بوسجین و بوسجین :خبر حوش برای دوستان و اشنایان

امروز براساس مذاکرات  با مسئولین اداره اطلاعات  و براساس حسن نیت و اقدامات ان اداره مطبوعه بالاخره پرونده  شهادت سه تن ازسربازان  به سرانجام خود در حال نزدیک شدن است از جمله سهیل ما که موجب افتخار و مباهات ما و همشهریان ما خواهد بود که سربازی از ان اب و خاک برای دفاع از کشور و امنیت ان و نظام جان خود را فدا کرده و با غرقه به خون شدن تقدس  و حال هوای شهدایی به خاک  بوسجین  بخشیده که در اینجا از همراهی وزحمات و همکاری برادران اداره اطلاعات کمال تشکر و امتنان را داریم

"پائواو ماديني" و روح بزرگ او!!



واي بركسانيكه ،، خوب بودن در اين برهه از زمان براي ايشان شك برانگيزه!!

تا اينحد از بزرگي روح" پائولو ماديني"خبر داشتيد؟؟؟؟

یکی از جانبازان جنگ تحمیلی، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام و در یکی از بیمارستانهای شهر رم بستری شده بود.

از قضا چند روزی بعد از بستری شدن این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می شود خانم پرستاری که از او مراقبت می کند نام خانوادگی اش مالدینی است. این جانباز ابتدا تصور می کند تشابه اسمی است، اما در نهایت نمی تواند جلوی کنجکاوی اش را بگیرد و از خانم پرستار می پرسد: آیا با پائولو مالدینی ستاره شهر تیم آ.ث. میلان نسبتی داری؟ و خانم پرستار در پاسخ می گوید: پائولو برادر من است! جانباز ایرانی در حالی که بسیار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش می کند که اگر ممکن است عکسی به یادگار بیاورد و خانم پرستار هم قول می دهد تا برایش تهیه کند، اما جالب ترین بخش داستان صبح روز بعد اتفاق می افتد. هنگامی که جانباز هموطن ما از خواب بیدار می شود، کنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می بیند که با یک دسته گل به انتظار بیدار شدن او نشسته است و … باقی اش را دیگر حدس بزنید!

راستی هیچ می دانید پائولو مالدینی اسطوره میلان از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا، به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله ای حدود ششصد کیلومتر دارد رفت، تا از یک جانباز جنگی ایرانی را که خواستار عکس یادگاری اوست، عیادت کند؟

آبراهام لینکلن " ، پسر یک کفاش بود


" آبراهام لینکلن " ، پسر یک کفاش بود، پدر لینکلن کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد.

آبراهام پس از سالها تلاش و شکست،در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.

اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت:

نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند.چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود.

زمانی که لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد:

آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!!!

مسلما هر فردی در جایگاه لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد!

اما آبراهام لینکلن این چنین نکرد.

او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد : من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.

چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی!

من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.

آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که :" بنده مانند پدرم ماهر نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام.

پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود "...!یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده امریکا بود.

سخن روز : معیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می ارزیم. " آبراهام لینکلن

ریشه اصطلاح " قوام آمد

ریشه اصطلاح " قوام آمد " !! شنبه ، 22 تیر 1392 ، 09:20 | نوشته شده توسط سهیلا غفارعدلی | نمایش دکمه چاپ تو آشپزی یه اصطلاح است که میگن : «بذارید تا قوام بیاد » اصطلاح « قوام اومدن» به معنی سفت شدن و جا افتادن غذاست. اما حکایت اون جالبه : یه روز به قوام السلطنه گزارش میدن که ماست گرون شده ، بازاریها ماست رو میدن کیلویی 1 ریال ! قوام اعلام میکنه ماست کیلویی 10 شاهی ؛ هر کی بیشتر بفروشه جریمه میشه ! چند روز بعد به قوام گزارش میدن بازاریها آب میریزن تو ماست ، یه ماست آبکی درست کردن ، اسمش رو گذاشتن «ماست قوام » میفروشن کیلویی 10 شاهی !! اما یه ماست سفت و خوب دارن ، اون رو میدن کیلویی 1 ریال ! قوام با لباس مبدل میره تو بازار ، به لبنیاتی میگه 10 کیلو ماست بده ، فروشنده میگه ماست خوب بدم ؟ یا ماست قوام ؟ قوام السلطنه میگه : ماست قوام بده ! اون هم 10 کیلو ماست بهش میده ، قوام به 10 تا از مغازه های بزرگ دیگه ی تهران هم سر میزنه و همین کارو تکرار میکنه ؛ بعد دستور میده در ده تا از میدونهای بزرگ شهر فلک درست کنن ، سر هر میدون یکی از فروشنده ها رو فلک میکنن ؛ بعد دستور میده از ساعت 8 صبح اونا رو فلک کنن ! به گزمه ها دستور میده پاچه شلوار فروشنده ها رو محکم با کش ببندند ، بعد ماست رو از بالا میریزن تو شلوارا شون ، از بالا هم شلواراشون رو با بند محکم می بندند ، بعد هم به جارچی میگه به همه ی فروشنده ها بگید ساعت 6 عصر بیان تا ماست قوام رو نشونشون بدم ! ! ساعت 6 عصر همه آب ماستها از شلوار رد شده بود و یه ماست سفت و چکیده توی شلوارها باقی مونده بود . . . قوام میگه این ماست قوامه ! ! کیلویی 10 شاهی ؛ بعد هم بدن نیمه جون فروشنده ها رو میکشه پایین . از اون روز اصطلاح « قوام اومدن » در آشپزی رایج شده و وقتی میخوان بگن که بذارید تا آب غذا گرفته بشه ؛ میگن « بذارید تا قوام بیاد»

بوسجین:کارشناس و تحلیلگرالمانی


کارشناس و تحلیلگر آلمانی
بزرگترین مشکلِ سیاستِ سازش ایران اینجاست که اولاً به‌اشتباه، در تبلیغات انتخاباتی قول‌هایی داده شد که بر اساس توافق با قدرت‌هایی است که ماهیتاً با ایران دشمنند بنابراین آمریکا و متحدانش فقط باید تکیه می‌دادند و صبر می‌کردند تا آقای روحانی بر سر میز مذاکره بیاید.

گروه‌ بین‌الملل مشرق - کریستوف هورستل (Christoph Hörstel) مشاور دولتی و تجاری ساکن شهر پوستدام آلمان در نزدیکی برلین است. هورستل از رهبران مخالفان در آلمان بشمار می آید. وی در سال 2006 تلاش کرد به دولت تازه‌ منتخب حماس کمک کند. اما از آن پس دولت آلمان راه‌های ورود وی به سیاست را بست. به گفته آقای هورستل، مقامات دولت آلمان و کمپانی‌ها، سفارت‌خانه‌ها و دولت‌های خارجی از استخدام او و یا حتی تماس و مشاوره گرفتن نهی شده‌اند.

با این سیاست‌مدار و محقق آلمانی درباره توافق ایران و شش کشور در ژنو گفت‌وگویی انجام دادیم. به اعتقاد آقای هورستل، ایران در توافق ژنو چندان دست پر بیرون نیامده است و راهی که آمریکا آغاز کرده، تا توقف کامل برنامه‌ هسته‌ای ایران ادامه خواهد داشت. وی به عنوان یک کارشناس سیاسی آلمانی معتقد آلمان در این توافقنامه برخلاف 5 کشور دیگر، هیچ دستاوردی نداشته است.

- امتیازاتی که ایران می‌دهد فرصت بی‌نظیری برای جاسوسی وسیع غرب ایجاد می‌کند

- ایران راستی‌آزمایی بی‌حد و مرزی را به طرف مقابل داده است

- ایران دستاوردهایی را که با تلاش و هزینه بسیار به دست آورده، در این توافق از دست می‌دهد

- افشای اطلاعات تأسیسات هسته‌ای ایران، فرصت خرابکاری را فراهم می‌کند

- در ان‌پی‌تی چنین تعهداتی برای ایران وجود ندارد

- این توافق آغازی است بر از بین بردن کامل برنامه هسته‌ای ایران

- توافق ژنو یعنی به رسمیت شناختن حق جامعه جهانی برای تبعیض علیه ایران

- ایران در شرایطی این پیروزی را تقدیم آمریکا کرد که این کشور در همه‌جا شکست خورده است

- تمرکز سیاست خارجی ایران باید بر رابطه با دوستان خود ازجمله چین و روسیه باشد

- آمریکا و ناتو هنوز ایده جنگ با ایران را بطور کامل کنار نگذاشته‌اند

- تنها فایده توافق ژنو تغییر وجهه ایران در جهان است

- ایران در نظر کشورهای غربی دیگر "منزوی" نیست

- آلمان هیچ دستاوردی در توافق ژنو نداشت

- آمریکا در جریان هسته‌ای‌شدن پاکستان قرار داشت اما از آن جلوگیری نکرد

مشرق: تفسیر شما به عنوان یک خبرنگار و سیاستمدار آلمانی از توافق هسته ای میان ایران و کشورهای 1+5 چیست آیا این توافق یک پیروزی تاریخی برای ایران محسوب می‌شود؟

کریستوف هورستل: پیروزی تاریخی؟ بهتر است بگویم یک شکست تاریخی برای ایران بود. دست‌کم آمریکا در صحبت با لابی صهیونیستی که جز نابودی ایران چیزی نمی‌خواهد، این‌گونه می‌گوید. و به نظر می‌رسد همین‌طور هم باشد: این «معامله» موقت شش ماهه هزینه زیادی برای ایران خواهد داشت. غربی‌ها برای رسیدن به این توافق ظاهراً نیازی به تغییر دولت در ایران نداشتند و تنها کافی بود حس «اطاعت» در مقامات این کشور ایجاد شود. برخی تحلیلگران هم معتقدند منافع اقتصادی برخی اشخاص و گروه‌ها در داخل ایران، می‌تواند عامل تن دادن دولت به این توافق باشد.

اولاً، ایران تقریباً حق بی‌حد و مرز «راستی‌آزمایی» به طرف مقابل داده که به معنای شکست بزرگی در حق حاکمیت ایران و پیروزی بزرگی برای کنترل آمریکا [بر این کشور و منطقه] است. دوماً، امتیازات هسته‌ای که می‌پردازد حتی نیمی از امتیازاتی نیست که از غرب می‌گیرد.

امتیازاتی که ایران می‌دهد باعث می‌شود تا طرف مقابل بتواند جاسوسی وسیعی درباره توانایی‌های فنی این کشور انجام دهد، که با توجه به تهدیدهای کنونی به جنگ، برای منافع دفاعی ایران مخرب است. آمریکا در گذشته هم بارها فشار آورده بود تا بتواند تأسیسات نظامی ایران را تحت نظر بگیرد، در حالی که این تأسیسات هیچ رابطه مشهودی با برنامه هسته‌ای این کشور ندارند. در دولت آقای احمدی‌نژاد این امتیازها یکی‌یکی و بعد از مذاکرات بسیار به طرف غربی اعطا می‌شد؛ اما اکنون یک‌جا و احتمالاً به عنوان یک قانون دائمی به غرب واگذار شده است.

حق نظارت بر مکان‌هایی که تدارکات و ماشین‌های هسته‌ای، از جمله سانتریفیوژها را تولید و مونتاژ می‌کنند به علاوه افشای جزئیات برنامه هسته‌ای به این معناست که فرصت‌های زیادی برای خرابکاری یا حتی نابود کردن این قطعات به طرف مقابل داده شده است؛ به خصوص با توجه به تاریخ دخالت‌های آمریکا در ایران، از جمله تهدید و اجبار و اخاذی از یک خانواده سوئیسی با هدف وارد کردن مواد مخرب به ایران.

ایران دارد دستاوردهایی که را که با تلاش و هزینه فوق‌العاده به دست آورده، در قالب این توافقنامه از دست می‌دهد، در حالی که ان‌پی‌تی به هیچ عنوان چنین اجبارهایی را علیه ایران نخواسته است. روزنامه آسیا تایمز مفاد توافقنامه را این‌گونه می‌نویسد: «محدود کردن غنی‌سازی به 3 تا 5 درصد، در مقایسه با 20 درصد کنونی؛ خنثی کردن ذخیره سوخت 20 درصد برای جلوگیری از غنی‌سازی بیش‌تر؛ عدم استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته IR-M2 برای غنی‌سازی؛ فعال نکردن رآکتور آب سنگین اراک.» یعنی نه تنها توقف برنامه هسته‌ای ایران بلکه به عقب بردن آن. مطمئن باشید این آغازی است برای از بین بردن کامل برنامه هسته‌ای ایران، در شرایطی که اسرائیل برنامه خود را ادامه می‌دهد، و هیچ مخالفتی هم با برنامه هسته‌ای هند نمی‌شود.

توافق ژنو یعنی به رسمیت شناختن حق جامعه جهانی برای تبعیض قائل شدن در برابر ایران. به یک دلیل بسیار ساده: چون آمریکا می‌خواهد. هیچ قرارداد بین‌المللی به رسمیت‌شناخته شده‌ای ایران را مجبور به اعطای این امتیازات نمی‌کند. به علاوه، در مقابل چه چیزی نصیب ایران می‌شود؟ آزاد کردن تنها 7 میلیارد دلار از مجموع 100 میلیارد دلار ایران در بانک‌های خارجی. این مبلغ انعام است، پول واقعی نیست. تقریباً همه تحریم‌های دیگر سر جای خود هستند. دور جدیدی از تحریم‌ها هم در راه است، چون اوباما نمی‌تواند جلوی تصویب آن‌ها در کنگره را بگیرد.

اما بزرگ‌ترین مشکل، سیاست «سازش» ایران این جاست که اولاً، به اشتباه در تبلیغات انتخاباتی قول‌هایی داده شده است که بر اساس توافق با قدرت‌هایی است که ماهیتاً با ایران دشمن هستند. بنابراین آمریکا و متحدانش فقط باید تکیه می‌دادند و صبر می‌کردند تا آقای روحانی بر سر میز مذاکره بیاید. دوماً، پس از نشستن بر مسند ریاست‌جمهوری به اشتباه خود را مشتاق نشان داد که به «هر» توافقی دست پیدا کند، بنابراین آمریکا و متحدانش را تشویق کرد تا هر چه می‌توانند امتیازات بیش‌تری طلب کنند. و سوماً، متأسفانه در شرایطی آن همه امتیاز داد که آمریکا در همه جای دیگر دنیا دارد شکست می‌خورد: افغانستان، جزایر دیائویو چین، اختلافات ارزی با ژاپن و کره جنوبی که از سال گذشته هر دو از یوان چین استفاده می‌کنند، سوریه که روسیه در آخرین لحظات آبروی آمریکا را خرید.

بنابراین حتی یک دلیل هم وجود ندارد که ایران یک‌باره حاضر به تسلیم شود. البته این اتفاق در گذشته آقای روحانی هم افتاده است. به هر حال، اگرچه این بار نتوانست توافق رهبر ایران را برای بستن کامل برنامه هسته‌ای جلب کند، اما تا همین جا هم بیش از حد امتیاز داده است.

این‌ها همه در شرایطی است که ایران تعمداً از صحبت با افرادی خودداری می‌کند که 80 تا 90 درصد ملت‌های غربی را تشکیل می‌دهند و با هر گونه جنگی، از جمله جنگ بر ضد ایران، مخالف هستند؛ و همچنین گفت‌وگو با روؤسای مخالفان در این کشورها با بی‌اعتنایی به کنفرانس‌هایی مثل «افق نو» و آسیب زدن به جشنواره فیلم عمار.

دولت آقای روحانی باید هر چه سریع‌تر دو گام مهم را بردارد: اول، ایران باید با دوستان خارجی خود رابطه برقرار کند. دوم، از قدرت مردم استفاده کند، به جوانان بیکار توانایی و انگیزه بدهد تا با نیروی خود به کشور خدمت کنند. بیکاری در ایران به هیچ وجه توجیه‌پذیر نیست.

و اما نکته آخر: هر چه هم که برخوردها در نیویورک و ژنو دوستانه باشد، آمریکا و ناتو هنوز نظریه جنگ علیه ایران را به طور کامل کنار نگذاشته‌اند. عاقلانه نیست که فراموش کنیم روند مذاکرات نباید به آمریکا و ناتو کمک کند و آن‌ها را قادر سازد بر سیاست‌های ایران کنترل پیدا کنند. به علاوه باید به صراحت بگوید که جنگ‌طلبان در طرف مقابل میز مذاکره نشسته‌اند و هیچ مشروعیتی برای حضور در این مذاکرات و اخاذی از ایران ندارند.

مشرق: دولت جدید ایران به دنبال توافق با کشورها و دولت‌هایی است که در طول تاریخ بیش‌ترین دشمنی را با جمهوری اسلامی و مردمش داشته‌اند. به نظر شما امید داشتن به کمک کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس چقدر می‌تواند واقع‌بینانه باشد؟

کریستوف هورستل: ایران دچار اشتباه بزرگی در سیاست خارجی خود شده است. باید بر آن کشورهایی تمرکز کند که دوستش هستند: روسیه، چین، دوستان دیگرش، و اعضای جنبش غیر متعهدها که ایران اکنون رئیس آن است.

آمریکا می‌خواهد بر همه دنیا مسلط شود. بنده هم با عنوان «یک استراتژی بین‌المللی جدید اروپایی» در سال 2009 به این مطلب اشاره و تأکید کرده‌ام که اروپا باید روابط خود با آمریکا را کاهش دهد و بیش‌تر بر روسیه و کشورهای اسلامی در اطراف این قاره از جمله ایران تمرکز کند.

بخشی از این سیاست جدید باید اتحاد علیه ناتو برای تشکیل توازن جدید بین‌المللی بوده و هست. این سیاست تنها استراتژی موجود برای رسیدن به توازن مورد نیاز است تا از افزایش احتمال بروز جنگ‌های بیش‌تر جلوگیری شود. البته برخورد با آمریکا و ناتو نیاز به دقت نظر بسیار زیادی دارد؛ اما تأکید باید روی حفظ استقلال و رشد همکاری‌ها باشد تا روابط دوستانه گسترش پیدا کند، نه این‌که دشمنی و جنگ‌طلبی قانون روابط بین طرفین باشد. بگذارید غرب برای پیروزی در مقابل ایران تلاش زیادی کند، مثل وضعیت کنونی اوکراین البته در موضعی بسیار ضعیف‌تر. این کشور کوچک اروپایی دارد به همه یاد می‌دهد چگونه باید در مقابل فشار غرب ایستادگی کرد.

مشرق: آمریکا و دو متحد اصلیش انگلیس و فرانسه می‌گوید جامعه جهانی درباره ایران نگران است، و برخی درون ایران هم همین صحبت‌ها را تکرار می‌کنند. از نظر شما تعریف این «جامعه بین‌المللی» چیست؟ مشکل اصلی درباره ایران چیست ؟

کریستوف هورستل: ایران باید جامعه جهانی را از نظر استراتژیکی به کشورهای مختلف تقسیم کند؛ بر اساس آمادگی برقراری روابط دوستانه، فواید روابط تجاری، توان بالقوه، و آمادگی این کشور برای برقراری دیپلماسی عمومی با این کشورها. روسیه، چین، و اعضای جنبش غیر متعهدها از مهم‌ترین این کشورها هستند. ذکر نام بقیه کشورها در این‌جا لازم نیست. اما اگر جامعه جهانی را در قالب نهادهای ملی تعریف کنیم، با این مسئله برخورد بسیار بد و اشتباهی کرده‌ایم. جریانی از آگاهی بین‌المللی در حال شکل گرفتن و تشدید روزافزون است که افق‌های جدیدی را در فرصت‌های بین‌المللی ایجاد می‌کند:

· این جریان انقلابی فرهنگی در فیس‌بوک ایجاد کرد. مردم نماد یک قلب را می‌گذاشتند و می‌نوشتند من ایران را دوست دارم. چرا دولت ایران توجهی به این جریان نکرد؟

· جریان فوق همچنین شامل مذاکرات آزاد در این‌باره بود و هست که نتانیاهو رئیس «دیوانه» اسرائیل، با تماس‌هایش با روؤسای‌جمهور فرانسه و آمریکا، آن‌ها را در مذاکرات سرد می‌کرد. آیا دولت ایران راهی نداشت که از این اشتباهات بزرگ جنگ‌طلبان در سیاست خارجی‌شان به سود خود استفاده کند؟

· ایران درباره جنگی که از سال 1979 تا کنون زیر میز مذاکره علیه این کشور در جریان است، هیچ صحبتی نمی‌کند: کشتار، جنگ تروریستی (از طریق گروه جندالله)، مسلح کردن کردها، انواع عملیات نیروهای ویژه، اخیراً ترور دانشمندان هسته‌ای، ارتباطات هدف‌دار با ایرانیان ساکن خارج از این کشور، و به گزارش آسیا تایمز، تأمین میلیون‌ها دلار بودجه برای حمایت از عملیات‌های ویژه با هدف «تغییر رژیم از داخل».

· آمریکا، اروپا و ناتو در سیاست خارجی خود در همه جای دنیا اشتباهات بزرگی دارند: شکست در جنگ‌های مجرمانه و بحران‌زا، آزاد کردن قدرت «السیاده» (همکاری سیا با القاعده)، ورشکستگی کشورها، و همچنین رسوایی وحشتناک آژانس امنیت ملی آمریکا. چرا ایران تابستان گذشته کمپین تبلیغات توریستی برگزار نکرد؟

مشکلی که درباره ایران وجود دارد این است: ببخشید که این‌قدر راحت می‌گویم، اما وزارت امور خارجه‌ای مملو از پرسنل ناکارآمد است. این تجربه شخصی خود من است. سفیرانی که حقوق بسیار بالا دارند، بیش‌تر به تجارت خود می‌اندیشند تا مصالح کشورشان. کارکنان بی‌انگیزه این سفارت‌خانه‌های ایران نمی‌توانند مدیریت امور را به دست بگیرند.

زمانی که یک مسئول رسانه‌ای عوض می‌شود، به نفر بعدی گزارش کار نمی‌دهد. ژورنالیست‌ها باید درباره هر فرد تازه‌ای از ابتدا تحقیق کنند، که هم خسته‌کننده است، هم غیر ضروری و هم افراد را بی‌انگیزه می‌کند. تقریباً همه افراد درباره شیوه برخورد با رسانه‌ها بی‌تجربه هستند؛ در حالی که رسانه‌های غربی مثل ارتشی علیه ایران می‌جنگند. البته ژورنالیست‌های زیادی آماده هستند تا کار خود را صادقانه انجام دهند و باید به آن‌ها فرصت‌های لازم داده شود. خود من تا به حال با چهار سفیر ایرانی برخورد داشته‌ام که هیچ‌کدام این‌گونه رفتار نکرده‌اند و یا پاسخ‌های غیرمؤدبانه به من داده‌اند و یا اصلاً از پاسخ دادن خودداری کرده‌اند.

دوست دارم یک «کلوپ طرفداران ایران» با نام سازمان دوستی آلمان-ایران تأسیس کنم. وب‌سایت را تهیه کرده‌ایم، لوگوی فوق‌العاده زیبایی هم طراحی کرده‌ایم؛ اما چهار سال است سفارت ایران با ما همکاری نمی‌کند.

منبع بزرگی از قدرت در کشورهای غربی، و حتی در اسرائیل، مردم هستند که 80 تا 90 درصدشان از جنگ فراری هستند و آرزو دارند کشورشان با ایران رابطه صلح‌آمیز داشته باشد؛ اما هیچ‌کس نیست که این آرزوها را محقق کند. ایران هیچ اقدامی نمی‌کند و سفارت‌های غربی هم که مسلماً در این زمینه قدمی برنمی‌دارند.

دولت ایران می‌تواند در عرصه بین‌المللی بسیار فعال‌تر باشد و سرمایه‌گذاری مالی بیش‌تری کند تا تصاویر زیبایی از این کشور فوق‌العاده را به نمایش بگذارد. نتیجه آن هم درک بیش‌تر دیدگاه‌های سیاسی جمهوری اسلامی خواهد بود. برخی تحلیلگران می‌توانند از کمپین‌های تبلیغاتی منافع امنیتی استخراج کنند، و این سیاست بسیار خوبی هم هست.

مشکل ایران عدم برخورداری از پرسنلی است که بتوانند این‌گونه کمپین‌ها را حرفه‌ای مدیریت کنند. این تلاش‌ها باید یکپارچه باشد، مثلاً ترکیبی از نیروهای فعال مردمی، تبلیغات رسانه‌ای و فعالیت‌های روابط عمومی. در عوض آن‌چه در ایران مشاهده می‌کنیم، اشتباه و عدم درک شیوه‌های عملکرد جوامع غربی و رسانه‌های آن‌ها است.

مشرق: به نظر شما به نفع ایران نیست که مستقیماً با مردم دنیا گفت‌وگو و توافق کند؟

کریستوف هورستل: وقتی وقایعی که اهمیت زیادی ندارند توسط رسانه‌های غربی بزرگ‌نمایی می‌شوند، مسلم است هر کشوری نتواند با ملت‌های فریب‌خورده و بی‌اطلاع غربی صحبت کند، شکست می‌خورد و کسانی که این‌گونه روابط را بیاموزند پیروز خواهند شد.

خود من هر چه از دستم برمی‌آمده انجام داده‌ام تا دولت سوریه را به استفاده از این روش تشویق کنم، اما نهایتاً به این نتیجه رسیدم که هیچ‌کس نیست که بتوانم در این‌باره با تو صحبت کنم؛ صرفاً به دلیل کمبود پرسنل آموزش‌دیده. درون ایران افرادی هستند که بتوان با آن‌ها صحبت کرد؛ اما دولت همیشه از برداشتن قدم‌های ضروری خودداری می‌کند؛ مسئله به ضعف اخلاق کاری و بی‌میلی به برداشتن گام‌های بی‌سابقه برمی‌گردد.

ایران سازمان‌های مدنی غیر رسمی یا نیمه‌رسمی بسیاری دارد. با توجه به مدیریت صحیح در تهران، آن دسته از این سازمان‌ها که به درستی انتخاب شده باشند، می‌توانند تحت کنترل شدید استراتژیک و با بررسی روش‌ها، با احتمال موفقیت بالا در غرب به دنبال شریک بگردند. اکنون بهترین زمان برای اتخاذ این سیاست‌‌های جدید است، زیرا:

· اگر توافق ژنو یک فایده داشته باشد، همین است که ایران از طریق توافق با دولت‌ها اکنون می‌تواند با مردم کشورهای دیگر ارتباط برقرار کند.

· ایران در چشم دوستان محافظه‌کار دولت‌های غربی «دیگر منزوی نیست.» دیدگاه غالب در غرب اکنون این است که می‌توان با ایران حرف زد.

· برگزاری کنفرانس‌های مختلف درباره فرصت‌های تجاری در ایران بعد از لغو تحریم‌ها به یکی از موضوعات اولویت‌دار در پاییز و زمستان امسال در پایتخت‌های غربی و محافل تجاری تبدیل شده است.

· اگر مقامات ایران می‌خواهند خود را برای موضعی قوی‌تر در دور بعدی مذاکرات با 1+5 آماده کنند، باید زمینه را برای برقراری ارتباط قوی‌تر و بهتر با کشورهای غربی آماده کنند.

اگر ایران این سیاست‌ها را اعمال کند، در دور بعدی مذاکرات می‌تواند با از دست دادن امتیازات بسیار کم‌تر، موفقیت بسیار بزرگ‌تری کسب کند.

مشرق: شما خودتان ژورنالیست هستید. به نظر شما بهانه غرب و ابراز نگرانی از برنامه هسته‌ای ایران چقدر با واقعیت‌های برنامه هسته‌ای ایران منطبق است؟ غرب چه تاکتیک‌هایی را برای تخریب تصویر ایران به کار می‌گیرد و ایران برای اصلاح این تصویر چه اقداماتی می‌تواند بکند؟

کریستوف هورستل: همان‌طور که در سخنرانی‌ها، کنفرانس‌ها و مصاحبه‌های خود و همچنین در گفت‌وگو با همکارانم در صدا و سیمای ایران صراحتاً گفته‌ام، تمام داستان «بمب هسته‌ای» صرفاً یک فریب است. قدرت‌های مخالف ایران از گذشته به دنبال ماجرایی بوده‌اند تا ایران را منزوی و ترس را در ذهن مردم از همه جا بی‌خبر خود نهادینه کنند.

آمریکا از سال 1975 تا کنون درباره تجارت بین‌المللی هسته‌ای پاکستان اطلاع کامل داشته، اما از همان ابتدا تصمیم گرفته تا کاری به این کشور نداشته باشد. اولاً، به این دلیل که برای مقابله با پتانسیل شوروی در افغانستان به پاکستان نیاز داشت، و دوماً، چون تنها کشورهایی با پاکستان وارد معامله می‌شدند که توانایی مالی آن را داشتند. بنابراین آمریکا می‌توانست به راحتی این کشورها را مجازات و از آن‌ها بهره‌کشی کند. لیبی و ایران اولین کشورهایی بودند که در این دام آمریکا گرفتار شدند. لیبی از نظر فنی توان استفاده از بسته هسته‌ای یک میلیارد دلاری را نداشت که از آقای «عبدالقدیرخان» پاکستانی خریده بود اما ایران یک برنامه هسته‌ای کامل و موفق بر اساس آن ساخت.

همان‌طور که ژورنالیست‌های غربی می‌گویند سیا، آژانس اطلاعات آلمان و دیگران کاملاً از مأموران خرید دولت پاکستان در بازارهای هسته‌ای غرب حفاظت کرده‌اند. به گفته دو منبع کاملاً قابل اعتماد در روزنامه گاردین، سیا تا آن‌جا پیش رفت که از اقدام اف‌بی‌آی در دستگیری مأمورین پاکستان هنگام خرید در آمریکا جلوگیری کرد. نه حتی یک بار!

همه رؤسای‌جمهور آمریکا هم از سال 1975 درباره پیشرفت‌های هسته‌ای پاکستان به کنگره دروغ گفته‌اند. آن مأمور سیا هم که این فریب‌کاری را افشا کرد، زندگی خود و خانواده‌اش را از هم پاشید؛ اکنون با یک لپ‌تاپ و گوشی قدیمی در یک خانه تریلری زندگی می‌کند. خود من چندین بار با او صحبت کرده‌ام. صراحتاً انکار می‌کند که سرنوشت شومش بخشی از نقشه بزرگ‌تر واشینگتن بوده برای اشاعه ترس و بدنام کردن ایران و لیبی، به خاطر معاملات هسته‌ای که خود آمریکا مخفیانه از آن‌ها حمایت کرده بود. همین اتفاق برای ژورنالیست‌های غربی هم افتاد که تمام ماجرا را افشا کردند.

این شیوه عادی ژورنالیست‌های غربی است: دقیقاً به همان اندازه اطلاعات منتشر می‌کنند که اجازه دارند. به ندرت تمام ماجرا را گزارش می‌کنند. نظام غربی «آخرین خط دفاع» را معین می‌کند؛ هرکس از این خط عبور کند همه چیزش را از دست می‌دهد. این‌جا است که وظیفه من آغاز می‌شود.

هدف کمپین اشاعه ترس و بدنام کردن ایران چیست؟ هدف این است که یک «منطقه تجارت ممنوع» علیه ایران تعیین شود. یعنی نظاره می‌کنند که چگونه ایران همه فعالیت‌های اقتصادی خود را در برنامه هسته‌ای خلاصه می‌کند؛ و تا آخرین لحظه صبر می‌کنند، که ایران دیگر راهی برای تغییر رویه نداشته باشد و به این نتیجه برسد که توقف سرمایه‌گذاری هسته‌ای رفاه مردم این کشور را به شدت تهدید خواهد کرد. آن زمان است که آمریکا با فشار، تهدید و اخاذی از کشورهای دیگر آن‌ها را مجبور به حمایت از تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران می‌کند. بنابراین یک بن‌بست ایجاد می‌شود: اگر ایران بخواهد طبق حقوق خود برنامه هسته‌ای مشروع را دنبال کند، قربانی اقداماتی می‌شود که آمریکا و متحدانش صلاح می‌دانند. اگر هم نخواهد برنامه هسته‌ایش را دنبال کند با خطر سقوط اقتصادی مواجه می‌شود.

این سیاست‌ها مثل همه سیاست‌های دیگر غربی، از حمایت قوی برخوردار نیستند. ملت‌ها در غرب از این سیاست‌های پشتیبانی نمی‌کنند؛ و اگرچه دولت‌های فاسدشان آن‌ها را فریب می‌دهند؛ اما متوجه می‌شوند که یک جای کار می‌لنگد. به همین دلیل بی‌توجهی به دیپلماسی عمومی در این مقطع تاریخی اشتباه بزرگ دیگری از جانب ایران است که ممکن است پیامدهای مخربی داشته باشد.

مشرق: آلمان در پیروی از سیاست‌‌های آمریکا در قبال ایران چه منافعی به دست می‌آورد و چه امتیازاتی از دست می‌دهد؟

کریستوف هورستل: مردم آلمان قلباً و ماهیتاً دوست ایران هستند؛ بخش تجاری آلمان هم به شدت طرفدار همکاری با ایران است. متأسفانه صدراعظم ما خانمی است که تحسین واشینگتن را نسبت به منافع ملی آلمان در اولویت قرار می‌دهد. خود من علناً او را به «خیانت بزرگ» متهم و سخنان او درباره حمایت بی‌قید و شرط از «امنیت» اسرائیل را نقل قول کرده‌ام؛ که خانم صدراعظم آن را تا حد بسیار اعلای «دکترین ملی آلمان» هم بالا برده است، بدون آن‌که نگاهی کرده باشد که قانون اساسی و سوگند رسمی وی چه وظایفی را از صدراعظم آلمان خواسته است. این نوع سیاست تا میلیاردها دلار به منافع اقتصادی آلمان آسیب می‌زند، سیاست‌های جنگ‌طلبانه را پیش می‌برد و میان مردم تفرقه می‌اندازد.

پاسخ درست به سؤال شما این است که آلمان هیچ منفعتی به دست نمی‌آورد. اما نام خانم مرکل در لیست آژانس سخنگویی «هری واکر» ثبت می‌شود؛ در کنار کلینتون‌‌ها، چنی‌ها، آقای شرودر آلمانی که معامله قایق‌های U-Boat با اسرائیل را در آخرین روز حضور خود در مسند صدراعظمی تأیید کرد. آژانس هری واکر توسط یک صهیونیست افراطی به همین نام در سال 1946 تأسیس شد و سخنگوهای ارشد را به رویدادهای مهم اعزام می‌کند. ثبت‌نام خانم مرکل بعد از پایان دوره‌اش انجام می‌شود و قیمت قراردادهای سخنگویی او را به 100 هزار دلار به ازای هر سخنرانی می‌رساند. یک سخنرانی تنها! هزینه‌های سفر هم جدا حساب می‌شود.

بوسجین :واکنش وزیر سابق به گزارش مجلس

واکنش وزیر سابق به گزارش مجلس
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۳۵
 
وزیر تعاون دولت دهم در پاسخ به اظهارات رئیس هیئت تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی، از او خواست اگر دلسوز کارگران است، ۵ هزار متر زمین در زعفرانیه و ۱۵ هزار متر زمین در دوبی را که در دوره اصلاحات از جیب کارگران به خیریه ای واگذار شد، به آنها بازگرداند.
به گزارش جهان، حاشیه‌های گزارش کمیسیون اجتماعی مجلس در مورد تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی که ۱۳ آذرماه در صحن علنی مجلس،‌ قرائت شد همچنان ادامه دارد. در این گزارش، اسامی تعدادی از مدیران دولت دهم و افرادی خارج از مجموعه دولت ذکر شده که ارقام میلیونی در قالب کارت هدیه یا بن‌کارت از سازمان تامین اجتماعی دریافت کرده‌اند.

یکی از این افراد، اسدالله عباسی وزیر تعاون چند ماهه پایانی دولت دهم است. وی که سابقه نمایندگی مجلس در دوره های هفتم و هشتم از حوزه انتخابیه رودسر را داشت، ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۱ یعنی یک روز پس از استیضاح جنجالی شیخ‌الاسلامی به عنوان سرپرست این وزارتخانه معرفی شد و نهایتا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ توانست به وزارت برسد.

وی در گفتگو با مشرق در واکنش به گزارش تحقیق و تفحص و اظهارات علیرضا محجوب گفت: آقای محجوب در نطق هفته گذشته خود به نمایندگان گفت: «از خدا بترسید.» من به عنوان فردی که ۸ سال در مجلس بودم، می‌گویم آقای محجوب شما باید از خدا و قانون بترسید. شما نمی‌توانید از قانون فرار کنید.

عباسی افزود: در آینده مشخص خواهد شد چه افرادی در پشت پرده تحقیق و تفحص بودند و چطور گزارش تحقیق و تفحص از سازمانی به گستردگی تامین اجتماعی با دستپاچگی و با عجله و در طی ۴ ماه تهیه شد.

وی با بیان این که در گزارش تحقیق و تفحص، اشتباهات فاحشی وجود دارد و اتهامات را از طریق هیئت نظارت مجلس پیگیری خواهد کرد، گفت: چون جرمی اثبات نشده، نباید اسامی افراد به این نحوه اعلام می‌شد.

عباسی درباره بخشی از گزارش که نام وی به عنوان دریافت‌کننده هدایای میلیونی ذکر شده هم توضیح داد: آقای محجوب بر اساس کدام مدرک و سند، اعلام کرده که یک جا ۱۰۰ میلیون و یک جا ۵۰ میلیون به بنده پرداخت شده است، آقای محجوب این مدرک را ارائه کند. صرف این که یادداشتی ارائه شود که در آن چنین ادعایی ذکر شده، قابل پذیرش است؟ اینها کذب محض و تهمت ناروا است.

وی با بیان اینکه یکی از ادعاهای تحقیق و تفحص، عزل و نصب‌های سیاسی در تامین اجتماعی است، گفت: این در حالی است که از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم، تمامی مدیران تامین اجتماعی و شرکت‌های تابعه آنها تغییر داده شده‌اند و افرادی جایگزین شده‌اند که در جریان سیاسی دولت یازدهم هستند.

وزیر سابق تعاون خطاب به افراد پشت پرده گزارش تحقیق و تفحص، افزود: اگر تسویه سیاسی با سعید مرتضوی دارند، افراد دیگر را قربانی نکنند.

عباسی همچنین خبر داد: در خود تامین اجتماعی شرکت‌هایی داشتیم که مشکل‌دار بودند اما چون زدوبندهایی وجود داشته آنها اصلا مورد تحقیق و تفحص قرار نگرفته‌اند که در آینده آنها را افشا خواهیم کرد.

او گفت: به عنوان مثال در دوره اصلاحات، اموال کارگران را به گروه خیریه ای واگذار کردند. مثلا در زعفرانیه ۵ هزار متر زمین در دوبی ۱۵ هزار متر زمین و رستورانی در چهارراه پارک‌وی به این گروه واگذار شد و خیلی مسائل دیگر را در آینده به طور مستند، افشا خواهیم کرد.

* جوابیه به مجلس


عباسی همچنین در نامه‌ای به رئیس مجلس خواستار قرائت جوابیه او به گزارش مذکور از تریبون مجلس شده


بوسجین:طرح جدید امریکا برای خاورمیانه


طرح جدید امریکا برای خاورمیانه۰:

 
تلاش دولت اوباما برای بسط دادن مذاکرات هسته ای به موضوعات منطقه ای و برخی مسائل داخلی ایران جدی شده است.
به گزارش جهان به نقل از ایران هسته ای، آنچه از برخی منابع می توان برداشت کرد این است که اوباما در درون امریکا در جواب منتقدانش که سیاست جدید خارجه این کشور و مذاکرات هسته ای با ایران را به هم زننده موزانه استراتژیک در منطقه می دانند استدلال می کند که به دنبال یک نظم نوین منطقه ای است و این مذاکرات چنین نظمی را تولید خواهد کرد به گونه ای که میتوان گفت دولت اوباما مذاکرات هسته ای با ایران را مقدمه ای برای ایجاد یک نظم نوین دلخواه برای منطقه می داند.

تلاش دولت اوباما برای بسط دادن مذاکرات هسته ای به موضوعات منطقه ای و برخی مسائل داخلی ایران از علائم مهم این هدفگذاری استراتژیست های دولت اوباما است.

طبق این ارزیابی برخی سرفصل های نظم نوین منطقه ای دولت اوباما که علائمی از آن وجود دارد، چنین است:

۱- سیر مذاکرات هسته ای به نحوی پیش برود که فشار بر سیاست خارجه ایران موجب تضعیف گروه های محور مقاومت در منطقه و همچنین تقویت اپوزسیون متمایل به غرب در درون نظام شود. آمریکایی ها معتقدند که دو هدفگذاری مذکور توامان تغیر رفتار نظام ایران را شکل خواهد داد.

۲- ضمن اینکه تلاش می شود برخی برنامه نظامی و امنیتی برخی کشورهای منطقه که اسراییل را تهدید میکند، تعدیل شود، برتری نظامی اسراییل به صورت معناداری در منطقه همچنان حفظ خواهد شد. دولت اوباما به علت مشکلات مالی، تامین بودجه برای تقویت های خاص نظامی اسراییل را به صرفه نمی داند و بهترین روش را تعدیل و بازگردادن به قبل برنامه نظامی برخی کشورهای منطقه که مهمترین آن ایران است، می داند.

۳- موقعیت نظامی عربستان در این طراحی به اندازه فعلی حفظ می شود اما قراردادهای نظامی با این کشور به نحوی نخواهد بود که با تقویت راهبردی آن در حوزه نظامی، این کشور را به نسبت اسراییل تبدیل به یک رقیب بکند. این موضوع شامل تعدیل سیاست خارجه عربستان در تقویت برخی گروه های تروریست مخصوصا در حوزه نظامی و تسلیحاتی نیز خواهد بود.

۴- کشور افغانستان به محلی برای حضور پایگاه های دایمی نظامی آمریکا تبدیل می شود که بیشترین خاصیت آن حضور نیروهای نیروهای زبده عملیاتی، محلی برای استفاده گسترده تر از پهبادها و عملیات های پنهان اطلاعاتی هدفمند و محدود نظامی خواهد بود. مهمترین ماموریت این پایگاه ها رصد میدانی ایران، روسیه و چین و همچنین پاکستان خواهد بود.

۵- در این طرح حتی بحرین نیز دیده شده و در آن حاکمیت بحرین بدون تغییر باید امتیازاتی را به صورت سیاسی به مخالفین بدهد تا نظم منطقه ای خلیج فارس مخصوصا در محدوده مرکز فرماندهی ناوگان پنجم دریایی آمریکا دچار بحران نشود.

۶- سیاست خارجه قطر نیز تا حدود بسیاری تعدیل می شود و بیشتر به عنوان یک کشور و قدرت درجه دو منطقه ای نقش ایفا خواهد کرد و در عوض آمریکایی ها ادامه حاکمیت آل ثانی را ضمانت خواهند کرد.

۷- سناریوهای پیش بینی شده درباره سوریه نیز نشان می دهد که آمریکایی گزینه های مانند تجزیه سوریه، بدست گرفتن قدرت توسط نیروهای تندرو مذهبی، ادامه دولت اسد را گزینه های بسیار بد می دانند و بهترین گزینه را انتقال قدرت به دولت جدید به نحوی که ساختارهای سوریه حفظ شود و نقش اسد در آن ناچیز باشد، ارزیابی می کند.

۸- در این نظم نوین قرار است ارتباط اقتصادی ترکیه و اسراییل به نحو چشمگیر و استراتژیکی مخصوصا در حوزه انرژی با هم پیوند بخورد. طبق یک برآورد انجام شده، آمریکایی ها معتقدند تنها راه حفظ اسراییل پیوند زدن بقای این کشور به سرنوشت اقتصادی و نظامی برخی دولت ها و نظام ها در منطقه است.

۹- در صورت تحقق موارد مذکور و برخی دیگر از هدفگذاری ها – منجمله تکلیف قدرت پس از ملک عبدالله در عربستان سعودی- احتمال دارد دولت امریکا کاهش بار حضور نظامی مستقیم خود در منطقه را بررسی کند.

بوسجین:کارتون/ جریمه پولیس!




بر اساس لایحه بودجه سال 1393 پیش‌بینی شده است راهنمایی‌ورانندگی کشور در سال آینده، هزار و 620 میلیارد تومان از محل جرایم رانندگی درآمد داشته باشد


بوسجین:ماجرای نامه‌ محرمانه خاتمی به آمریکایی‌ها از طریق سفیر سوییس


ماجرای نامه‌ محرمانه خاتمی به آمریکایی‌ها از طریق سفیر سوییس
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۱۰
 
منوچهر محمدی گفت: خاتمی در سال ۲۰۰۳ از وحشت باز کردن پلمپ تاسیسات هسته ای نامه ای از طریق فرد دیگری به سفیر سوئیس در ایران می دهد که با خفت تمام اعلام کرد که ما نیازی به انرژی هسته ای نداریم و حمایت خود را از حزب الله برمی‌داریم و ما کاری به ماجرای اعراب و اسرائیل نداریم.
ماجرای نامه‌ محرمانه خاتمی به آمریکایی‌ها از طریق سفیر سوییس
به گزارش جهان، منوچهر محمدی تحلیلگر مسائل بین الملل و سیاسی در گفت و گو با دانا با اشاره به توافقات انجام شده در مذاکرات ژنواظهار داشت: هر مذاکره که انجام می شود دارای پیش فرض است و باید بدانیم که این پیش فرض‌ها باید در مذاکرات رعایت شود.

وی در ادامه گفت: اول در صحنه بین الملل هیچ قدرت مافوقی نیست که طرفین را وادار به اجرای تصمیمات طرفین کند بنابراین در مذاکرات بین الملل آن چیزی که اهمیت دارد این است که هر یک از طرفین با چه اهرم فشاری و با چه سرمایه ای وارد میز مذاکره می شوند. چقدر آنها قدرت دارند و چه چیزی برای معامله آورده اند؟

این تحلیلگر افزود: دوم در مذاکرات بین المللی چیزی که مطرح نیست احقاق حق است. یعنی اینکه همه به دنبال بده و بستان هستند. می گویند چه چیزی به من می دهی و چه چیزی از من می خواهی؟ حق بدون قدرت و زور مطرح نیست. اگر ما بدون داشتن توشه و توان کافی سر میز مذاکره برویم یقیناً ضرر کرده‌ایم و چیزی عایدمان نمی شود.

مذاکره با آمریکا درباره گروگان‌ها و مکفارلین موفقت آمیز بود


محمدی با اشاره به موفقیت‌های مذاکرات با آمریکا بعد از پیرورزی انقلاب اسلامی گفت: ما در طول این ۳۵ سال پس از پیروزی انقلاب دو مرتبه توانستیم در مذاکرات با امریکایی‌ها معامله بکنیم و در هر دو مرحله نیز موفق بودیم. زیرا با دستان پر سر میز مذاکره حاضر شدیم.

وی این مذاکرات را اینگونه تشریح کرد: اول در جریان اشغال لانه جاسوسی بود که ما ۵۲ گروگان آمریکایی را در اختیار داشتیم و آمریکایی‌ها هم اموال و دارایی‌های ما را توقیف و در اختیار گرفته بودند. از طریق الجزایر مذاکره کردیم و توانستیم با آزادی گروگا‌نها که ارزشی برای ما نداشتند، بخش عمده‌ای از اموالمان را دریافت بکنیم. من اولین مجری بیانیه الجزایر در سال ۶۰۱-۶۱ بودم. سوای حواشی و تحلیل‌های ایده آلیستی آن زمان، واقعاً معامله نسبتاً خوبی انجام شد یعنی ارزش گروگان‌ها بعد از شکست کارتر تقریباً نزدیک به صفر شد و از طرفی هم جنگ شروع شده بود و ما نیاز به اموال و دارایی‌هایمان داشتیم.

دوم در ماجرای مک فارلین بود که ما آنجا هم معامله خوبی انجام دادیم به این معنا که آمریکایی‌ها یک عده گروگان در لبنان داشتند که می دانستند ما این قدرت را داریم که اعمال نفوذ کنیم و آنها را آزاد کنیم و از طرفی ما هم احتیاج به اسلحه و مهمات و قطعات یدکی داشتیم که نتیجتا تک تک در مقابل دریافت مهمات و اسلحه مثل آرپی جی ۷ ، موشک هارد و قطعات f۱۴ توانستیم معامله کنیم این دو مورد بود که ما با وجود بقای دشمنی و خصومت نسبت به آمریکا توانستیم معامله برد- برد انجام دهیم. یعنی هم آمریکایی معضلشان حل شد و هم ما بردیم.

بدون داشتن دستان پر، حاضر شدن بر سر میز مذاکره یک اشتباه استراتژیک است


این کارشناس مسائل سیاسی در خصوص آغاز ماجرای هسته ای ایران و دخالت های آمریکا اظهارداشت: ماجرای هسته ای ایران از سال ۱۳۸۲ در زمان مسئولیت آقای حسن روحانی آغاز شد. غرب تهدید کرد که اگر مساله هسته ای حل نشود و غنی سازی هسته ای تعطیل نشود پرونده ایران به شورای امنیت انتقال داده می شود. به عنوان پیش فرض این هم باید در نظر گرفت که در مقابل دشمن هر یک قدمی که عقب نشینی می شود باید صد قدم دیگر نیز عقب نشینی کرد.

وی ادامه داد: در جریان سال ۸۲ که روحانی با عنوان دبیر شورای امنیت ملی آمد و داوطلبانه اعلام کرد که ما کلیه تاسیاست هسته ای را تعطیل می کنیم. فقط طرف غربی به عنوان ما به ازای این کار متعهد شد که پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت نرود و قول دیگری نداند.بنابراین وقتی که سه وزیر خارجه آلمان، فرانسه و انگلیس که برای نشست سعدآباد به ایران آمده بودند و پیمان سعدآباد به امضا رسید هنوز پای آنها به کشورهایشان نرسیده بود که زیاده‌خواهی آنها علاوه بر تعهدات و خواسته‌هایشان در معاهده سعدآباد، آغاز شد و علاوه بر تعطیلی نطنز خواستار تعطیلی تاسیسات هسته ای در اصفهان نیز شدند و طرف ایرانی قبول کرد.

وی در این باره ادامه داد: اصفهان که تعطیل شد پیغامی از سوی آنها آمد که باید اراک را هم تعطیل کنید که دولت اصلاحات بار دیگر نیز آن را پذیرفت و اطاعت کرد. باز گفتند کافی نیست پیلوت‌هایی که در مراکز علمی و دانشگاه‌ها هست باید تعطیل شود و منجر به مذاکرات بروکسل و پاریس شد. در پاریس همین آقای ظریف که فیلم آن چندی پیش از بی بی سی فارسی پخش شد، التماس می کرد که اجازه بدهند که یکی دوتا سانتریفیوژ بچرخد. طرف مقابل در جواب ظریف اعلام داشت که شما حتی لیاقت داشتن چنین فناوری هسته ای را هم ندارید و گفتند که باید شما کلاس‌های فیزیک هسته ای را نیز تعطیل کنید و دستور دادند که کلیه دانشجویان ایرانی را در اروپا و امریکا از کلاس‌های فیزیک هسته ای اخراج کنند؛ در این جا بود که مسئولان نظام دستور دادند که مجددا لاک و مهر برچیده و کار را شروع شروع شود. که البته در آن زمان پس از این اقدام خاتمی و روحانی به شدت نگران آغاز جنگ بودند.

محمدی با اشاره به صحبت‌های خاتمی مبنی بر تضعیف ایران در برابر غرب گفت: خاتمی در سال ۲۰۰۳ از وحشت این کار، نامه ای محرمانه را بدون در جریان گذاشتن مسئولان نظام و وزیر خارجه وقت از طریق فرد دیگری به سفیر سوئیس در ایران می دهد که با خفت تمام اعلام کرد که ما نیازی به انرژی هسته ای نداریم و حمایت خود را از حزب الله برمی‌داریم و ما کاری به ماجرای اعراب و اسرائیل نداریم. البته این صحبت‌ها اخیرا توسط برخی افراد در حال تکرار است.

این کارشناس مسائل سیاسی درباره نقش لاریجانی در ادامه مذاکرات تصریح کرد: ما راه‌اندازی تاسیسات هسته ای را آغاز کردیم و آنها در شورای امنیت تحریم‌ها را شروع کردند. این وضعیت ادامه داشت تا آقای لاریجانی مسئولیت شورای امنیت را بر عهده گرفت. آقای لاریجانی هم گیر همین مساله بود که ما با چه اهرم فشاری می توانیم امریکایی‌ها را وادار کنیم که حق غنی سازی هسته ای صلح آمیز را بپذیرند.

وی ادامه داد: آن زمانی که ما در عراق موضع برتر داشتیم و آمریکایی‌ها گرفتار شده بودند، وی تلاش کرد که در این زمینه مذاکراتی شروع شود، آقای لاریجانی نتوانست برخی موضوعات را به هم پیوند بدهد.

منوچهر محمدی با اشاره به نقش جلیلی در ادامه دادن بحث مذاکرات هسته ای با آمریکا تصریح کرد: آقای جلیلی فکر می‌کرد که اگر روی موضع حق خودش بایستد بالاخره آمریکایی‌ها مجبورند خواسته‌های مار را بپذیرند. و جلسات مذاکره به جلسات خطابه تبدیل شده بود.

وی افزود: آمریکایی‌ها و ۵+۱ هم صرفا گوش می دادند و به طرف ایرانی بیان می داشتند که چه چیزی می خواهید. که آقای جلیلی اعلام می‌کرد که لغو تمام تحریم‌های ظالمانه و به رسمیت شمردن حق غنی سازی خواسته طرف ایرانی است. و در مقابل آنها ما به ازا می خواستند که جلیلی در برخی موارد حرفی برای گفتن نداشت؛ البته آنها به طور ضمنی خواسته‌هایشان را مطرح می کردند و بیشتر روی بحث سوریه و حزب الله و اسرائیل مذاکره می شد که مسئولان اجازه ندادند که مذاکرات به این سمت برود.

روحانی با مذاکره تلفنی با اوباما اهرم فشار علیه آمریکا را از بین برد


محمدی ادامه داد: انتخابات خرداد ماه انجام شد و روحانی از همان ابتدا علنی اعلام کرد که باید دم کدخدای ده را دید. لذا تمامی سرمایه گذاری خود را بر روی این مسئله گذاشت. بنابراین در سفری که رئیس جمهور به نیویورک داشت، آن مکالمه تلفنی را انجام داد و با کدخدا صحبت کرد و ‌تنها چیزی که واقعا ایران به عنوان اهرم داشت این بود که با آمریکایی‌ها صحبت نمی کردیم و آنها آرزو داشتند که با ما صحبت کنند.

وی در توضیح این مطلب گفت: آنها آرزو داشتند که دیپلمات درجه پنجم ما با آنها صحبت داشته باشد. چون هم دوران امام و هم این دوره منع شده بودند از این کار. بنابراین آقای روحانی قبل از اینکه به میز مذاکره برسد همین اهرم را هم مصرف کرد.

محمدی با ذکر خاطره ای افزود: رجایی خراسانی به رهبری نامه نوشت که نظام تک قطبی است و امریکا ابرقدرت است و ما نباید با آمریکا درگیر شویم و بهتر است با آمریکا کنار بیاییم و سهممان را از قدرت بگیریم. که همان موقع من هم نامه مفصلی نوشتم و در روزنامه‌ها منتشر شد که جواب ایشان را اینطور دادم که این چیزی که شما می گویید یک تسلیم نامه است.

وی ادامه داد: آقای روحانی با اینکه یک بار قبلا مذاکره کرده بود و نتیجه نگرفته بود، تمام اعتبارش را به حل مسئله هسته ای گذاشت و در سفر نیویوک دو کار را نباید انجام می داد یکی مکالمه تلفنی با اوباما که تابو برای آمریکا شکسته شد و دومی روحانی دستان خالی ما را رو کرد و در همان مصاحبه مطبوعاتی در نیویورک گفت که وضعیت اقتصادی ما از آنچه که فکر می کردم به مراتب بدتر است، و بعد هم در ایران آمد و گفت که خزانه خالی است. فکر می کنم که نمیتوانم بپذیریم که روحانی این را سهوا گفته است و این ساده لوحانه ترین کاری بود که انجام شد.

محمدی مدعی شد: روحانی به ظریف پیغام داده بود که دست خالی از ژنو نباید برگردید و باید حتما یک دستاوردی قبل از صد روز داشته باشیم. بنابر این دیپلمات ها در شرایط بسیار بدی قرار گرفتند که در عین اینکه دستانشان خالی بود باید یک دستاوردی هم می‌داشتند.

این تحلیلگر مسائل بین المللی با اشاره به متن اخیر توافق نامه ژنو اظهار داشت: در توافقنامه ژنو موضوعاتی که به دست آورده ایم باز هم به نفع غربی هاست. در این توافقنامه ما پذیرفتیم که ۲۰ درصد را متوقف کنیم و تعهد هم دادیم که تا ده سال هم به دنبال ۲۰ درصد نباشیم. درباره پنج درصد هم باید بگویم که فریز کردیم،‌ یعنی سانتریفیوژهایی که داریم بچرخد ولی دیگر حق اضافه کردن نداریم و حق استفاده کردن از این تعداد که آماده تزریق گاز بودند را هم نداریم که حدود ده هزار سانتریفیوژ بود.

وی افزود: همچنین پذیرفتیم که اراک هم تعطیل شود که گفتند اراک و فردو و نطنز به کار خود ادامه می دهد در حالی که ما الان حق نداریم یک پیچ و مهره به تاسیسات اضافه کنیم. از همه مهمتر اینکه تحقیقات ما هم باید تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد و هیچ متنی نه در الحاقی و نه خود متن NPTهمچنین اختیاری را به آژانس نمی دهد،‌ یعنی اینکه هرچه ما توسعه می دهیم را فورا باید به اطلاع آنها برسانیم و بدتر از آن، NPT را مجاز دانستیم تا بر همه صنایع مرتبط با هسته ای حتی صنایع پایین دستی را هم اجازه دادیم که نظارت داشته باشند که این فراتر از قانون پروتکل الحاقی است.

این تحلیلگر در ادامه درباره متن‌های توافق نامه ژنو تصریح کرد: مطلب دیگر این بود که گفتند۵+۱ حق غنی سازی ما را به رسمیت شناخته است،‌ در حالی که اصلا چنین چیزی وجود ندارد. در توافقنامه آمده که برنامه غنی سازی ایران در چارچوب توافق ۵+۱ با شرایط خاص می تواند ادامه داشته باشد. تا الان تمام ادعاهایمان این بود که می‌گفتیم طبق NPTحق داریم از غنی سازی استفاده کنیم اما در این توافقنامه آمده‌ایم و خودمان را محدود کرده ایم و گفتیم که با شرایط خاصی اگر آنها اجازه بدهند می توانیم غنی سازی را ادامه دهیم.

محمدی در خصوص برداشتن تحریم‌ها که غربی‌ها وعده داده بودند، اظهار داشت: غربی‌ها تحریم پتروشیمی را لغو کرده اند. کلیه قراردادهای پتروشیمی ما با طرف آلمان هست یعنی اینکه بانک آلمان تامین مالی کرده و یک شرکت آلمانی در ایران کارخانه پتروشیمی ساخته و یک شرکت آلمانی خریدار همه محصولات را به ازای پرداخت وام ما به بانک آلمان پیش خرید کرده است. یعنی ما باید برای چند سال تولیدات پتروشیمی را به آلمان صادر کنیم. تحریم پتروشیمی مانع از این شد که ما کالاهایی را که تولید می کنیم به آلمان تحویل بدهیم و در نتیجه توانستیم این‌ها را جای دیگری بفروشیم و سال گذشته ۱۳میلیارد دلار از فروش مواد پتروشیمی سود بردیم.

وی افزود: در بخش تحریم خودرو هم باید گفت که کارخانجات قطعه سازی خودروی فرانسه که به ما قطعه می دادند ورشکسته شدند و کارخانجات تعطیل شد و آقای فابیوس وزیر خارجه فرانسه هم در ژنو ۲ که با هر توافقی مخالفت کرد، به آنها هم گفتند که تحریم خودرو را لغو می کنیم و در نتیجه مشکل فرانسه را حل کردند نه مشکل ایران را. خرید نفت را از ما تحریم کرده بودند نه فروش نفت را،‌ یعنی به اروپایی‌ها و کشورهایی که با آمریکا ارتباط داشتند گفته بودند که حق ندارید نفت ایران را بخرید ولی ایران مشکلی برای فروش نداشت و زمانی که صدای مسئولان ژاپن و چین و کره بلند شد، آمدند برخی کشورها را مستثی کردند و گفتند که می توانید از ایران نفت بخرید.

این کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: مسئله کشتیرانی هم قبول کردند که شرکت های اروپایی و آمریکایی کشتی‌ها را بیمه کنند و کار طبق روال قبل انجام شود. قطعات هواپیما هم یک قانون ایکائو است که ملزم هستند به ما ارائه دهند چون اگر به ما قطعات ندهند و اتفاقی برای هواپیما بیفتد باید خسارت پرداخت کنند و هواپیماهای ما هم یا ایرباس و یا بوئینگ هست.

محمدی با اشاره به خطوط قرمزی که رهبری تعیین کرده‌اند، گفت: خطوط قرمزی که رهبری تعیین کرده کردند این بود که اصل غنی سازی در ایران باید کاملا رعایت شود و کسی حق ندارد از این عدول کند و هیچ سانتریفیوژی نباید از کشور خارج شود. خط قرمز کلی هم این است که ما به هیچ وجه غنی سازی صلح آمیز هسته ای را باید حتما داشته باشیم و به هیچ‌وجه هم به طرف بمب نرویم. خوشبختانه این پذیرفته شده که هر کدام از طرفین در صورت اجرا نکردن مفاد توافقنامه می توانند کل توافق را منتفی کنند.

این کارشناس مسائل بین المللی با اشاره به این نکته که توافق با غربی‌ها به صلاحشان نیست، اظهار داشت: ما حتی اگر تسلیم هم بشویم آمریکایی ها و اسراییل به صلاحشان نیست که با ایران به توافق و تفاهم برسند چون که اصل ایران هراسی و اسلام هراسی برای آنها امروز یک اصل است و با ایران و اسلام هراسی، صنایع پیچیده نظامی را توسعه می دهند به فروش اسلحه می پردازند و بعد از شوروی هراسی که از بین رفت الان این را جزو سیاست‌های اصلی خود دارند. دوم اینکه به نفع رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی هم نیست که هیچ نوع مراوده مطلوبی بین ایران و آمریکا بوجود بیاید. در آمریکا اوباما رئیس جمهور کاره ای نیست و تصمیم گیرنده دو نهاد بزرگ این کشور یعنی لابی آیپک و لابی صنایع پیچیده نظامی هستند. لذا ساختار آمریکا این است که باید همیشه یک جنگی در کار باشد. و به همین خاطر ایران و اسلام هراسی امروزه در جهان به عنوان یک اصل در سیاست آمریکا پذیرفته شده و نیازش را تامین می کند و بنابراین هیچگونه صلح و آشتی با ایران برای ایالات متحده معنا ندارد.

توافقنامه در دراز مدت دوامی نخواهد داشت


منوچهر محمدی با اشاره به اینکه مذاکرات در دراز مدت دوام نخواهد داشت، تصریح کرد: در اینکه موقتاً یک فضای امیدواری ایجاد شده تردیدی نیست ولی در درازمدت دوامی نخواهد داشت چرا که بالاخره مردم نگاه می کنند به اینکه چقدر وضع مردم بهتر شده و لازمه این کار هم هزینه و هم برنامه است که در شرایط موجود دولت به کاهش قیمت‌ها اعتقاد دارد؛ بنابراین در کوتاه مدت می تواند مفید باشد ولی در درازمدت برعکس خواهد شد یعنی ناامیدی بیشتر می‌شود.

وی افزود: مسئلان باید مقدمات ایجاد اقتصاد مقاومتی را فراهم کنیم. مملکت ما مملکت آباد و ثروتمندی است و اینطور نیست که ما چیزی برای ارائه نداشته باشیم.

این تحلیگر مسائل بین الملل مشکل به نتیچه نرسیدن مذاکرات را شناخت ما از طرف‌های غربی دانست و تصریح کرد: اگر در مذاکرات دستمان خالی بود، باید طرف مقابل را هم خالی و خنثی کنیم یعنی به طرف مقابل و آمریکا بفهمانم که این تحریم به ضرر شماست. یک روز با آمریکایی مذاکره می کردم و به آنها گفتم که شما اگر دشمن ما نبودید ما شما را دعا می کردیم و گفت چطور؟ گفتم شما با دستان خودتان وابستگی مطلق ما را به خودتان قطع کردید و ما را مجبور کردید که روی پای خود بایستیم و گفتم که اگر شما همچنان به ما قطعه و کالا می دادید ما هم تولیدی نداشتیم و همچنان وابسته بودیم. یقیقا اگر تحریم ها نبود این همه پیشرفت علمی هم نداشتیم. اول باید دشمن را شناخت و حتی آقای ظریف دشمن را به غلط می شناسد.

بوسجین:زد و بند با تامین اجتماعی از نوع اصلاح‌طلبانه


زد و بند با تامین اجتماعی از نوع اصلاح‌طلبانه

روزنامه حامی هاشمی ‌رفسنجانی و خانواده وی حداقل 80 میلیون تومان از مرتضوی رئیس سابق سازمان تامین اجتماعی هدیه گرفته و با این همه در کنار بقیه روزنامه‌های اصلاح‌طلب که پول‌های مشابهی گرفته‌اند، در زمینه تخلفات مالی مرتضوی جنجال می‌کند!برخی روزنامه‌های زنجیره‌ای نظیر اعتماد، آرمان، آفتاب یزد، ابتکار و... با وجود دریافت مبالغ مختلف به نام هدیه و مشارکت در پوشش جشن سالگرد تاسیس تامین اجتماعی، جنجال گسترده‌ای را به بهانه انتشار گزارش تحقیق و تفحص مجلس به راه انداختند که در این میان تحرکات روزنامه اجاره‌ای- زنجیره‌ای آرمان در نوع خود جالب توجه است.

به گزارش جهان نیوز، رسانه‌های اصلاح‌طلب بلافاصله پس از افشای عمق فساد، ژست ضد فساد گرفتند و خود را به سنگر مقابل مرتضوی و تامین اجتماعی کشاندند؛ غافل از اینکه اسناد دریافت کمک‌های ده‌ها میلیونی آنان از مرتضوی ثبت و ضبط شده است. یکی از این روزنامه‌های به ظاهر پاکدست، روزنامه آرمان است که حتی فردای انتشار گزارش تحقیق و تفحص مجلس در خصوص فساد مالی تامین اجتماعی، تیتر یک خود را به تقبیح این فساد اختصاص داد غافل از اینکه مدیران این روزنامه از ریخت و پاش‌های مرتضوی کم‌بهره نبوده‌اند.هوشمند سفیدی، صاحب امتیاز روزنامه آرمان امروز و مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی روابط عمومی آرمان (روزنامه آرمان) است که البته اسم و سمت وی در گزارش تحقیق و تفحص مجلس به اشتباه «سعیدی» ذکر شده است.طبق اسناد آقای سفیدی تنها در یک مورد 10 میلیون تومان کارت هدیه از مرتضوی دریافت کرده است.
 
اما سند دیگری از دستاوردهای مرتضوی برای روزنامه حامی آقای هاشمی منتشر شده که جای تامل دارد. در این سند، صاحب امتیاز روزنامه آرمان به بهانه برگزاری یک سمپوزیوم از سعید مرتضوی تقاضای کمک می‌کند. مرتضوی هم حاتم‌بخشی کرده و با دادن 50 میلیون تومان دیگر به وی، همکاری‌ها را تداوم می‌بخشد.طبق این اسناد مبلغ مذکور تحت عنوان حمایت سازمان تامین اجتماعی از «سمپوزیوم بین‌المللی روابط عمومی»! پرداخت شده است.وقوع چنین لفت و لیس‌هایی حاکی از آن است که جریان‌های رسانه‌ای آلوده و حق‌العمل کار خط قرمز سیاسی برای خود قائل نیستند، چنان که از یک سو مثلاً برای خانواده هاشمی رپرتاژ آگهی در پوشش گزارش و خبر و تیتر عکس صفحه اول منتشر می‌کنند و از آن طرف برای حلقه انحرافی ستون فروشی‌های مشابهی انجام می‌دهند و... برای هر مجموعه و سازمان دیگری هم که آماده زد و بند مالی- سیاسی باشد، از این خدمات ویژه انجام می‌دهند.چند سال پیش یک خبرنگار اخراجی روزنامه اعتماد فاش کرد که مدیریت این روزنامه در پوشش خبر و گزارش، اقدام به انتشار رپرتاژ آگهی می‌کرد و در مقابل مبالغی را دریافت می‌کرد.

بوسجین:حقوق‌هایی که بدون نظارت بالا می‌رود


حقوق‌هایی که بدون نظارت بالا می‌رود

درست زمانی که صحبت از عدم دریافت حقوق بالاترین مقام اجرایی کشور به میان می‌آید، زمزمه های افزایش چند میلیونی حقوق برخی دولتی‌ها به گوش می‌رسد.  

به گزارش فارس،‌ موضوع اموال و درآمد دولتمردان همیشه از موضوعات حاشیه دار برای آنهاست.
 
گاهی این سوال برای مردم جامعه پیش می آید که مثلا رئیس جمهور چقدر حقوق می گیرد؟ یا حقوق وزرا و معاونان آنها چقدر است؟
 
این پرسش تقریبا جز سوال هایی است که فقط زمزمه های تائید نشده ای درباره آن شنیده می شود و هیچ مقام رسمی این اعداد و ارقام را تائید نمی کند.
 
این روزها نیز که دولت تدبیر و امید ماه های ابتدایی خود را می گذارند، مساله حقوق و دارایی های وزیران دولت یازدهم مورد توجه جامعه قرار گرفته است.
 
چنین موضوعی وقتی برای جامعه جالب تر می شود که در روزهای اخیر زمزمه افزایش حقوق برخی مدیران رده بالای دولتی نیز به گوش می رسد.
 
حقوق احمدی نژادی؛ رئیس جمهوری که مجانی کار می‌کرد
 
شاید احمدی نژاد نزدیک ترین نمونه ای باشد که می توان آن را برای موضوع «حقوق روسای جمهور» مثال زد؛ تنها رئیس جمهوری که اموالش را در ابتدا و انتهای مسئولیتش اعلام عمومی کرد، حقوقش نیز بی حاشیه نبود.
 
در کوران انتخابات ریاست جمهوری دهم مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد رئیس جمهور از حقوق احمدی نژاد به صورت رسمی سخن گفت.
 
ثمره هاشمی در اردیبهشت ماه سال 88 و در دزفول گفت: سپاس به درگاه خدای بزرگ که دولت نهم با وجود رییس جمهوری پاک، فداکارانه برای مردم کار و تلاش شبانه روزی می کند و خدا می داند که رییس جمهور حتی غذای خود را از خانه می آورد.
 
رییس وقت ستاد تبلیغات انتخابات احمدی نژاد درباره وضعیت معیشتی احمدی نژاد نیز تصریح کرد: ایشان تاکنون یک ریال از ریاست جمهوری حقوق نگرفته است و از تدریس نصف روز در هفته، از دانشگاه حقوق می گیرد.
 
دو سال بعد یک مجله نزدیک به اصلاح طلبان حقوق احمدی نژاد را تخمین زد.
 
مجله آسمان در مطلبی درباره حقوق مسئولان، به نقل از یک منبع نزدیک به احمدی نژاد نوشت: «ایشان به صورت رسمی حقوق نهاد ریاست جمهوری و پست ریاست جمهوری را دریافت نمی‌کنند. حقوق آقای احمدی‌نژاد از هیات علمی بودن دانشگاه علم و صنعت تأمین می‌شود.»
 
در ادامه این مطلب آمده بود: «اعضا هیات علمی دانشگاهها بر اساس جداول خاصی امتیاز بندی میشوند. میزان حقوق دریافتی عضو هیات علمی دانشگاههای دولتی مستقر در تهران، متوسط بین دو تا سه میلیون تومان ارزیابی می شود. هر عضو هیات علمی باید به صورت موظفی 16 ساعت در هفته تدریس هم داشته باشد.»
 
بنابر این گزارش اینکه رئیس جمهور از نهاد ریاست جمهوری حقوق نمی گرفت و به حقوق استادی خود اکتفا می کرد نکته قابل توجهی برای جامعه بود.
 
وقتی روحانی هم مجانی دولت‌داری می کند!
 
ظاهرا رویه «مجانی کار کردن رئیس جمهور» قرار است در دولت تدبیر و امید نیز ادامه پیدا کند و حسن روحانی نیز به یکی از میراث های احمدی نژاد پایبند بماند.
 
محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت یازدهم در اولین اظهارنظر رسمی یک مقام دولتی حرف های قابل توجهی درباره میزان رابطه مالی حسن روحانی و جایگاه حقوقی اش، به زبان آورد.
 
نوبخت درباره میزان حقوق رئیس‌جمهور گفت: دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم ، عضو هیات علمی دانشگاه هستند و از نظر مرتبه علمی استاد تمام محسوب می‌شوند به همین علت ایشان صرفا حقوق استادی خود را دریافت می‌کنند و از تاکنون حقوقی از ریاست جمهوری دریافت نکرده‌اند.
 
سخنگوی دولت اما درباره رقم ثبت شده حقوق رئیس جمهور تلویحا سکوت کرد و ترجیح داد کسی از میزان حقوق رئیس جمهور که البته آن را دریافت نمی کند حرفی نزند؛ «عدد درج شده در مورد میزان حقوق رئیس‌جمهور را در ذهن ندارم و خود من هم به عنوان معاون رئیس‌جمهور صرفا حقوق عضویت هیات علمی دانشگاه خود را دریافت می‌کنم.»
 
حسن روحانی نیز به دلیل جایگاه استاد تمامی و عضویت در هیات علمی دانشگاه در صورت تدریس موظفی خود یعنی 16 ساعت در هفته،‌ حقوقی احتمالی 3 تا 4 میلیون را از دانشگاه دریافت خواهد کرد؛ رقمی که البته هیچ مقام رسمی آنرا تائید نکرده است.
 
حقوق‌هایی که زیاد می‌شود؛ آن هم بدون نظارت
 
موضوع حقوق دولتی‌ها و حاشیه‌های آن به روسای جمهور محدود نمی شود و وزرا و معاونین آنها و حتی مدیران کل نیز حقوقشان حاشیه برانگیز بوده است.
 
اولین بار سایت خبری «الف» نزدیک به احمد توکلی در مطلبی از حقوق کلان وزرا و معاونین آنها خبر داد.
 
این سایت در مطلبی در سال 85 با اشاره به حقوق وزرا و معاونین وزیران در دولت اصلاحات و به ویژه در وزارت نفت، نوشت: «یک فهرست معتبر درباره بالاترین دریافتی مقامات وزارت نفت و شرکت‌های تابعه در سال پایانی دولت اصلاحات نشان می‌دهد مدیران عامل شرکت‌های تابعه وزارت نفت ماهانه بین 7/3 تا 10 میلیون تومان دریافتی داشته‌اند.»
 
در ادامه این مطلب نیز آمده بود: «در سال پایانی دولت سابق، بیشترین دریافتی ماهانه در وزارت نفت و شرکت‌های تابعه، متعلق به مدیر عامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده‌های نفتی با رقم 10200000 تومان (معادل ده میلیون و دویست هزار تومان معادل یکصد و دو میلیون ریال در ماه) بوده است که این رقم بیشتر به شکل پاداش و پرداختی‌های غیر از حقوق پرداخت می‌شده است.»
 
اما پس از گذشت 7 سال دوباره زمزمه های افزایش حقوق معاونین وزرا به گوش می رسد. برخی خبرهای تائید نشده از افزایش 3 تا 5 میلیونی حقوق برخی معاونین وزرا خبر می دهد؛ موضوعی که حتی سخنگوی دولت را نیز به واکنش وا داشت.
 
سخنگوی دولت درباره افزایش حقوق معاونین وزرا گفت: اگر منظور شما از بالا بودن میزان حقوق دریافتی معاونین وزرا این است که آنها حقوق بالایی دریافت می‌کنند باید بگویم منظورتان مربوط به جریان مسئولیت معاونین وزرا در شرکت‌ها است که حقوق آنها براساس مجامع شرکت‌های مربوطه تعیین می‌شود زیرا مجمع شرکت‌ها تصمیم‌گیرنده درباره میزان و نحوه پرداخت حقوق آنهاست.
 
وی ادامه داد: بر همین اساس میزان حقوق معاونان طبق مقررات شرکت‌ها دارای ضرایب خاص خودشان است.
 
سخنگوی دولت افزود: برخی از معاونت‌ها، سازمان هستند، مثل سازمان گسترش که ورودی منابع مالی آنها مانند وزارتخانه‌ها براساس اعداد و ارقام محدود نیست، بنابراین آنها می‌توانند از منابع خود استفاده کنند.
 
سخنگوی دولت البته موضوع نظارت بر حقوق معاونین وزرا را نیز مطرح کرد و افزود: قطعا در صورت وجود موارد مشکوک بازنگری به مرحله اجرا گذاشته می‌شود، به طوری که در مورد بحث پرداخت حقوق باید بگویم دیوان محاسبات هر ساله براساس ملاحظات خود و سازمان بازرسی کل کشور و حتی حوزه نظارتی خود دولت، پس از بررسی‌های لازم با هرگونه تخلفی در خصوص میزان پرداخت حقوق به معاونان وزرا برخورد می‌کند.
 
بدون شک همانطور که سخنگوی دولت گفته است دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور بر افزایش حقوق مشکوک معاونین وزرا نظارت می کند اما در این میان قیدی وجود دارد که می تواند سایه این نظارت را کمرنگ کند.
 
«افرادی که بازنشسته هستند در مقابل دیوان محاسبات پاسخگو نخواهند بود»؛ مطلبی که رسایی نیز در جلسه دفاع از دوفوریت طرح ممنوعیت بکارگیری افراد بازنشسته در مشاغل دولتی در صحن مجلس از آن استفاده کرد و گفت: از آنجا که یک فرد بازنشسته دیگر کارمند دولت محسوب نمی‌شود، در مقابل نهادهای نظارتی همچون دیوان محاسبات پاسخگو نخواهد بود.
 
این نکته مطرح شده از سوی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی زمانی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که تعداد معاونین وزرای بازنشسته در دولت تدبیر و امید روبه افزایش باشد و هم اکنون نیز تعداد قابل توجهی از معاونین بازنشسته در دولت یازدهم مشغول به کارند.
 
حال باید دید رئیس جمهور که از ریاست جمهوری حقوق دریافت نمی کند برنامه ای برای بررسی حقوق وزرا و معاونین وزرا دارد یا این موضوع نیز قرار است در سکوت مسئولان دولتی به فراموشی سپرده شود؟

بوسجین:اگر می خواهید کودکتان اهل پس انداز باشد!


کودکان در این سن ممکن است شروع به مقایسه موبایل‌شان یا موقعیت والدین‌شان با دیگران کنند. مهم‌ترین نکته آن است که به فرزندتان یاد دهید پول همه چیز نیست وخوشبختی به آن وابسته نیست.

پارسا هنوز جمع زدن بلد نیست اما ارزش صرفه‌جویی را می‌داند. پدر پارسا آموزش صرفه‌جویی به فرزندانش را از زمانی که بچه‌هایش حتی درست نمی‌توانستند جمله بسازند، شروع کرد. کارشناسان معتقدند داشتن سواد مالی یکی از مهارت‌های زندگی است که باید از سنین کم به کودک آموزش داده شود. این مسئله باعث می‌شود در بزرگسالی کمتر دچار اشتباه‌های پرهزینه شوند.

متخصصان می‌گویند داشتن مهارت مالی و پولی بیشتر از تحصیلات دانشگاهی در موفقیت فرد نقش دارد. پس هر چه زودتر شروع کنید، بهتر است. بچه‌های یک تا ۲ ساله ارزش پول را نمی‌فهمند اما می‌توان مفهوم کاهش ضایعات را به آنها یاد داد. برای مثال اگر پسر شما یک لیوان شیر خواست و فقط نصف آن را خورد، به او بگویید که بقیه شیر را هدر داده است‌ و نمی‌تواند به این زودی دوباره شیر بخورد. حسن عسگری‌فر، روانشناس و مشاور به شما می‌گوید در هر سنی چه آموزشی مناسب‌تر است.

به تفاوت‌ها فکر کنید
در خانواده‌هایی که اقتصاد جایگاه تعریف شده‌ای دارد و البته این تعاریف به زبان خود کودک نیز برای او شرح داده می‌شود، کودک یکی از شرکای واقعی خانواده است و از یک مصرف کننده صرف در طول عمرش از کودکی به نوجوانی و جوانی به یک شریک و سرمایه‌گذار مالی تبدیل می‌شود، طوری که در نوجوانی و جوانی در تصمیمات اقتصادی خانواده دخیل و تاثیرگذار خواهد بود. انتظاری که از یک نوجوان آموزش داده شده در دنیای مهارت های اقتصادی وجود دارد، مسلما در یک کودک ۳ تا ۵ ساله محدود است. داشتن یک قلک برای کودک ۳ ساله همانقدر حائز اهمیت است که داشتن یک دفترچه حساب پس انداز برای یک نوجوان و البته مدیریت خانواده و گاه نظارت و حمایت ایشان برای پربار شدن همان قلک یا دفترچه حساب پس انداز فرزندان.

۳ تا ۴ سالگی
پول چیست؟
بدون شک ممکن است برای آموزش توالت رفتن کودک ۳ یا ۴ ساله‌تان بیشتر درگیر باشید اما یادتان باشد که باید کلاس‌هایی هم برای آموزش پول برایش بگذارید. در این سن او نمی‌تواند بفهمد مفهوم پول چیست اما شما می‌توانید کم کم تفاوت سکه‌های مختلف را به او آموزش دهید.

یک راه این است که یک بازی بامزه راه بیندازید. به او بگویید سکه‌ها را در اندازه و رنگ‌های مختلف قرار دهد. بازی نمایشی هم می‌توانید انجام دهید، مثلا بازی فروشگاه یا رستوران. مواد لازم این بازی تمام اسباب‌بازی‌هایی است که کودک می‌خواهد بفروشد، با مقداری پول.

خواسته چیست؟ نیاز چیست؟
کارشناسان معتقدند این سن بهترین زمان برای آموزش مفهوم نیاز دربرابر تجمل است. می‌توانید بازی نیاز یا خواستن را زمانی که با فرزندتان برای خرید بیرون می‌روید انجام دهید. یادتان باشد چیزهایی مانند شیر و برنج در دسته نیازها هستند در حالی که شکلات و پاستیل در رده خواسته‌ها قرار می‌گیرند. در این سن ممکن است بچه‌ها از شما بخواهند که اسباب‌بازی خاصی را برای‌شان بخرید یا حتی بازی‌های کامپیوتری جدید بخواهند، وقتی این کار را کردند این فرصت را برایشان فراهم کنید تا با مفهوم صرفه‌جویی آشنا شوند.

باید به فرزندتان توضیح دهید که رفتن به مغازه اسباب‌بازی فروشی همیشه برابر با خریدن یک اسباب‌بازی نیست. آیا شما به عنوان والدین عادت دارید چیزهایی را که نیاز ندارید بخرید؟ این عادت می‌تواند به فرزندتان نیز به راحتی منتقل شود. وقتی ببینید که فرزندتان با اسباب‌بازی که برایش خریدید بازی نمی‌کند نباید برایش اسباب‌بازی دیگری بخرید.

۵ تا ۶ سال
بگذارید خرید کند
این زمان خوبی برای این است که به فرزندتان اجازه دهید به مدیریت پول و پرداخت خرید عادت کند. برای مثال می‌توانید از فرزند ۶ ساله‌تان بخواهید برای‌تان شیر بخرد. حالا شما این شانس را دارید که مفهوم تفریق و جمع را به فرزندتان بیاموزید. به او هزار تومان می‌دهید تا چیزی را که ۹۰۰ تومان است، بخرد. بنابراین ۱۰۰ تومان به او بازگردانده می‌شود و به این ترتیب می‌توانید درباره اینکه چرا به او ۱۰۰ تومان بازگردانده شده توضیح دهید.

۷ تا ۹ سال
بودجه چیست؟
این زمانی است که بهتر است به فرزندتان مفهوم بودجه را یاد دهید چون حالا دیگر او پول تو جیبی می‌گیرد. برای مثال برای او توضیح دهیدکه هزینه‌های خانواده با همین بودجه مدیریت می‌شود و با اولویت‌هایی برای نیازها و خواسته مشخص می‌شود. وقتی به اصرار او برای خرید اسباب‌بازی نه می‌گویید برایش علت را توضیح دهید که بودجه ماه برای خرید اسباب‌بازی استفاده شده است یا قیمت اسباب‌بازی با بودجه‌ای که در نظر گرفته شده نمی‌خواند. به او کمک کنید بخشی از پول تو جیبی‌اش را پس‌انداز کند، بخشی را خرج کند و بخشی را برای خیریه اختصاص دهد. برای این کار می‌توانید ۳ بطری در نظر بگیرید حتی می‌توانید حساب پس انداز برایش افتتاح کنید.

زیبایی انتخاب
وقتی مفهوم بودجه را به فرزندتان یاد دهید او تشخیص خواهد داد که به دست آوردن پول راحت نیست. کودکان ممکن است پول‌شان را در راه‌های متفاوتی خرج کنند. همچنین به این نتیجه می‌رسند خریدن یک وسیله به معنای چشم‌پوشی از وسایل دیگر است. مدام به او نگویید پولش را چطور خرج کند، به جای آن به او کمک کنید فواید و مضرات چیزی را که می‌خواهد بخرد بسنجد و بعد اجازه دهید خودش تصمیم بگیرد.

۱۰ تا ۱۲ سال
صرفه‌جویی را دوباره توضیح دهید
تا الان فرزند شما معنی پول را به خوبی فهمیده و می‌داند با آن چه کار می‌تواند بکند. پیام صرفه‌جویی را با تشویق نوجوان‌تان به مقایسه قیمت‌ها هنگام خرید دوباره تکرار کنید. وقتی این مفهوم را بازخوانی کنید دیگر پول خود را خرج یک وسیله گران نمی‌کند، در حالی که وسیله مشابه آن با قیمت بهتر وجود دارد.

پول در برابر خوشبختی
کودکان در این سن ممکن است شروع به مقایسه موبایل‌شان یا موقعیت والدین‌شان با دیگران کنند. مهم‌ترین نکته آن است که به فرزندتان یاد دهید پول همه چیز نیست وخوشبختی به آن وابسته نیست.

غیرمستقیم یاد بدهید
اقتصاد، مهارتی آموختنی است. باور به مقتصد شدن بچه‌ها و باور به داشتن مهارت در کنترل و نگهداری پول که به معنای اندوختن ثروت است، محصول فرایند یادگیری است که خود در برگیرنده ۲ نوع یادگیری یعنی یادگیری مشاهده‌ای و یادگیری آموزشی است. منظور از یادگیری مشاهده‌ای به معنی دیدن، درک کردن و به کارگیری است که عمده آن محصول دوره‌های رشدی کودکی و مشاهده الگوهای رفتاری و انتخابی خانواده‌هاست. خانواده‌هایی که در آنها برنامه‌ریزی مالی به عینه مشهود بوده و اتفاقا برای کودک قابل توضیح نیز هست، غیر مستقیم به کودک خود اصل حفظ سرمایه و تبعات مثبت آن را آموزش می‌دهند.

 

مثل زمان‌هایی که کودک کالایی را مثل اسباب بازی طلب می‌کند و خانواده برای کودک توضیح می‌دهد که به علت محدودیت مالی (خانواده اینقدر تومان در آمد دارد، اینقدر تومان هم خرج و هزینه‌های خانواده است و کلا اینقدر تومان باقی می‌ماند که باید بین نیازهای همه خانواده تقسیم شود ) توان خرید آن را ندارد و اگر او پول‌های توجیبی‌اش را جمع کند، آنگاه می‌تواند به کمک خانواده، آن کالا و بعدها کالاهای دیگری را نیز خریداری کند.

 

در اینجا مدیریت مالی به صورت غیر مستقیم به کودک آموزش داده می‌شود چرا که کودک سیاق و روش اجرایی خانواده را با آنچه برای او تکلیف می‌کنند در تعارض نمی‌بیند و این خود نوعی تایید بر اشتراک نظری و عملی خانواده برای خود و برای اوست و قبول آن شرایط چندان غیرمتعارف و آزاردهنده نیست.

این ۳ اصل را درنظر بگیرید
در خانواده‌هایی که تحقق خواسته‌های کودک و نوجوان مشروط به چیزی یا عملی یا تغییری نمی‌شود و هر چه بخواهد در اسرع وقت مهیا می‌شود، غیرمستقیم کودک می‌آموزد که همیشه توانی برای تحقق آرزوهای او در والدین وجود دارد و ترس از نداشتن و ترس از آینده‌ای که شاید روزی با امروز متفاوت باشدشکل نمی‌گیرد و این یعنی اعتماد کاذب به آینده‌ای پرفراز و نشیب و گاه غیرقابل پیش‌بینی. پس اصل مشروط بودن، اصل اعتدال و اصل نسبی بودن شرایط و آینده باعث قدرتمندتر شدن کودک و نوجوان ما و نیز شراکت او در وظایف اجتماعی و اقتصادی برای تحقق آرمان‌ها و آرزوهای آینده خود او خواهد بود.

بوسجین:مثل مگس زندگی نکنیم!


 دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.

یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.

در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.

با خودم... شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.

غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!

شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.

من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.

شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.

شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.

شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.

شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.

مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…

مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخواستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:

کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.

کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.

کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.

کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.

آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:

عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.

نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.

بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…

نگاه کردن به جلو راحت‌تر از تجزیه و تحلیل کردن گذشته است، برای اینکه شما بیشتر تمایل دارید چیزهای جدید را تجربه کنید. اما هم اکنون شما به خاطر اینکه از زمان حال فرارکنید روی آینده تمرکز کرده‌اید. زمان کافی برای کار و فعالیت‌های جدید خود اختصاص بدهید و قبل از اینکه دیر بشود کارهایی که لازم است را انجام دهید.

بوسجین:مرد مال باخته و کریم خان زند


مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند می رسد.

خان از وی می پرسد که چه شده است این چنین ناله وفریاد می کنی؟

مرد با درشتی می گوید دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم.

خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟
مرد می گوید من خوابیده بودم.

خان می گوید خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟

مرد در این لحظه پاسخی می دهد آن چنان که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود .

مرد می گوید : چون فکر می کردم تو بیداری من خوابیده بودم!!!

خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند. و در آخر می گوید این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم.

بوسجین: سینه چاکی برخی به غرب


گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: یک روزنامه آلمانی نوشته است؛ آمریکایی ها در آغاز مذاکرات ژنو به ایران وعده دوستی و جلب اعتماد طرفین دادند ولی بعد از توافقنامه، به همان روال سابق بازگشتند.
گفت: از دولتمردان آمریکا غیر از این انتظاری نبوده و نیست.
گفتم: همین روزنامه نوشته است؛ آمریکا باید به این واقعیت توجه می کرد که ایران طی 10 سال گذشته حاضر به عقب نشینی از حق هسته ای خود نشده و تیم هسته ای ایران اعلام کرده در صورت پیمان شکنی آمریکا توافقنامه را نادیده می گیرد.
گفت: دولتمردان آمریکایی بارها نشان داده اند که هیچگاه از رخدادهای گذشته عبرت نمی گیرند و تیم کشورمان باید روش دیگری را انتخاب کند.
گفتم: چه عرض کنم؟! مدیر باغ وحش از بلندگو خطاب به تعدادی از بازدیدکنندگان گفت، خواهشمندیم به حیوانات غذا ندهید و چندبار این تذکر را تکرار کرد ولی کسی توجه نکرد. مدیر باغ وحش که دید بازدیدکنندگان زبان آدم سرشان نمی شود، از بلندگو اعلام کرد «حیوانات عزیز و محترم خواهشمندیم از دست این بازدیدکنندگان غذا نگیرید»!

بوسجین:پیاده رویی عزداران حسینی در اربعین 2013


شکوه عظمتی که حاکمان و مربیان جوامع یاد بگیرند که چگونه نام نیکان در تاریخ ماندگار است کو ان  اشرافیت و نخوت دستگاه یزید امروزه از چه کسی به نیکی یاد میشود و از چه کسی به بدی کو ان شکوه کاخ دمشق ببین ان کاروان کوچک کربلادر 1400سال چه ولوله و چه شوری ایجاد کرده است و چه درس الهام بخش برای متولیان جوامع مسلمان  اگر می خواهید جاودانه باشید به جرکت جاودانه بپیوندید




السلام علیک یا ثار الله


این چند خط را هم می‌نویسم برای کربلا... فکر نکنی نمی‌آییم... می‌آییم مثل همان‌هایی که آمدند... هرچقدر هر که شب‌ها مسیر تاریک باشد بازهم برنمی‌گردیم... امان‌نامه‌ها را پس می‌زنیم و هر شب خودمان را می‌رسانیم به خیمه حبیب، تا با عون و جعفر و دوستان دیگر سرحال‌تر باشیم...

کربلا! یادت باشد ما به گلوی گل سرخ ایمان داریم. ما جانمان برود نمی‌گذاریم کسی به آقای کربلا چپ نگاه کند... کربلا! این سینه‌ها را می‌بینی... آماده سپر شدن  است... در مقابل تیرها... فکر نکنی هزار و چند صد سال گذشته. نه! امروز یک کوفه شمر داریم... یک شام حرمله... کوفه تکثیر شده همان طور که عمر سعد و این‌زیاد زیاد شده‌اند... اما حکایت این روزهای ما فرق می‌کند ما خون خدا در رگ داریم ما خونخواه خداییم... و آنها فرزندان نامشروع ریا و تزویرند... ما خونخواه خداییم... همان مستضعفانی که وعده هدایت زمین را به دست آنها داده‌اند... ما یک حسین بیشتر نداشته‌ایم که یک بار برای همیشه در کربلا فدای دوست شد. این بار، علم به زمین نخواهد رسید دست‌های عباس بال شده است روی دوش فرزندان شیعه...



بوسجین:من مسلمانم، به وطنم تجاوز کن و مرا بکش! +تصاویر


ن مسلمانم، به وطنم تجاوز کن و مرا بکش! +تصاویر

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۴۵
 
یک کاریکاتوریست خلاق انگلیسی با کشیدن کارتون‌هایی به برخورد دوگانه دولت‌های غربی با مسلمانان اعتراض کرده است.
من مسلمانم، به وطنم تجاوز کن و مرا بکش! +تصاویر
جهان -
 
كاریكاتیر<br />
 انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

ترجمه :متهم است .. زنده یامرده, احتیاط کنیدبسیارخطرناک است

كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی<br />
 مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین


یک راهبه می تواند سرتاپای خود را بپوشاند تا زندگیش را وقف عبادت کند , درست است ؟
اما چرا وقتی یک زن مسلمان این کار را انجام دهد , مورد ملامت قرارمیگیرد ؟


كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images<br />
 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

وقتی زنی در غرب خانه داری کند وبه تربیت کودکانش بپردازد مورد ستایش وتقدیر جامعه قرار گرفته فداکارشمرده میشود اما اگر همین کار را زن مسلمان انجام دهد مورد ملامت قرار می گیرد

كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

حقوق وآزادی هر دختری ایجاب می کند که به دانشگاه برود وهرچه را دلش میخواهد می تواند بپوشد اما دختر با حجاب مسلمان از ورود به دانشگاه منع می شود

كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012<br />
 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012<br />
<br />
<br />
 ,كاریكاتیر<br />
<br />
 انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین
اگر کودکی به موضوعی علاقمند باشد باید آن را رشد ونمو داد اما اگر علاقمند به اسلام باشد باشد فایده ای ندارد
كاریكاتیر<br />
 انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

اگر شخصی جان خود را بخاطر نجات دیگران به خطر اندازد شجاع ودلیر خوانده می شود وهمه جامعه او را محترم می شمارند اما اگر فلسطینی باشد وسعی کند فرزندش یابرادرش را نجات دهد تا مبادا دستش بشکند یا ازمادرش دفاع کند تاکه مورد تجاوزقرار نگیرد یا از منزلش دفاع کندتاکه ویران نشود به او تروریست می گویند
كاریكاتیر انجلیزی مناصر<br />
<br />
<br />
<br />
 للمسلمین<br />
 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images<br />
<br />
 2012<br />
<br />
 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

اگر یک یهودی شخصی را بکشد هیچ ربطی به دین یهودیت ندارد
اما اگر مسلمانی به جرمی متهم شود اسلام را متهم اصلی می دانیم
كاریكاتیر<br />
 انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر<br />
 للمسلمین

هر مشکلی که پیش اید ما انواع راه حل ها را می پذیریم اما اگر اسلام راه حل نشان دهد حتی حاضر نیستیم به آن نگاه کنیم
كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر<br />
 انجلیزی<br />
<br />
 مناصر<br />
<br />
<br />
 للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

وقتی کسی ماشین خوبی را به شیوه نادرستی براند کسی ماشین را مقصرنمی داند اما اگر مسلمانی خطا کند یا درست برخورد نکند مردم ما می گویند اسلام مقصر است !!
كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی<br />
 مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

بدون نیم نگاهی به قوانین وشرع اسلام, مردم ما هرآنچه که رسانه ها می گویند باور دارند , اما سؤال اینجاست که قرآن چه می گوید!
كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012<br />
 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین
كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر<br />
<br />
 انجلیزی<br />
 مناصر<br />
 للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین
چرا, چون او مسلمان است !
كاریكاتیر<br />
 انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین
آیا می خواهی این ستم پایان یابد؟
این ایمیل را برای هر که می شناسی بفرست
كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012<br />
 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,كاریكاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین

من مسلمانم مرا بکش وآن را هزینه های تحمیلی(اضافی) نام بگذار
دارائیم را غارت کن, به وطنم تجاوز کن , راهبرم را تو تعیین کن ونام آن را دمکراسی بگذار

حدیث روز/ هشت گروهی که شایسته اهانت هستند


رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله در حدیثی ارزشمند فرموده‌اند هشت نفر اگر مورد اهانــت قرار گرفتـند کسی غیر از خودشان را سرزنش نکنند.
مشرق- رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هشـت نفرند كه اگر مورد اهـانت قرار گرفتند جز خودشان كس دیگرى را سرزنش نكنند.
1 ـ كسى كه به مهمانى و سفره‏‌اى رود كه دعوت نشده است.
2 ـ مهمانى كه به صاحب خانه دستور دهد.
3 ـ كسى كه از دشمنانش خیر و نیكى بطلبد.
4 ـ كسى كه از فرومایگان انتظار فضل و نیكى داشته باشد.
5 ـ كسى كه در یك كار سرّى میان دو نفر وارد شود كه او را وارد آن راز نكرده‌‏اند.
6 ـ كسى كه حكومت را سبك بشمارد.
7 ـ كسى كه جایى نشیند كه شایسته آنجا نیست.
8 ـ كسى كه سخن خود را به كسى بگوید كه از او حرف شنوى ندارد.

بوسجین :لطیفه

زنه با چادرش تابوت شوهرشو باد میزنه! بهش میگن: خانوم شوهرت مرده احساس گرما نمی کنه!
زنه میگه: میدونم ولی مرحوم وصیت کرده تا کفنش خشک نشده، شوهر نکنم
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ﻣﻌﻠﻢ: ﻃﺎﻳﻔﻪ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍئیل ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻣﻬﻤﻲ ﺯﺩﻧﺪ؟ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ: ﺁﺏ ﺷُﺮﺕ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻼﻧﺪﻧﺪ!
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
مربی مهد: میخواین چیکاره بشین؟ علی: میخوام خلبان بشم مریم: میخوام دکتر بشم مهدی: میخوام مهندس بشم سارا: میخوام یه مادر خوب بشم! حامد: خانم اجازه؟! ما میخوام به سارا کمک کنیم!
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
سرهنگه به سربازه گیر میده و میگه: 200 تا بشین و پاشو برو! بعد از چند دقیقه سرهنگه میگه: میدونم داری توی دلت فحش میدی اما این یونیفرم من ضد فحشه! سربازه همینطور که بشین و پاشو میره میگه: ببخشید جناب سرهنگ، عمه تون هم یونیفرم پوشیده؟!
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
حیف نون میره تست مربیگری بده واسه مهدکودک!
بهش میگن: یه رفتار بچگانه از خودت نشون بده! حیف نون میرینه تو شلوارش!""""
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
به حیف نون قبل اعدام ميگن: قبل از مرگت حرفي داری؟ حیف نون ميگه: نه! ميكشنش بالا شروع میکنه به دست و پا زدن و با حالت خفگی میگه: حرف دارم! حرف دارم! میارنش پایین و ميگن: بگو چه حرفی داری؟ حیف نون به دوستش ميگه: علي خونتون از اون بالا معلوم بود!
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دوستم آخر جلسه امتحان دوسر پاسخنامه رو گرفت و با احتیاط داد به مراقب وگفت: مراقب باش نریزه! اونم با احتیاط گرفت و گفت: مگه چیه؟ دوستم گفت: ریدم!
*********************************

ﯾﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ…
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﯽ ﻋﻠﺖ ﺧﻠﻖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ!

ﺑﻌﺪﺵ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ!

*****************************************************************8


به مناسبت گزارش صد روزه دولت روحانی

بعد از پخش زنده گزارش عملکرد صد روزه دولت تدبیر و امید توسط رییس جمهوری از شبکه اول سیما، شاهد واکنش های طنزآمیز بسیاری در فضای مجازی بودیم…

***

روحانی: اگه بخوام خیلی خلاصه بهتون بگم، ایران بعد از حمله‌ ی مغول‌ ها هم چنین اوضاع افتضاحی نداشته!

***

توی این صد روز اونقدری که روحانی تهدیدها رو دفع کرده، کاسیاس توپ های مسی رو دفع نکرده!

***

یکی از چیزایی که توی این 100 روز خوب متوجه شدم اینه که باید حتما تو انتخابات بعدی مجلس شرکت کنم!

***

با توجه به حرف هایی که روحانی دیشب زد، من دیگه هیچ توقعی از دولت جدید ندارم!

***

شانس آوردیم احمدی نژاد دیشب زنگ نزد و بگم بگممممممم راه ننداخت!

***

دیشب اونقدر مجری ها حرف میزدن که آدم احساس میکرد، روحانی رو آورده بودن فقط به حرف اونا گوش کنه!

***

روحانی: موفقیت های اخیر ورزشی کشور در سطح بین الملل نشون میده که هر وزارتخانه ای که وزیر نداشته باشه موفق تره!

***

روحانی: برای بهتر شدن وضعیت، 100 روز که هیچ! یک سال اول رو باید فقط Crtl+Z بزنیم که اوضاع برگرده به قبل از دولت احمدی نژاد!

***

من هر لحظه منتظر بودم مجری ها و روحانی همدیگه رو بغل کنن و زار زار گریه کنن!

***

خلاصه صحبت های روحانی: اگه احمدی نژاد یک ماه دیگه رئیس جمهور میموند، الان باید همدیگه رو میخوردیم!

***

دیشب اگه احمدی‌ نژاد جای روحانی بود با لبخند به دوربین میگفت: چند روزه منتظرین؟ 80 روز؟ 90 روز؟ 100 روز؟! (ناگهان جدی میشد و به مجری میگفت:) من از شما میپرسم؛ شما تو 100 روز چیکار کردین؟

***

روحانی: ما شغل زیاد ایجاد کردیم ولی برای چینی ها و کره ای ها!

***

دیگه بیاید طی یک نرمش قهرمانانه همگی از صد روز اول دولت روحانی بکشیم بیرون!

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::چج


کجا بکوبم سرمو؟

ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﮐﻮﻓﺘﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﻭ ﺩﺭ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷت

ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭ ...

ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺳﺮﺕ ﮐﻼﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺻﻠﯽ
ﭘﺸﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ ...
ﺭﻓﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﻭ ﮐﻨﺪﻡ ﭘﺸﺘﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ
ﯾﺨﭽﺎﻟﻪ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ ...
ﻣﻨﻢ ﺣﺮﺻﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ
ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ ... ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﺭﻭ
ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﯿﺘﺰﺍ
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮ ﻓﺮ ...ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ
ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﺑﺬﺍﺭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﺎﻫﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ ...
ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﻣﻦ ﺳﺮﻡ ﺭﻭ ﮐﺠﺎ ﺑﮑﻮﺑﻢ؟




کارتون/ افزایش 18درصدی حقوق کارمندان!

قرار بود 100 روزه مشکل حل شه فعلا تا پایان 93 هم مشکلات حل شدنی نیست



کارتون/سگ‌چرخانی در آفریقای‌جنوبی ممنوع!

سفیر اسبق اسرائیل در آفریقای جنوبی: کسی در آفریقای جنوبی از نتانیاهو استقبال نمی‌کند.

بوسجین: اگر این اتفاقات در دولت قبلی می افتاد چی میشد

متاسفانه اتفاقاتی که در این چند ماه افتاده اگر در 8 ساله دولت قبلی می افتاد چه غوغایی در  میان شبه هنرمندان و شبه روزنامه نگاران و شبه سیاسیون و شبه روشنفکران می افتاد و اسمان و ریسمان می کردند آی مردم کشور در دست لنپن ها و پوپولیسم و قرار داد های ترکمن چای و امثال ان پیش میرود و در حال نابودی ایران است  جریاناتی که ان قدر کوتاه فکرند که حتی در بیان دیدگاه های خود نه تنها مصالح  کشور را نمی توانند تشخیص دهند حتی از درک مصالح خود در کوتاه مدت و دراز مدت نیز عاجزند همین ها دست در دست مراکز قدرت و ثروت وضعیتی را برای کشور از سال 90 با برنامه ریزی ان مراکز رقم زدند و دلار را به قیمت  3800 رساندند تا به خیال خود بازی سیاسی برای بد نام کردن دولت مردان نظام انجام دهند تا به زبان ساده انتقام سیاسی خود بگیرند و استارت این جریان از زمانی اغاز شد که دولت قبلی علام کرد که دلار را به 700 تومان می خواهم برسانم و اینان با توجه به تحریم شدید کشور و اطلاع از وضعیت کشور و منابع ان بادرز اطلاعات سری با سرمشق دادن  به نوچه و بازیگران خود در ان عرصه ها فضای وحشتناکی را که برای سقوط 10 دولت کافی بود بوجود اوردند امروز دود حاصل از ان بازیها  حتی با این گرانی و رکود تورمی به چشم خودشان هم می رود غافل از اینکه خود در این غوغا ها اتش بیار معرکه بودند بدون توجه به اینده خود و کشور انهم در شرایط حساس وارد بازی هایی شدند که خود ننوشتند بلکه دیگران در داخل و خارج در نوشتن ان دخیل بودند چند مورد از وضعیت حال را مثال میزنم
اگر این عزل و نصب های  فله ای و قطاری در زمان دولت قبل بود چی میشد
اگر این توافقات هسته ای با این ادبیات و با این روند و با این امتیازات در دولت قبلی می افتاد چی میشد
اگر رئیس دانشگاه ها و مراکز عملی ما با این سرعت تغییر می کرد چی میشد وبرخی از استادید ! برمی گشتند
اگر این تورم ساختگی در زمان ان ادامه پیدا میکرد و بعد جهش شدید با دلار 900 به 3800 و بعد ان هم طبیعی است بعد هر جهش افسار گیسیخته چند قدمی هم عقب نشنیی می کرد  و اعلام میشد تورم را کنترل کردیم  درصورتی که کنترل ان مربوط به رکود تورمی یعنی کم شدن توان مردم در خرید حتی مایحتاج اساسی اتفاق افتاده چی می شد
اگر برخی از مسولین جامعه را به طبقاتی تقسیم کرده و بهترین جا را فقط برای ثروتمندان و...در نظر می گرفت و  مردم طبقه پائین از سکنی در ان مناطق منع میکرد چی میشد
 اگر ادبیات وازرتخارجه ما مانند الان توام با خوش بینی به خارجی ها بدبین به داخلی ها بود مانند مسائلی که در فیس بوک و یا مذاکره در مورد جزایر و توافق ژنو چی میشد
اگر وزیر نفت در رابطه با حجم تولید و قیمت ان که موجب پائین امدن قیمت نفت شده و عزل و نصب ها و قرار داد ها و ارزان فروشی هاو.... اتفاق می افتاد چی میشد
اگر رئیس بانک مرکزی علیرغم اعلام  دولت در عدم دخالت در اقتصاد در قیمت دلار و جلوگیری از پائین رفتن ان دخالت می کرد چی مشد
واگر بنا به اعتراف دولت از قبل دلار را به قیمت 2500 در نظر گرفته بودند که دولت فبلی ایستادگی کرد و اجرا  و به حق هم اجرا نکرد خود دولت قبلی این پیشنهاد افزایش را می داد چی میشد
اگر مسکن و ارشاد و نیرو و بازرگانی و......... چی میشد
 نه خدا وکیلی  معرکه نوشته شده خوبی نبود اخر به چه قیمتی
و...............................................................................................هزاران و......................
و در پایان اگر دولتی علنی افراد هم سطح خود را در حد دولت خود نبیند و افتخار صحبت و مناظره را به او ندهد ان موقع با مردم در بحران ها با چه ادبیاتی صحبت می کند نه در موقع عادی  و رای گرفتن بلکه موقع بحرانی حتما انان را ادم حساب نمیکند در پایان لازم است این ضرب المثل را که حرمت امام زاده را متولیش باید نگهدارد حرمت به دولت مردان گذشته  حرمت به خود در اینده است البته انتقاد بدون غل و غش با تفکرات حذفی  فرق دارد انتقاد سازنده بتاید همواره برای اصلاح امور باشد و همه باید از ان دفاع کنند

وزیر نفت دولت دهم در گفتگو با مشرق؛


وزیر نفت دولت دهم در گفتگو با مشرق؛
بواسطه تغییرات گسترده در وزارت نفت و عدم آشنایی تیم جدید با پیچیدگی‌های تحریم و کنار گذاشتن افراد با تجربه از تیم قبلی، صادرات نفت در دولت یازدهم نسبت به اواخر دولت دهم کاهش چشمگیری داشته است.

 بعد از توافق ژنو و شنیده‌ها درباره آزاد شدن قسمتی از اموال بلوکه شده ایران، ماجرای پرونده کرسنت و حواشی مربوط به آن، نگرانی‌هایی را در اذهان عمومی بوجود آورد، نگرانی از اینکه ممکن است بواسطه محکوم شدن در دادگاه لاهه، چند برابر اموال بلوکه شده، غرامت و جریمه بپردازیم. بر آن شدیم تا برای روشن شدن زوایای مبهم کرسنت و دیگر مسائل مربوط به انرژی، با "مسعود میرکاظمی" رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی و وزیر نفت دولت دهم گفتگو کنیم. متن زیر حاصل گفتگوی مشرق با میرکاظمی است.


** نظر جنابعالي درباره نقاط مثبت و منفي گزارش صد روزه دولت چيست؟

بر اساس اظهاراتی که اقای روحانی در مناظره های انتخاباتی و تبلیغات انتخاباتی داشتند، مقرر گردید یک اقدام اقتصادی ظرف صد روز انجام دهند و سروسامانی به حوزه معیشتی مردم داده شود ، همه می‌دانستند این تنها یک شعار انتخاباتی است و نمي‌شود در صد روز مشکل مردم حل شود؛ چرا که اگر امکان پذیر بود تا به حال، افراد ديگري آن را حل کرده بودند.

بعد از گذشت چند ماه از تشکیل دولت یازدهم، آنها اطلاعات دقیق تری بدست آوردند، با واقعیت‌های کشور روبرو شدند و این مبدّل شد به این که آقاي روحاني در مجلس اعلام کردند که من می خواهم گزارشی از صد روز وضعیت کشور ارائه بدهم و صورت مسئله یک مقدار تغییر کرد و گزارش عملكرد تبديل به گزارش وضعيت كشور شد! مناسب بود آقاي روحاني با مردم صادقانه صحبت مي‌كرد و مي‌گفتند كه حل مشكلات در صد روز، یک شعار تبلیغاتی بود و از مردم عذرخواهی می‌کردند.

در اينجا دو موضوع را بايد از يكديگر تفكيك كرد، يكي نحوه برگزاري جلسه مصاحبه رئيس جمهور در گزارش صد روزه است و ديگري، موضوعاتي كه در گزارش صد روزه مطرح شد



درباره نحوه مصاحبه و گزارش صد روزه، انتقادات بسياري به مجريان صدا و سیما وارد است و از سوي ديگر، بر اساس اخبار موثق نحوه رفتار تيم دولت با مجريان صدا و سیما و قرنطينه كردن اين افراد و درج مطالب روي اوراقی كه مقابل آقاي روحاني و مجريان بوده است، از نقاط قابل نقد گزارش صد روزه بود.


** درباره اصل گزارش صد روزه نظرتان چيست؟

درباره گزارش صد روزه، شایسته بود آقاي روحاني درباره برنامه‌هاي خود توضیحات بيشتري ارائه مي‌دادند و همچنين درباره اقدامات اجرایی بیشتر به مردم توضيح مي‌دادند و مردم را توجیه مي كردند که چرا در این صد روز شیب قیمت‌ها صعودی است و توضيح مي‌دادند علت افزایش مواد غذایی چه بوده و چرا روند كاهش قيمت دلار، متوقف شد و سؤالات دیگری که مردم در ذهن خود داشتند و دارند. اگر آقای روحانی به این سؤالات پاسخ می‌دادند، برای مردم بسیار خوشایند‌ بود ؛ بازخوردي كه بنده از نمایندگان محترم مجلس گرفتم، تقريبا به برداشت بنده نزديك بود. می‌شد بهتر از این، جلسه اداره شود و به نظرم مشاوران آقاي روحاني باید در نوع مشاوره خود به رئيس جمهور، تجدیدنظر جدي کنند. ضرورت وحدت و دوری از سیاه نمائی امری است که دولت بایستی پیشتاز آن باشد.

يكي از نكاتي كه در گزارش صد روزه وجود داشت ، ارائه اطلاعاتی است که داده شد و برخی اطلاعات واقعا جای تأمل دارد به طور مثال می‌گویند ، انبارها وقتي تحویل این دولت شد ، خالی بود در حالی که بنده به خاطر دارم آقای دکتر غضنفري در روزهای منتهی به پایان دولت دهم در چندین بار مصاحبه اعلام كرد خرید و تأمین کافی کالاهای اساسی کشور انجام شده و توسط دولت و عاملان بخش خصوصي در انبارها ذخيره شده است.

اگر فرض کنید بر اساس نظر آقاي روحاني انبارها خالی بوده است، چطور می شود ظرف سه ماه خرید شود و به انبارها منتقل و ذخیره شود! در سه ماه فعالیت دولت یازدهم امکان این که تأمین منابع مالی شود و خرید اقلام ضروری صورت گیرد و از کشور مبداء حمل شود و به داخل کشور و انبارها بیاید, مقدور نیست. مگر از لحاظ اجرايي ممكن است که امروز بگویند انبارها پرشده است، هر انسان مطّلع و متخصصی می‌داند در سه ماه میسّر نیست به این سرعت حتی در نزدیک ترین نقطه خارج از کشور هم خرید انجام شود و هم حمل شود، اين مسئله معمولا به یک بازه زمانی بیش از سه ماه نياز دارد.

به نظرم این آمار و اطلاعات مقداري جای تأمل دارد و افرادی که دست اندرکار هستند این ها را متوجه می‌شوند ، شایسته بود دولت عملکردش در اين صد روز را براي مردم و نمايندگان بازگو مي‌كرد و اعلام مي كردند بالاخره در دولت قبلي میزان موجودی انبارها این مقدار بود و این مقدار هم ما خرید کردیم.

از سوي ديگر، در زماني كه ما در حال مذاكره با طرف غربي هستيم ، اظهار نظرهايي همچون خزانه خالي و خالي شدن سيلوهاي گندم سبب ضعف تيم مذاكره كننده و نااميدي مردم مي‌شود و كار به جايي مي‌رسد که تناقضاتی نیز در رسانه ها مطرح می گردد. درباره خزانه خالي وزیر اقتصاد در مجلس شورای اسلامی اعلام كرده است كه کاربرد "خزانه خالي" صحيح نيست و صد میلیارد دلار در خزانه وجود داشته، ونیز صندوق توسعه ملی بیش از سی میلیارد دلار موجودی دارد و دارایی آن بیش از پنجاه میلیارد دلار است. گزارشی که رسانه‌ها درباره اظهارات وزير اقتصاد در این زمینه منتشر کردند، چگونه بايد به اين ضد و نقیض جواب داده شود؟ یکبار می‌گوییم خزانه خالی است و متعاقب آن چنین گزارشی منتشر می شود.



به نظر من، استفاده از چنين ادبیات و اظهاراتي، فضا را برای دولت مهیّا نمی‌کند، بلکه سبب پیدایش مشكلات عديده براي مردم مي‌شود زيرا كساني كه خواص هستند و مطالب را می‌دانند، احساس می‌کنند حقایق با مردم مطرح نمی‌شود و دولت در صدد اقدامات سياسي است تا رفع مشكلات مردم.

ما می‌دانیم مشکلات فراوانی وجود دارد و باید برای آنها راه حل پیدا شود ولی مناسب این است که دولت رویکرد و مسیرهای کارشناسی که می خواهد دنبال کند را مطرح کند و با مجلس مشورت کنند و مجلس هم كمك‌شان كند.

انصافا در اين مدت، بهترین کمک را مجلس با دولت یازدهم داشته، هم در ماجراي رأی اعتماد وزیران و هم در اصلاح بودجه و هم در مواردی که دولت يازدهم، خواسته‌هاي دولت قبلي را مطرح كرد و علیرغم اینکه مجلس در دولت دهم با آن خواسته ها مخالفت مي‌كرد ولي در اين دولت پذيرفته شد. فضاي خوبي بين مجلس و دولت وجود دارد و دولت بايد از اين فضا استفاده كند. و نیز تلاش نماید که تعامل موجود را حفظ کند.


** به نظر جنابعالي‌گزارش صد روزه نكته مثبتي هم داشت؟

این که ما به مردم امید بدهیم بسیار خوب است، اينكه بگوييم چرخ اقتصاد باید در گردش باشد و باید موانع از سر راه برداشته شود خيلي خوب است، البته اين مسائل بايد در عمل اتفاق بيفتد و صرف شعار دادن براي مردم خوشايند نيست. دولت بايد موانعي كه سبب بي ثباتي بازار و نرخ ارز مي‌شود را از ميان بردارد و مجلس هم بايد در كنار دولت، راه را هموار كند ولي اگر دولت بخواهد به حواشي بپردازد، نمايندگان، نخبگان و مردم هم مقابله خواهند كرد و اين به ضرر دولت است.


** در اظهارت خود اشاره به درخواست‌هايي داشتيد كه در دولت دهم توسط مجلس مخالفت مي‌شد ولي در دولت فعلي پذيرفته شده است، يعني تعامل ميان مجلس و دولت در حالت خوبي قرار دارد؟

تعامل فعلی خوب است ولی این نگرانی وجود دارد که در حال تضعيف شدن است، بالأخره این مجلس، مجلس اصول‌گرایی است و غالب نمایندگان محترم مجلس از جمع اصول‌گراها هستند ولی انتصابات و بعضی حرکت‌هایی که در حال انجام شدن است قابل قبول نيست.

بعضي از افرادی که در استانداری‌ها و وزارتخانه‌ها قرار مي‌گيرند ، نه تنها شایستگی لازم را ندارند بلكه نگاه تك حزبي حاكم است و هيچ نشانه‌هایي از دولت فراجناحي ديده نمي‌شود ، همین انتقادات تندي که در حال حاضر به دولت قبل وارد می‌شود دقیقا مشابه زمانی است که در دوره موسوم به اصلاحات , اصلاح طلب ها سرکار آمدند و تا چندین ماه انتقادات تند و تخریب سنگین نسبت به کارگزاران وجود داشت و آن روزنامه‌هاي خاص شکل گرفت ولي در باطن و در عمل همان سياست اقتصادي كارگزاران ادامه پيدا كرد.

مبادا امروز تداعی شود كه یک فعالیت حزبی دارد صورت می‌گیرد، حمایت مجلس اگر تضعیف شود دولت نمی‌تواند تحمل کند همانطور که آقای احمدی نژاد این تعامل خوب را برقرار نکرد و از این جهت آسیب دید به نظر مي‌رسد، بحث‌هایی که اواخر دولت دهم اتفاق افتاد، از ابتدای دولت یازدهم شروع شده است و نشان می دهد که مدیریت خوبی صورت نگرفته و برخی از آقایان کاملا حزبی حرکت می‌کنند و اصلا هیچ اهتمامی به تعامل بیشتر با مجلس ندارند و مشاورين آقاي روحاني بايد درباره اين مسئله فكري اساسی كنند.


** بحث داغی که امروز در جامعه  مطرح است، صحبت درباره توافق هسته ای ژنو 3 یا ژنو 6 است نظر کلی مجلس در مورد توافق چیست؟

نمی توان گفت نظر کلی مجلس چیست.

به نظرم مجلس با توجه به بیاناتی که مقام معظم رهبری فرمودند همان مسیر و سیاق را دنبال می کنند و منتظر هستند که نتایج کار بیشتر روشن شود، البته حرف و حدیث هایی هست و انتقادهای تندی هم به توافقی که صورت گرفته وجود دارد و بسیاری از نمایندگان روی این ها بحث دارند روی جمله به جمله ای که تصویب کرده اند بحث دارند روی مطالب نانوشته ای که گفته شده امروز بحث وجود دارد. بحث های زیادی در مورد اینکه چرا این طرف یک اظهاراتی را بیان می کند و آن طرف اظهارات دیگری را در مورد توافقنامه مطرح می کند.

هم چنین موضوعی است راجع به ضمائم اجرایی توافق نامه. ضمائم اجرایی چیست؟باید درباره این ها صحبت شود و این که اگر ما بیست درصد غنی سازی را که برگ برنده ما بوده متوقف کردیم، چرا هنوز تحریم نفت و بانک آزاد نشده است؟ این توافق چقدر می تواند از مشکلات کشور را حل کند؟ چقدر از مسائل و مشکلات ما به تحریم برمی گردد ؟ ظرف سه ماه نمی شود چرخش 180 درجه ای ایجاد شود و تمام مشکلات اقتصادی به گردن تحریم‌ها بیافتد، این امکان ندارد. در سه ماه گذشته اتفاق خاصی نیفتاده و همان نسبتی که سوء مدیریت‌ها در وضعیت اقتصادی گذشته داشته اکنون نیزوجود دارد. هنوز همان نسبت ها برقرار است باید واقعیت ها خوب‌تر دیده شود تا تحلیل درستی داشته باشیم و بتوانیم راه درستی را انتخاب کنیم و مشکل مردم را حل کنیم.



** مجلس از صحبت های آقای ظریف قانع شد؟

جلسه علنی بود و خیلی از نمایندگان به دلیل حفظ منافع ملی نتوانستند به صورت علنی صحبت کنند ولی انتقادات و نکاتی وجود داشت که بیان نشد.


** قرار نیست جلسه دیگری برگزار شود؟

در آن روز قرار بود جلسه غیرعلنی برگزار شودو نمایندگان بتوانندصحبت کنند، بالاخره سؤال است و ممکن است پاسخ داده شود و ممکن هم هست پاسخ داده نشود ولی اگر به صورت علنی برگزار شود آن طرف مقابل از این مسائل علیه ایران استفاده می‌کنند، برای این که این ابزار در اختیار آن ها قرار نگیرد نمایندگان معمولا مراعات می کنند و اگر نکاتی هم دارند سعی می کنند در کمیسیون ها و جلساتی که در سطح محدودتر با اعضای دولت است مطرح کنند ولی به هر شکل انتقاداتی وجود دارد ما هم در کمیسیون انرژی یک کمیته هسته ای داریم آن ها مطالعاتی را انجام داده اند و نکات و نظراتی دارند که اگر جلسه غیرعلنی باشد حتما کمیته ما گزارش خود را از لحاظ فنی خواهد داد که این توافق نامه چه نکات مثبت یا منفی ای را در حوزه فنی و فناوری هسته ای برای کشور به همراه داشته است.


** یکی از تعهدات گروه شش یا 1+5 این است که " توقف تلاش برای کاهش خرید نفت خام ایران در حد فعلی " است، معنای این تعهد چیست؟

ببینیم که ما اصلا در حال حاضر روزانه حدود یک میلیون بشکه نفت و میعانات گازی می فروشیم و غرب تلاش می کند که این کاهش پیدا نکند یعنی علنا از ما تحریمی برداشته نشده و غرب یک چیز انجام نداده را به ما فروخته این را یک مقدار باز کنید.

از آن جاییکه من از ابتدا در دولت نهم و هم در دولت دهم در ستادی که با تحریم مقابله می کرد حضور داشتم نکته ای که خیلی جای تأمل و تاکید دارد این است که روال و رویّه آمریکا معمولا این طور بوده است که اگر یک مصوبه ای یا قطعنامه ای را ( مصوبه می گویم به این خاطر است که بعضی از این قطعنامه سازمان ملل نیست مصوبه اتحادیه اروپا یا خود آمریکاست ) اگر علیه ایران می گرفته سعی می کرده اجماع روی آن ها داشته باشد بنابراین فرض کنید یک تحریم به میزان دو درجه پیچیدگی را مطرح می کرده روی آن توافق واجماع می گرفته و در پی آن به میزان درجه پنج اجرا می کرده و این همیشه مرسوم بوده است.

شما اگر مراجعه کنید به قطعنامه ها و مصوباتی که تحریم علیه ایران تدوین و ابلاغ کرده اند چیزی که اجرا شده فراتر از قطعنامه و مصوبه بوده و این مبدل شده به یک اصل . و کسانی که در آن ستادهای تحریم تجربه کاری دارند می دانند که اگر امروز آمریکا اعلام کرد این مقدار مصوبه، ولی عملا بیش از آن میزان را اجرا می کند.

همان طور که به کشور چین گفته شما می توانید پانصدهزار بشکه یا ششصدهزار بشکه نفت از ایران خریداری کنید. ولی عملا کمتر خریداری می کند این همان سیاستی است که دنبال می کند و این که امروز اعلام میکند همین عدد را که الان متوسط صادرات است بایستی در همین میزان ایران صادر کند اولا کمتر از مجوز صادر شده برای این کشورهاست، ثانیا متوسط صادرات سال به دلیل کاهش صادرات سه ماهه گذشته کمتر از آن میزان است که امروز ذر بودجه سال 1392 مد نظر قرار گرفته شده است.

نکته دیگری که حائز اهمیت است به این موضوع می توان اشاره کرد که تا به حال تحریم نفتی ایران را ما غیر قانونی می دانستیم به دلیل اینکه مورد تصویب مجامع و سازمانهای بین المللی نبود ولی در ژنو با امضای ایران رسمیت پیدا کرد و امروز اعلام چهار میلیون بشکه عملا تخلف ایران محسوب می گردد. در واقع به این مفهوم است که ما تا این حد تحریم را پذیرفته ایم. این موضوع یکی از مسائلی است که پیرامون آن باید یک اقدام حقوقی انجام شود. زیرا به نظرم از لحاظ حقوقی خیلی تحلیل نشده است و باید در جلسات خصوصی بحث شود و قصد ندارم آن را تشریح کنم ولی بسیار جای تأمل دارد.

اگر مجموع صادرات نفت خام و میعات گازی را در نظر بگیریم باید یک میلیون و سیصد و اندی هزار بشکه در بودجه 1392 را ملاک قرار دهیم. این که توان ما امروز در نفت چهارمیلیون بشکه تولید است و در میعات گازی هم می توانیم تا چهارصد هزار بشکه تولید داشته باشیم این‌ها بحث هایی است که نشانگر توان تولید کشور است ولی در بودجه سال نود و دو، یک میلیون و حدود سیصدهزار بشکه مجموعه صادرات نفت خام و میعات گازی منظور شده که بر اساس آن هم بودجه تنظیم شده است ولی چیزی که در این دو سه ماهه اتفاق افتاده مویّد آن است که صادرات کاهش پیدا کرده است.

یعنی نسبت به دولت دهم کاهش پیدا کرده است؟

بله، متوسط صادرات روزانه پنج ماهه بیش از متوسط صادرات روزانه در طول 8 ماهه گذشته است. این نشان می دهد که اینها حتی در همین شرایط هم که دولت آقای روحانی با شعار اعتدال و مذاکره آمده آن ها تحریم خود را می توانیم بگوییم کاهش نداده اند، چون کاهش صادرات بخشی به مدیریت داخلی و بخشی هم به پیچیدگی های تحریم و شدت آن برمی گردد.

شما وقتی افراد تیمی که تجربه مقابله با تحریم را دارند به یک باره کنار می گذارید این اتفاق رخ می دهد . در همه دستگاه ها مشهود است تقریبا همه را دارند تغییر می دهند و افرادی را منصوب می کنند که با تحریم آشنایی ندارند این تغییرات زمان می برد تا آنها بیایند آشنا شوند و توجیه شوند که پیچیدگی تحریم و راه های مقابله با آن چیست؟

این واقعا ضعف است کاش دولت از افرادی که در مقابله با تحریم صاحب نظر بودند استفاده می کرد. بالاخره مقابله با تحریم به راحتی به دست نیامده است. این پیچیدگی هایی که وجود دارد با راه حل هایی که در پیش گرفته اند چه در حوزه های نفتی و چه خارج از آن در حوزه بانکی و پولی و... راه های مختلفی را به کار برده اند که نمی توان آن ها را مطرح کرد چراکه جلوی آن ها را هم مسدود می کنند، ای کاش از این تجارب قبلی استفاده کنند تا بتوان با تحریم مقابله جدّی کرد که این اتفاق ها رخ ندهد و ما دیگر شاهد کاهش صادرات نفتی کشور نباشیم.



** پس عملا تحریم را از ما برنداشته اند؟

در مورد نفت خیر. من به خاطر سوابق و پیشینه گذشته آمریکا احتمال این را می دهم که چیزی که می نویسد با چیزی که اجرا می کند بسیار فاصله دارد.


** یکی دیگر از تحریم هایی که از ما برداشته اند تعلیق تحریم های آمریکا و اروپا بر صادرات پتروشیمی ایران و "تعلیق تحریمی خدمات مرتبط " است. این تعلیق خدمات مرتبط یعنی چه؟ سؤال بعدی این که ما در بخش صادرات پتروشیمی واقعا مشکل داشتیم؟

گزارشی که من از اتحادیه مرتبط با پتروشیمی ها دیدم و در خبرگزاری ها هم آمد اعلام کرده اند ما مشکلی برای صادرات پتروشیمی نداشته ایم البته برای نقل و انتقال پول در همه جا مشکل است ولی بخش های خصوصی و پتروشیمی ما راهکارش را پیدا کرده بودند، بخش های خصوصی که در این یک سال گذشته به ما مراجعه می کردند بحث شان این بود که ما راهکار پیدا کردیم شما فقط تثبیت اقتصادی را برای ما دنبال کنید که مثلا اگر دلار شد 3000 تومان . در این سطح بماند و تغییر نکند ما می دانیم چطوری صادر کنیم و چطور پول را بیاوریم و چطور کالا را وارد کنیم.

ما از این جهت راه کارها را پیدا کرده بودیم واقعا هم همین طور است شما ببینید واردات کشور ما ممکن است با مشکل روبرو شده باشد ولی متوقف نشده است . در بازار ایران توقف کسب و کار به این شکلی که کالا در دسترس مردم نباشد, نیست. ممکن است قیمت ها تغییر کرده باشد ولی در دسترس قرار دارد. چون این تحریم به قول آن ها باید ما را فلج می کرد.

در پتروشیمی ایران به عنوان یک عرضه کننده در فضای بین المللی است و اگر ایران عرضه نکند حتما در قیمت های بین المللی تأثیر خواهد گذاشت و آن ها از این بابت نگران هستند و نیاز هم به مجموعه پتروشیمی ما دارند همان طور که در نفت هم به گونه ای این ها تحریم ها را انجام می دهند که قیمت جهانی دستخوش التهابات زیاد نگردد. شما مشاهده می کنید در این مدتی که ایران تحریم نفتی بوده قیمت های جهانی نفت افزایش پیدا نکرده است.

این همان مطالعاتی است که اداره اطلاعاتی انرژی آمریکا انجام می دهد و دولت امریکا موظف کرده این اداره را که هر سه ماه یک گزارش از وضعیت عرضه و تقاضای جهانی نفت به کنگره و به اوباما بدهد که میزان تحریم ایران روی نفت را چقدر اعمال کند که قیمت جهانی نفت تغییرفاحش نکند و بر اساس آن تحلیل برنامه خود را پیش می برند و اگر به یاد داشته باشید اتفاقا بعد از اعلام انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران بلافاصله بحث تحریم یک میلیون بشکه دیگر را زمانی مطرح کردند که نتایج انتخابات ایران اعلام شده بود که آقای روحانی رئیس جمهور ایران شده است ولی تنفیذ انجام نشده بود در همان موقع اوباما بحث تحریم یک میلیون بشکه نفت ایران را مطرح کرد و فرایند اداری تحریم مجدد صادرات نفت ایران را برای سیر مراحل تصویب انجام داد . که این نشان می دهد آن ها خیلی دنبال این که چه اتفاقی درا یران می افتد نیستند و سناریوی تحریم را با همان جدیت کماکان دنبال می کنند.

آن ها دقیق رصد می کنند اگر ببینند قیمت جهانی را می توانند مدیریت کنند که افزایش فاحش پیدا نکند ابعاد تحریم را جدی تر دنبال می کنند این عددی هم که با ما توافق کرده اند تجربه نشان می دهد که ادعای مکتوب این ها با اعمال واقعی محدودیت های آنها بسیار فاصله دارد و چیزی که انجام می دهند شدیدتر از چیزی است که می نویسند و اگر این را در دو دهه اخیر دنبال کنید می بینید در همه حوزه ها این اتفاق رخ داده است.


** یعنی شما می فرمایید در توافق نامه ژنو عملا در بحث پتروشیمی و تحریم نفت سودی عاید کشور نشده است؟

در موضوع پتروشیمی اگر صادر کنندگان بتوانند از سیستم بانکی پول شان را برگردانند کمک خوبی است، اما این که صادر کنندگان مشکل فروش داشته اند این طور نبوده است اتفاقا بسیاری از کشورهای متقاضی خارجی دنبال این هستند که سهمیه ای برای کشورشان از ایران بگیرند و این که ما مشکل بازاریابی و فروش محصولات پتروشیمی نداشته ایم بلکه مشکل اصلی برگرداندن پول است.


** فرمودید یکی از مشکلات دولت یازدهم عدم بهره‌گیری از افراد مجرّبی است که بواسطه مقابله با تحریم ها، تجربه و تخصصی برای آن ها ایجاد شده است، پس حکمی که آقای جهانگیری برای آقای رستم قاسمی زدند، مربوط به استفاده از تجربه ایشان در موضوع نفت و تحریم نبود؟

نه اصلا ربطی ندارد، با آقای قاسمی صحبتی داشتم ایشان می گفت من هیچ کاری با مسائل نفتی ندارم و بحث عراق و کمک به ارتباطات باخود عراق بوده است و ظاهرا تا همین حد بوده است . اطلاعات دقیق تر را از خودشان بپرسید. این که بالاخره در همه دستگاه ها افرادی بودند که مقابله با تحریم را انجام می دادند وستادهای مقابله با تحریم را داشته اند این افراد تجربه خوبی دارند که نباید آنان را از دست داد.

در زمانی که شما در مسیری دارید می روید و پیچ و خم دارد بالاخره راننده ماهر این موانع را رد می کند، یک موقعیتی هم است که یک عده عادت کرده اند که فقط در اتوبان رانندگی کنند و این که ماشین را متوقف می کنند تا اتوبانی برای آن ها ساخته شود این فرصت سوزی است.


** هیچ تعاملی ميان دولتمردان با تجربه قبلي با مسوولان فعلي در باب دور زدن تحريم به وجود نیامده است؟

با تغییرات و انتصابات که دارد تا پایین ترین سطح اعمال می شود به نظرم همه دارند حذف می شوند و افرادی می آیند با کهولت سن بالا که قدرت ریسک کمتری دارند . هرچه سن بالا می رود احتیاط بیشتر می شود . بالاخره در مقابله با تحریم یک مقدار ریسک پذیری هم باید فرد داشته باشد، جوانان بالاخره ریسک پذیری بیشتری دارند و اگر در شکل گیری انقلاب و دولت های بعد از آن و به خصوص هشت سال دفاع مقدس جوانان نبودند شما فکر می کنید می شد با افراد مسن کشور را اداره کرد؟ بله، در حوزه های مشاورتی و سیاستگذاری و قانونگذاری اشکالی ندارد ولی در حوزه اجرایی افرادی را می خواهد که شانزده هفده ساعت کار مداوم کنند تا بتوانند با تحریم هایی که به قول آن ها هوشمند و فلج کننده است مقابله کنند.



** وارد بحث تخصصی انرژی و وزارت نفت بشویم، نظرتان در مورد عملکرد اقای زنگنه در این چند ماهی که از دولت گذشته، چیست؟

نکته ای که در مورد وزارت نفت و بقیه دستگاه ها در اولین موضوع می توان به آن پرداخت این است که منتظر گشایش اساسی برای شروع کار نباشند، چون بعضی منتظرند که این جاده اتوبان شود تا بتوانند کار کنند. به نظرم این یک مقدار زمان از دست دادن است و ما باید بپذیریم در عین اینکه مذاکرات هست ولی دشمنی آن ها سرجایش است، در عین حال در مذاکره ممکن است گشایشی بشود ولی گشایشی که تحریم ها را کاملا حذف کند به نظر ما زمان می برد و آن ها شاید ما را با همین زمان گیری ها متوقف کنند.

نتانیاهو همیشه می گوید ایران شش ماه دیگر بمب اتم می سازد، یک سال دیگر بمب اتم می سازد و این را دارد تبدیل به مسئله می کند در سطح بین الملل که اگر ایران را شش ماه متوقف کنید شش ماه دیرتر بمب می سازد و متأسفانه این موضوع در ذهن آن ها شکل گرفته است.

آقای زنگنه که روز اول در کمیسیون انرژی آمد با ایشان صحبت کردم که شما سناریوی تحریم را هم کار کنید چون در ذهن وزرایی که آمدند کمیسیون، این طور بود که با آمدن اقای روحانی مسائل ایران و جهان تغییر خواهد کرد، ما به آنها می گفتیم که شما فرض کنید که تغییری حاصل نشود، آنوقت چه کار می خواهید بکنید ؟ این که فکر کنیم اروپایی ها می آیند و مسائل را حل میکنند قطعی نیست و نباید معطل شد و ما سابقه برخی از این شرکت های اروپایی را در قبل داریم.

در بهترین نقاط مرزی ما در پارس جنوبی و در خط مرزی ما همین شرکت های اروپایی هشت سال بهترین فازهای ما را قرارداد بسته بودند که راه اندازی کنند که متأسفانه دست نزده بودند که وقتی من به وزارت نفت رفتم به دلیل فرصت سوزی آنان لغو کردم و پروژه ها را به شرکت های ایرانی دادم . یعنی خط مرزی جایی است که اگر ما فازهای آنجا را راه اندازی کنیم جلوی حرکت منابع هیدروکربنی را به سمت قطر می توانیم بگیریم و این از نکاتی است که ما باید بالاخره رفتار شرکت های اروپایی که در آن طرف قطری مالک و سهیم هستند با این که این طرف ایران بیایند به شکل پیمان کار و حداکثر به شکل بیع متقابل عمل کنند خیلی رفتارشان متفاوت است.

در میدان های مشترک هم همین طور است در عراق آن‌ها سرمایه گذاری کرده اند آن طرف PS است شبه اشتراک گذاشتن میدان است تا 25 سال تولید و صادرات را آن ها می توانند مدیریت کنند ولی در ایران ما حداکثر می توانیم بگوییم بیع متقابل و احتمال این که آن ها به آن سمت بروند بیشتر است، حتی اگر تحریم ها را هم بردارند.

ما نباید معطل شویم بالاخره وظیفه ما این است که این خواسته مردم و مسئولین بوده است . من یادم است زمانی که به عنوان وزیر نفت می رفتم مجلس، نمایندگان می گفتند شما چطور می توانید از قطر جلو بزنید می گفتم در کوتاه ترین زمان باید تمام فازهای پارس جنوبی شروع به کار کنند و با این روال که هشت سال و ده سال دو فاز راه اندازی شود ما هیچ وقت به قطر نمی رسیم یک کار جهادی می خواهد و همان کاری که در ابتدای دولت دهم اتفاق افتاد و تمام فازها تعیین تکلیف شدند و کار شروع شد و باید به سرعت جلو برود.

کار جهادی باید ادامه پیدا کند و تحت هیچ شرایطی نباید متوقف شود و حتی اگر تحریم جدی تر شد ما باید جدی‌تر حرکت کنیم و بتوانیم گاز مورد نیاز کشور و هم صادرات را تأمین کنیم و هم این که میدان مشترک است امروز می بینیم برخی از این منابع برداشت از این گاز علیه منافع ما دارد مصرف می شود.

مقابله با سوریه با چه منابعی انجام می شود، مقاومت در منطقه را چه کسی می شکند این نکته ای است که باید به نظرم به آن توجه و کارشود.در حوزه های صادرات نفت امیدواریم بعد از این دو سه ماه گشایشی شود و صادرات بیشتری صورت بگیرد فعلا که گزارشات موجود کاهش را اعلام می کنند در پارس جنوبی بعضی از فازها کند شده است.

حالا به دلیل این که می گویند به فازهای دیگر اولویت دادیم و از یک طرف دیگر آقای زنگنه مصاحبه کرده بود که ما مشکل مالی نداریم . اگر مشکل مالی نداریم به نظر من هیچ فازی نباید کند شود گزارش مردادماه دولت دهم را ما داریم در پارس جنوبی هفتگی گزارش پیشرفت فازها داده می شود و این ها ثبت می شود و کاری هم ندارند که چه کسی وزیر و چه کسی مدیرعامل است؟

گزارشات ماهانه و شش ماهه و سالانه تهیه می شود و ما در کمیسیون این ها را داریم و مشخص است در چه مرحله ای تحویل شده است. امیدواریم با سرعتی بیشتر از دولت قبل این فازها تمام شود و تفاوتی هم قائل نشوند در خصوص اینکه این فازدر زمان اقای احمدی نژاد قرار داد آن بسته شده است و این فازی است که قراردادش در زمان احمدی نژاد بسته نشده است و از قبل بوده است! ما باید همه فازها را راه اندازی کنیم و به آنها سرعت دهیم و تنها راه مقابله و جلو افتادن از قطر این است که تحت هیچ شرایطی تعطیل نشوند و همه باید تأمین منابع شوند و مدیریت خوبی ارائه شود چون در مصاحبه ای آقای زنگنه گفته مشکل مالی نداریم بنابراین توقف یا کند کردن این ها به مدیریت برمی گردد. اگر مشکلات با مجلس در میان گذاشته شود کمیسیون انرژی مجلس همچون گذشته وظیفه خود میداند از حوزه انرژی کشور حمایت کند تا آسیبی نبیند.


** به نظر شما با توجه به فرمایش جنابعالی که فرمودید قطر خیلی از منابع برداشت کرده است، الان صرفه اقتصادی دارد که روی پارس جنوبی سرمایه گذاری شود؟

اگر ما بخواهیم فازها را راه اندازی کنیم طول عمرش جوابگو است ولی اگر تأخیر داشته باشیم و ده سالی زمان بخواهیم دو یا چهار فاز راه بیندازیم خیر صرف ندارد.


** تا چهار سال آینده باید چند فاز به بهره برداری برسد؟

به نظرمن ظرف دو سال آینده تمام فازها باید به بهره برداری برسند. چون الان حتی فازهایی که در دولت دهم قرار داد آنها بسته شده گزارشی که ما داریم آخر ماه پنجم از 52 و 53 درصد تا بالای هفتاد درصد این ها پیشرفت فیزیکی دارند که خود شرکت نفت و گاز پارس گزارش کرده و ما اسناد آن را داریم بنابراین توقع این است که ظرف یکی دو سال آینده این ها به بهره برداری برسند و اگر متوقف شود باید سؤال شود که علتش چیست؟


** هفته گذشته در اخبار، خبري از جلسه‌ نمايندگان مجلس با آقاي شمخاني درباره پرونده كرسنت منتشر شد، نتيجه جلسه چه بود؟

نمايندگان مجلس نبودند، گروهی از نمایندگان مجلس تحت عنوان ماده 236 مي‌توانند راجع به موضوع خاصي رسيدگي كنند، شبیه تحقیق و تفحص است ولی سرعت آن بیشتر است ولی نتیجه اش را بعد از این که درصحن مطرح شد می توانند به قوه قضائیه بفرستند برای پیگیری. احتمالا اعضاي كميته 236 با آقاي شمخاني جلسه داشتند و هنوز خبري درباره محتواي جلسه به بنده نرسيده است.


** اعضای کمیته را می‌توانید نام ببرید؟

از کمیسیون انرژي برخی هستند و از بیرون كميسيون هم افرادی هستند. از بیرون کمیسیون انرژی آقای زاکانی در كنار چند نفر ديگر، مسئول این موضوع بوده و پیگیری می‌کنند و از کمیسیون انرژی هم اقای آقاجری، و آقای نجابت عضو این کمیته هستند و فکر می‌کنم آقای کارخانه هم عضو کمیته هستند.


** اصل ماجراي كرسنت چه بوده و چه اتفاقي افتاده است؟

یک قرارداد گازی بسته شده در زمان دوران اصلاحات.

در شروع قرارداد مثل استات اویل و توتال، یکی از این آقایان دست‌اندر کار بوده که با گرفتن وجوهی تحت عنوان این که من این پروژه شما را پیگیری می‌کنم، این پروژه را رقم زده. پروژه انتقال گاز ایران، (میدان سلمان به امارات) توسط شرکت کرسنت (الهلال امارات) كه شرکت بسيار ضعیفی هم بوده، انجام شده است.

اگر می‌خواستند اين شركت اماراتي را رجیستر کنند، توانایی آوردن یک ضمانت نامه‌ای که عدد بالایی هم نبوده است را، در موعد مقرر نداشته و ما می‌توانستیم همان موقع، قرارداد را بر اساس مفاد قرارداد که بعدا در الحاقيه شش حذف شده است، فسخ كنيم. (در الحاقيه ششم حق فسخ را هم از ايران گرفتند) در مجموع این شركت قوي نبود، با زد و بندهایی که داشته و رشوه‌هایی که در داخل داده و اسناد آن هم موجود است كه چقدر بوده، چطور گردش کرده، در کدام صرافی و بانک بوده و هر کدام از آقایان چقدر رشوه گرفتند، توانسته اين قرارداد را ببندد.

ما نمي‌خواهيم وارد این بحث‌ها شویم که چه کسی چه میزان تخلف قضایی داشته و اصلا به مجلس ربطی ندارد، بحث ما در کرسنت این است که این پروژه منافع ملی را دنبال نمی‌کرده و اگر امروز اشخاصی بخواهند اين قرارداد را احیا کنند، این را مجلس نمی‌پذیرد زيرا به صلاح کشور نیست.


** نفر واسطه‌ای که گفته من این قرارداد را به سرانجام مي‌رسانم، ايراني بوده؟

بله. با همین آقای حمید ضیاء جعفر جلساتی را داشتند، ‌توافق کردند و عباس یزدان پناه یزدی واسطه اول بوده یعنی کسی که مذاکره می‌کرده شخص دیگری بوده ولي آنجايي كه مي‌خواستند پولي جا به جا بشود يا سندي امضا شود، همه چيز به نام يزدان‌پناه تمام مي‌شده است؛ دقيقا همين روش در استات اويل و توتال هم انجام گرفته است.

نکته دوم این است که این قرارداد بسته شد و فرمول گازی که دادند همه کارشناسان شرکت نفت و نیز تمام ارگانها و سازمانهای نظارتی کشور به اتفاق در چندین نوبت تحلیل کردند که این فرمول، منافع ما را حفظ نمی‌کند، چون با افزایش قیمت نفت افزایش آن کند است، یعنی اگر زمانی هیجده دلار قیمت نفت بوده این قیمت حتی در مقایسه نه تنها با قیمت صادراتی ان زمان به ترکیه حتی نسبت به خط دلفین قطر نیز پایین بوده است و وقتی قیمت نفت، صد دلار می‌شود، این فرمول دیگر پاسخگو نیست.


** می توانید قیمت را بگویید؟

تفاوت خیلی زیاد است اجازه دهید وارد جزئیات نشویم. حتی جدول دارد اگر بیست دلار شد این طور، اگر شصت دلار و هشتاد دلار شد، چگونه محاسبه شود، سازمان بازرسی وقت هم درباره اين فرمول و قرارداد، گزارش داده و اعلام كرده است که كرسنت، منافع ملی ما را به همراه ندارد.

در همان زمان، وزارت اطلاعات هم گزارش داده، دیوان محاسبات، مرکز پژوهش‌های مجلس و مراکز مختلفی گزارش داده‌اند که این فرمول، فرمولی است که منافع ملی ما را حفظ نمی‌کند.

اطلاعات دیگری هم وجود دارد که من صلاح نمی‌دانم درباره آنها بحث کنم، درباره کسی که ده تا جلسه خصوصی با حميد ضیاء جعفر داشته و پرونده را جلو می برده و افراد کارشناس معترض را خلع می‌کرده؛ این‌ها بحث‌هایی است که ما نمی‌خواهیم وارد آن شویم و قوه قضائیه می‌داند با این افراد چگونه برخورد كند، الان چهار پرونده به نام کرسنت در قوه قضائیه مفتوح است.

پس یک مرحله در ابتدای شروع کار این قرارداد بسته شده و در همان زمان، ما به ترکیه گاز می فروختیم و قیمتش مشخص بوده آن زمان با این قیمت تفاوت داشته است.


** اگر همان زمان، ترکیه متوجه تفاوت قيمت مي‌شد، می‌توانست از ما شکایت کند؟

بله، حتی همان موقع هم کساني که دست‌اندرکار این امر بودند، مطرح می‌کنند که ما باید مسئولین را راضی کنیم چون قیمت خیلی با قيمت‌هاي ديگر مثل قيمت گاز به تركيه، فاصله دارد، همان زمان هم بین خودشان این بحث ها بوده و اسنادش موجود است ولي من نمي‌خواهم وارد اين جزئيات بشوم

نوبت دیگری که در قرارداد دخل و تصرف شده است، زمانی است که موضوع رفع الحاقیه بوده که آقای ترقی‌جاه واسط و دلال اين مسئله بوده‌اند. که در یکی از پرونده های قضایی علیه او حکم صادر شده است.



** ترقي‌جاه كنار يزدان‌پناه دلالي مي‌كرده است؟

نخير، در قسمت دوم آقای ترقی‌جاه دلال و واسط بوده است که تفاهم نامه‌ای را هم با آقای حمید ضیاء جعفر امضاء مي‌كند و بر اساس پولي كه دريافت كرده،کارهایی را در ایران انجام داده و دنبال مي‌كرده است كه يكي از اين اقدامات، حذف حق فسخ از ايران بوده و ديگري اينكه، انحصار فروش گاز را هم به کرسنت دادند.


** این اتفاقات از سوي وزارت نفت انجام مي‌شده است يا خارج وزارت نفت؟

خارج وزارت نفت كه نبوده، بالاخره این‌ها توافقاتی است که در وزارت نفت پيگيري مي‌شده است.


** آيا گزارشي از وزارت نفت آن زمان، عليه و يا له اين قرارداد وجود دارد؟

سؤال همین است. برخی از دوستان می گویند چرا دولت‌هاي بعدی نیامدند عليه اين قرارداد عمل كنند، سؤال ما این است که چرا در همان دولت اصلاحات انجام نشده است؟


** چه چيزي انجام نشده است؟

اجرا شدن قرارداد، بايد اجرا مي‌شده است ولي اجرا نشده، سؤال این است که چرا اجرا نشده است؟ چرا در دولت نهم اجرا نشد؟ من شنيدم بعضی از آقایان در دولت نهم مثل آقاي وزیري هامانه و آقای نوذری گفته‌اند دولت باید اجرا می‌کرد، خب دولت‌ها چرا اجازه نمی‌دادند؟ از جمله خود انها که وزیر بودند چرا اجرا نکردند ؟!

بواسطه گزارش‌هايي كه نهادهاي نظارتي درباره اين قرارداد، داده بودند، نهادهاي اجرايي اجازه نمي‌دادند اجرا شود زيرا به صلاح نمی‌دانستند که این قرارداد اجرا شود چون مشخص بوده ايران ضرر مي‌كند.

اين قرارداد نباید اجرا می شده است به چند دليل، اول اينكه که قیمت نامناسبی بوده است.

دوم این که ما قراردادهایی را با کشورهای دیگر مثل ترکیه و پاکستان و قراردادی با عراق داريم كه قيمت بيش از قيمت توافق شده در كرسنت است و همين مسئله سبب مشكل براي ايران مي‌شود.

مثل نفت است، شما وقتی نفت را به قیمت فوب در مجموع می دهید بعد یک دفعه شروع به تخفیف به یک عده ای نمائید، بلافاصله کسانی که طولانی مدت با شما قرارداد بسته اند می گویند به ما هم تخفیف دهید همین اتفاقی که افتاد در یک مورد بخش خصوصی ما در مصاحبه ای که در تلویزیون کرد درخواست تخفیف کرد بلافاصله برخی از کشورها گفتند تخفیف ما چه می شود ؟ شما به بخش خصوصی خودتان می خواهید تخفیف دهید به ما هم بدهید. این ها مسائلی است که در صحنه بین الملل ضوابط و مقرراتی است که پشتیبانی می کند از قراردادهای بین المللی.


** الان پرونده كرسنت در كجا پيگيري مي‌شود؟

در اواخر دولت نهم، از طرف ریاست جمهوری ابلاغ شد که این پرونده برود در مرکز حقوقی ریاست جمهوری، یعنی از وزرات نفت خارج شد و من هم که دردولت دهم وارد وزارت نفت شدم، این پرونده در مرکز حقوقی ریاست جمهوری دنبال می‌شد و اگر کمکی از ما می‌خواستند، ما کمک می‌کردیم؛ بنابراین این که صحبت می‌کنند که دکتر ميركاظمي خودش در نفت بود چه کار کرد,؟ ما هم مدعی بودیم که این قرارداد به نفع کشور نیست و در مرکز حقوقی ریاست جمهوری داشت پرونده قضایی پاسخ داده می‌شد چون شركت کرسنت به لاهه شکایت کرده بود و ایران هم داشت اسناد خودش را ارائه مي‌كرد.

در یکی دو سال گذشته، ايران اسناد خوبی را در سطح بین الملل تهيه كرده است، تأییدیه‌های بانک استاندارد چارتر را گرفته‌اند، تأیید سازمان مبارزه با فساد انگلستان را گرفتند و سایر اسنادی که نشان می‌داد فساد در این پرونده محرز است و همه اين اسناد را به دیوان داوری داده‌اند و مراحل خوبی را طی کرده‌ایم و بحث فعلي اين است كه اجازه ندهيم اين روند متوقف شود.


** چرا از توقف اين روند نگراني داريد؟

همین که با تغییر مدیریت‌ها، احساس کنند که دیگر نمی‌خواهیم این پرونده را دنبال کنیم. این به نفع کشور نیست و آن چیزی که صلاح كشور است، این است که همان روال شکایتی که در دیوان شده اسناد و مدارک را ببریم و مذاکره را انجام دهیم و فساد را ثابت کنیم چون اگر اثبات کنیم فساد یا تقلبی صورت گرفته در مجامع بین‌المللی می‌تواند به نفع ایران حکم را صادر شود كما اينكه واقعا فساد بوده و اسنادش هم موجود است. و به کاربردن عباراتی چون مصالحه یعنی مساله دار شدن سایر قراردادهای صادراتی گاز به کشورهای دیگر است. در هر صورت دولت مکلف است مصالح کشور را حفظ و مجلس در این مورد هشدارهای خود را داده است و منتظر عملکرد دولت است.


** به نظر شما با رأی اعتماد مجلس به آقای زنگنه، این گمانه به وجود نمی‌آید که در كرسنت فسادي وجود نداشته است؟

بحث های زیادی وجود دارد ولي دولت خودش بايد پاسخ دهد و هم بايد جواب ديوان داوری را بدهد و هم جواب مجلس را.


** سؤال من این است که چرا مجلس به آقاي زنگنه كه در زمان كرسنت وزير نفت بوده، رأي اعتماد داده است؟

اگر وزیر هم آمده، بالاخره شعار مبارزه با فساد سرداده است و آنها نمی‌توانند ادعایی علیه ما داشته باشند ما بايد مسير قبلي را دنبال کنیم تا به نتیجه برسیم؛ حالا ممکن است نقطه نظر دیگری هم وجود داشته باشد كه بنده در اين باره حرفي نمي‌زنم، بعضی از آقایان ممکن است نقطه نظرات دیگری را به دولت مطرح کنند ولی مهم این است، کسانی که می‌خواهند تصمیم بگیرند، باید همه اطلاعات را بشنوند و کانالیزه شده اطلاعات نگیرند و از اطلاعات كساني كه در اين چند سال روي پرونده كار مي‌كرده‌اند، استفاده شود.

ما وکیلی در خارج از کشور داریم که می‌توانند نظراتش را جويا شوند و تیم‌هایی را بفرستند و پرونده را از نزدیک مطالعه کنند و تصميمي بگيرند که منافع ملی را پشتیبانی كند.



** شنيده شده است، دولت يازدهم لایحه‌ای را از دادگاه لاهه گرفته و گفته ما شكايتي درباره اين پرونده نداريم، آيا اين شنيده صحت دارد؟

نه من نشنیدم. اگر چنین کاری هم اتفاق بیفتد به نظرم کار درستی نیست.


** در حال حاضر، پرونده مثل سابق در حال پيگيري است؟

الان بیشتر کسانی که دست اندر کار این امر هستند اصرارشان بر این است که همان مسیر شکایتی که كرسنت کرده و ما پاسخ می‌دادیم را ادامه دهیم تا نتیجه بگیریم.


** مگر همان مسير پيگيري نمي‌شود؟

ممکن است با تغییر دولت، مسیر دیگر یا همین مسیر مقداری کند شود که همین کند شدن هم به ضرر ماست.


** هنوز هم مرکز حقوقی ریاست جمهوری مسئول پرونده است؟

بله.


** پرونده جای دیگری نرفته است؟

خیر تا جایی که من اطلاع دارم همان جاست و حتی در شورای امنیت هم مطرح شده.


** آخرين اطلاعات درباره يزدان پناه چيست؟

ایشان مفقود است ولی در قید حیات هستند، اينكه كجا رفته يا كجا بردنش را من نمي‌دانم.



** پس این که گفتند کشته شده درست نیست؟

خیر به نظرم این خبری است که خودشان منتشر کرده بودند که شاهد پرونده فساد ایران را بگویند از بين رفته.


** با توجه به اظهارات جنابعالی درباره پرونده کرسنت، در حال حاضر حرفی از مصالحه با حمید جعفر و یا شرکت اماراتی نیست؟

نه. پرونده های مفتوح و گزارشات دستگاههای نظارتی قائل به فساد در اين پرونده هستند و بايد اين قرارداد فسخ شود، ممكن است بعضي دوستان، نقطه نظرات ديگري داشته باشند ولي ما صلاح مي‌دانيم كه روال سابق در شكايت و پاسخگويي پيش برود.


** آقای نادران در مورد ماجرای کرسنت گفت احتمال استیضاح وزیر نفت وجود دارد، اين احتمال چقدر جدي است؟

امیدواریم این اتفاق نیفتد و به موقع پاسخ سئوال دیوان داوری داده شود.


** یعنی استيضاح، در احتمال‌های آتي مجلس وجود دارد؟

گروهی که ماده 236 را امضاء کرده‌اند، در حال پيگري پرونده هستند که این موضوع دیوان هم به نحوی که منافع ملی به خطر نیفتد حل شود، اميدواريم از داخل ايران درباره اين پرونده صداي واحد شنيده شود، زيرا بعضي از دوستان مصاحبه‌هايي انجام داده‌اند كه به ضرر كشور تمام شده است و آنجا اعلام كرده‌اند اين قرارداد هيچ مشكلي ندارد



** از افراد اجرایی دولت فعلی بوده‌اند؟

هم افراد فعلی و هم از وزراي سابق.


** می توانيد نام ببريد؟

آقای زنگنه و آقايان نوذري و وزيري ‌هامانه و برخی افراد دیگر در مطالبي جداگانه به اين مسئله اشاره كرده‌اند.


** در ابتداي شروع به كار دولت يازدهم، بحث بابك زنجاني هم مطرح شد، دليل مطرح شدن اسم اين شخص چه بود؟ آيا اختلاف منافع مافياي نفت در ميان بود يا موضوع ديگري است؟

در کمیسیون مجلس معمولا یکسری اطلاعاتی از دستگاه‌ها می‌رسد و مجلس هم وظيفه نظارت بر دستگاه‌ها را دارد، گاهي اوقات اطلاعاتي خارج از كانال رسمي نهادها و دستگاه‌هاي نظارتي به مجلس مي‌رسد كه در كميسیون مربوطه بررسي مي‌شود.

یکسال پیش خبري آمد كه فردی میعانات گازی و نفت کوره گرفته ولي پولش را نداده و ممکن است ندهد و حتي در ادامه مسير پول هم گرفته تا براي پيمانكاران جا به جا كند ولي اعلام كرده است به دليل تحريم نتوانسته اين كار را بكند، به هر جهت در مجموع اين شخص 8/2 ميليارد دلار ( دو میلیاردو هشتصد میلیون دلار ) به كشور مقروض بود و بايد بررسي مي‌شد كه چرا پول ميعانات به كشور برنگشته است ؟

آن موقع بنده پیگیری می‌کردم و بعد از صحبت كردن با نهادهاي نظارتي، به نتيجه نرسيدم و نتوانستم از مجموعه گزارشات قانع بشوم، مجبور شدم به شکل تحقیق و تفحص موضوع را دنبال کنم چون می‌گفتند این افراد راحت رفت و آمد می‌کنند و خارج می‌روند و کسب و کار دارند و کسی هم متعرض آنها نیست.و دلیل آنرا می گفتند کسی شاکی ندارد.

از این جا تحقیق و تفحص شروع شد و می‌تواند همين تحقيق و تفحص به شاكي تبديل شود و پرونده به به قوه قضائیه ارجاع شود، تلاش ما در كميسيون انرژي اين بود كه پول خارج شده از كشور، به داخل برگردد و تخلفات صورت گرفته توسط قوه قضائيه بررسي شود.

آنها مطرح مي‌كردند كه هنگام جا به جايي پول از بانك "اف آی بی"  (First Islamic Bank)FIB مالزي با مشكل تحريم برخورد كردند، بانكي كه آقاي زنجاني گفته بود متعلق به اوست و جاي ديگري گفته بود براي من نيست.

بعضی ها می گفتند سهامداران این بانک از کشور اندونزی هستند و بعضی‌ها می‌گفتند ایرانی است بالاخره کمیته‌ای تشکیل شد در کمیسیون انرژی که این موضوع را پیگیری کند که واقعیت را مشخص کند، گزارشات اولیه که آمد به اين نتيجه رسيديم قبل از تحریم بانک، پول‌ها سررسید شده و اينكه چرا پول‌ها منتقل نشده، جاي سؤال بود كه تحقيق و تفحص از آنجا جدي‌تر پيگيري شد.

گزارش ديگري رسید که برخی از این محموله‌ها، به قیمت ارزان‌تری در کشور دیگری فروخته شده! خب سؤال این است که اگر کسی به قیمت فوب خریده و می‌خواسته پول را برگرداند، چرا ارزان تر فروخته؟! این که بخشی از پول مربوط به شرکت های نفتی بوده و می خواستند جابه جا کنند این چرا مانده ؟ بخشی ممکن است به علت تحریم باشد ولی آیا همه این مربوط به تحریم بوده یا مشکلات دیگری وجود دارد ؟ این بحثی است که دارد دنبال می شود و آخرین صحبتی هم که از آقای دکتر دهدشتی که مسئولیت این کمیته را در کمیسیون انرژی دارند سؤال کردم، هنوز ایشان موفق نشده آخرین جزئیات را جمع آوری کند که به کمیسیون گزارش دهد، امیدواریم به زودي اعلام شود.


** گزارش جمع بندي در صحن علنی مطرح می‌شود؟

اگر پول برگردد که منتفی است چون مجلس به دنبال مچ‌گیری نیست و بحث این است که این پول به بیت المال برگردد ولی اگر برنگردد کمیسیون تصمیم‌گیری می‌کند که چه بخشی مربوط به تحریم است و چه بخشی عوامل تأثیرگذار ديگر است و اين حتما در صحن قرائت خواهد شد.




مقبره کوروش در دوره قاجار


مقایسه بودجه ۱۸ وزارتخانه احمدی‌نژاد و روحانی +جدول


مقایسه بودجه ۱۸ وزارتخانه احمدی‌نژاد و روحانی ۹:۲۱
 
بررسی تطبیقی بودجه پیشنهادی احمدی‌نژاد برای سال ۹۲ و بودجه پیشنهادی روحانی برای سال ۹۳ نشان می‌دهد که روحانی بودجه ۱۱ وزارتخانه را کاهش و بودجه ۷ وزارتخانه را نسبت به لایحه بودجه‌ای که احمدی‌نژاد تقدیم مجلس کرده بود، افزایش داده است.
مقایسه بودجه ۱۸ وزارتخانه احمدی‌نژاد و روحانی +جدول
به گزارش جهان به نقل از تسنیم، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور در جلسه علنی یک‌شنبه هفته جاری لایحه بودجه سال ۹۳ کل کشور را تقدیم مجلس شورای اسلامی کرد.

بررسی و تطبیق لایحه بودجه سال ۹۲ که توسط محمود احمدی‌نژاد تقدیم مجلس شده بود با لایحه بودجه سال ۹۳ که توسط روحانی تقدیم مجلس شده است، نشان می‌دهد که روحانی، بودجه ۱۱ وزارتخانه را کاهش و بودجه ۷ وزارتخانه را نسبت به لایحه بودجه‌ای که احمدی‌نژاد تقدیم مجلس کرده بود، افزایش داده است.

این بررسی‌ها نشان می‌دهد که وزارتخانه‌ آموزش و پرورش بیشترین افزایش بودجه و وزارت دفاع بیشترین کاهش بودجه را داشته است.

«جدول تطبیقی بودجه پیشنهادی احمدی‌نژاد و روحانی برای سال‌های 92 و 93»

ردیف نام وزارتخانه بودجه پیشنهادی احمدی‌نژاد در سال92 بودجه پیشنهادی روحانی در سال93 افزایش ــ کاهش
1- وزارت اطلاعات 11,758,625 15,882,170 4,123,545+
2- وزارت کشور 16,375,413 11,140,957 5,234,456-
3- وزارت خارجه 7,262,790 8,379,148 1,116,358+
4- وزارت دادگستری 1,048,474 1,217,000 168,526+
5- وزارت اقتصاد 17,741,934 5,480,466 12,261,468-
6- وزارت دفاع 136,925,800 20,929,320 115,996,480-
7- وزارت علوم 8,781,092 11,476,575 2,695,483+
8- وزارت ارشاد 8,464,895 6,239,398 2,225,497-
9- وزارت آموزش و پرورش 158,934,270 192,426,660 33,492,390+
10- وزارت بهداشت 23,026,478 30,104,430 7,077,952+
11- وزارت ورزش و جوانان 4,081,213 3,034,340 1,046,873-
12- وزارت نفت 1,686,818 1,245,866 440,952-
13- وزارت نیرو 50,082549 54,966,408 4,883,859+
14- وزارت ارتباطات 3,728,888 2,224,594 1,504,294-
15- وزارت کشاورزی 20,186,727 9,948,801 10,237,926-
16- وزارت راه و شهرسازی 51,126,414 46,503,983 4,622,431-
17- وزارت تعاون، کار و رفاه 190,281,776 150,020,540 40,261,236-
18- وزارت صنعت 5,841,006 4,317,951 1,523,055-
 (توضیح1: ارقام قرمزرنگ نشان‌دهنده میزان کاهش بودجه و ارقام سبزرنگ نشان‌دهنده میزان افزایش بودجه آن وزارتخانه است)

 
(توضیح2: ارقام به میلیون ریال هستند)

کاریکاتور: شیمون پرژ به ایران لبخند زد


بوسجین:خزانه خالی یعنی چه +سن


خزانه خالی یعنی چه +سند

از آنجا که من نتوانستم نحوه تعیین و محاسبه عدد و رقم‌های رئیس‌جمهور در خصوص خالی بودن خزانه را دریابم به آرشیو نامه‌هایی که به صورت هفتگی وزیر اقتصاد در آنها گزارش ورودی و خروجی خزانه را به مجلس ارائه می‌کند، مراجعه کردم.

مهدی کوچک‌زاده در وبلاگ شخصی خود آورده است: «روزی که من کار خود را شروع کردم یعنی 12 مردادماه، موجودی خزانه حدود یک میلیارد و 280 میلیون تومان بود؛ ما باید آخر ماه، میزان 7 هزار و 500 میلیارد تومان حقوق پرداخت می‌کردیم که از این مبلغ فقط 2 هزار و 870 میلیارد تومان در خزانه موجود بود؛ یعنی دولت باید بیش از 4 هزار و 600 میلیارد تومان از بانک استقراض می‌کرد.»

جمله بالا را رئیس دولت راستگویان در گزارش کار 100 روزه خود به مردم ایراد کرده‌اند و در صفحه اول روزنامه دولتی ایران مورخ چهارشنبه 6 آذر 92 قابل مشاهده است.

این در حالیست که بر اساس نامه مورخ 17/5/92 به شماره 21955/م وزیر اقتصاد به رئیس مجلس شورای اسلامی میزان پرداخت‌های خزانه در هفته منتهی به 17/5/92 (که روز مورد نظر رئیس جمهور یعنی 12 مرداد در این هفته قرار دارد) برابر 1387،1 میلیارد ریال  و میزان دریافت‌های خزانه در همین هفته 35 میلیارد و 135 میلیون ریال یعنی ورودی‌ها معادل 33 میلیارد و 748 میلیون ریال بیشتر از خروجی از خزانه بوده است!

از آنجا که من نتوانستم نحوه تعیین و محاسبه عدد و رقم‌های رئیس جمهور را دریابم به آرشیو نامه‌هایی که به صورت هفتگی وزیر اقتصاد در آنها گزارش ورودی و خروجی خزانه را به مجلس ارائه می‌کند، از یک ماه قبل از شروع مسئولیت دولت راستگویان تا یک ماه بعد از آن، مراجعه کردم.

در تمام این نامه‌ها میزان پرداخت‌ها و دریافت‌های خزانه در هفته منتهی به روز معین ارائه شده است؛ در ذیل به ترتیب 5 داده مربوط به هر نامه را برایتان درج می‌کنم که به ترتیب عبارتند از:

1-شماره نامه و روزی که گزارش مربوط به هفته منتهی به آن روز است

2- مبلغ پرداختی خزانه (میلیارد ریال)

3- مبلغ دریافتی خزانه (میلیارد ریال)

4- مانده هفته مورد نظر در خزانه (میلیارد ریال)

5- مانده تجمعی تا انتهای هفته مورد نظر(میلیارد ریال)

 

لطف بزرگی است به دولت راستگویان اگر کسی بتواند به خوانندگان کمک کند تا معلوم شود چگونه از روی این اعداد و ارقام می شود سخنان رئیس جمهور و خالی بودن خزانه در 12 مرداد را نتیجه گرفت !

بوسجین : شارژ مالی تروریست ها توسط عربستان


ماموریت داده می شود  که انسان ها از پیر و جوان و کودک وزن و با گناه بی گناه که خدا افریده و خدا تحملشان می کند شما از بین ببرید تا نشان دهید ما ختی بالا تر از دستورات خدا عمل میکنیم و سلطنت نفتی ما حفظ شود در در خدمت امریکا  و صهیونییزم تا ریشه انسانها و مخصوصا مسلمانان را بکنم تا زمین مال ان اربابان باشد

بوسجین: هشدار به نمایندگان مجلس و دولت

 اقایان مجلسی ها از الان اگاه و هشیار باشند  برای تصرف مجلس توسط گروه ها و جریان های خاص از الان برنامه ریزی شده است و برای رسیدن به ان هدف تبلیغات خاکستری اغاز شده و در ماه های اتی  حملات سنگین علیه برخی از نمایندگان شروع خواهد شد ضمن دعوت برخی از نمایندگان  به دقت در عملکرد خود سعی کنند به خاطر رضای خدا از هرگونه زدو بند پرهیز کرده و در این مدت به وظایف نمایندگی مردم عمل کرده و باچشم باز شرایط را رصد کنند و با برنامه ریزی درست نسبت به ان امادگی پیدا کنند فورا به هر طرفی غش نکنند و به خاطر منافع شخصی مصالح کشور را قربانی نکنند اگر در برنامه ها و طرح هاو عزل و نصب ها اشکالاتی دیده میشود از ان چشم چوشی نکنند ومدبرانه با ان برخوردکنند تا هیجانات و تب های جامعه را بالا نبرند
در رابطه با دولت انفعال دولت در برخی از امور و برخورد ها در حال زمینه سازی برخی از انها می باشد که اینان در روز های اینده با نام حمایت ار دولت حرکت هایی  مانند تظاهرات و گرد همایی های و... برگزار شود  که اینان می خواهند مانند سال 88 مسائلی را برای کشور ایجاد کنند و سپس مانند عبور از خاتمی عبور از روحانی را کلید بزننداین در شرایط فعلی حساس برای دولت در انجام رسالت هایش خوب نیست و خود دولتیان نباید اتش بیار معرکه های انان شوند

بوسجین:جمعه سرنوشت‌ساز کرسنت/ضرر ۱۰ میلیارد دلاری در کمین ایران


معه سرنوشت‌ساز کرسنت/ضرر ۱۰ میلیارد دلاری در کمین ایران:۲۶

 
وزارت نفت ایران باید سومین خلاصه پرونده فساد کرسنت را تا پایان هفته جاری به دادگاه لاهه ارسال کند تا پرونده مورد بررسی تکمیل و از ورود ضرر و زیان ۱۰ میلیارد دلاری به ایران جلوگیری شود.
جمعه سرنوشت‌ساز کرسنت/ضرر ۱۰ میلیارد دلاری در کمین ایران
به گزارش جهان به نقل از تسنیم، قرارداد ۲۵ ساله فروش گاز به امارات که با نام کرسنت معروف شد قرار بود از پایان سال ۲۰۰۵ میلادی اجرایی شود اما با دلایل ارائه شده از سوی دیوان محاسبات کشور متوقف شد.

این دلایل که مبتنی بر فساد موجود در این پرونده و در نظر گرفته نشدن منافع ملی بود در طول سالهای گذشته از سوی مسئولان رده های مختلف کشور پیگیری شد تا اینکه وجود فساد در این پرونده مورد تأیید دیوان بین المللی لاهه قرار گرفت.

مسعود میرکاظمی ، رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در این زمینه به خبرنگار تسنیم گفت: در دولت گذشته اسناد خوبی در سطح بین المللی جمع شده بود و این اسناد در اختیار دیوان لاهه گذاشته شد، مبنی بر اینکه فساد در پرونده کرسنت وجود داشته است.

وی با بیان اینکه جمع آوری این اسناد و اثبات فساد در قرارداد کرسنت به نفع منافع ملی بود، افزود: اسنادی که لازم بود از سازمان مبارزه با مفاسد انگلیس، کامپیوترهای عباس یزدی که شاهد ماجرا بود و پس از آن مفقود شد، صرافی ها و مراجع بین المللی جمع آوری شد و مشخص شده بود که رشوه ها به چه طریقی و به چه افرادی پرداخت شده تا این قرارداد به ثمر بنشیند.

وزیر اسبق نفت خاطرنشان کرد: جلو رفتن این قرارداد با رشوه، و فساد موجود در آن برای دیوان لاهه جا افتاده بود و برای تکمیل پرونده نیاز به اقدام به موقع دولت فعلی است.



 حاکی از این است که پرونده کرسنت در دیوان لاهه هنوز در حال بررسی است و با وجود اینکه وجود فساد در این قرارداد برای بخش داوری دیوان لاهه به اثبات رسیده اما هنوز داوری نهایی انجام نگرفته است.

در این مدت می بایست از سوی ایران سه نوبت خلاصه فساد موجود در کرسنت به دیوان لاهه ارسال شود که دو نوبت گذشته ارسال شده و هم اکنون وزارت نفت دولت یازدهم باید تا جمعه این هفته سومین خلاصه فساد را به دیوان لاهه ارسال کند.

در صورتی که این اقدام از سوی مدیران فعلی وزارت نفت در زمان مناسب انجام نگیرد احتمال ضرر ۱۰ میلیارد دلاری برای ایران وجود دارد. چرا که در صورت تکمیل نشدن پرونده، تلاشی که از سوی شرکت کرسنت برای نشان دادن تغییر مواضع ایران در پیگیری فساد کرسنت در حال انجام است، ممکن است داوری در این پرونده را به سمتی سوق دهد که با وجود تمامی فسادهای قرارداد کرسنت، ایران برای اجرایی نشدن آن به صورت ناعادلانه به پرداخت ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار غرامت محکوم شود.