مطلب از وبلاگ ستاره سهیل 701بوسجین
ادامه دارد