در زاپن از کودکی در مهد هامسابقه برگزار می شود با این چهار چوب که 10 دانش اموز را در نظر می کیرند و برای انها هشت صندلی در نظر می گیرند و به انان می گویند اگر توانستید هر ده نفر را در 8 صندلی جای دهید برنده اید و جایزه می گیرید انان با تلاش دسته جمعی و احساس مسئولیت نسبت به هم سعی می کنند طوری سریع بنشینند که هر ده نفر در ان جای شوند و برای همدیگر سهمی از ان امکانات در نظر می گیرند اما نظام تعلیم و تربیتی وسیستمی ایران مانند ان است که 10 دانش اموز را در نظر می گیرند و 8 صندلی برای انان قرار می دهند و می گویند هر کس زود تر صندلی ها را اشغال کرد برنده است انی که در اخر بی صندلی ماند حذف می شود در اینجا  تنازع بقا اغاز شده شخصیت فرد گرایی تربیت می شود که حتی فرد برای بدست اوردن صندلی و حذف نشدن به دیگران هم تنه می زند و مزاحمت ایجاد می کنند و فقط برای خود می خواهد و سهمی برای دیگران قائل نمی شود اما در انجا حس همبستگی جمعی و رعایت همدیگر اموزش داده می شود خوب خروجی اینجا نهایت دلال و رمال می شود که فقط به فکر جیب خود و خروجی ان سیستم حس جمعی و توجه به منافع جمعی در کنار منافع فردی است که در کنار فعایت های خود  جامعه را هم در نظر می گیرند و سعی می کنند انسانهای مفیدی برای جامعه خود باشنددر المان وقتی یک سرمایه دار المانی با یک کشور قرار داد می بندد اول منافع المان را در نظر می گیرد بعد منافع خود را با این شیوه توجه به منافع ملی و جمعی تربیت می شوند حال وقت ان نرسیده در کشور ما افرادی را تربیت کنیم و سیستم و نهاد را طوریت تنظیم کنیم که خروجی ان انچنان افرادی باشند نه اینکه برای پر کردن جیب خود هر جنس بنجلی را به نام و قیمت جنس مرغوب وارد کرده هیولا های پول خواری که در کشتی نشسته اند و از شرایط ان استفاده می کنند اما نااگاهانه در حال سوراخ کردن ان کشتی هستند یا به جای دلالی دل در گرو تولید بگذارند تا خود را به عنوان انسانهای مفید در جامعه در بیاورند