بوسجین: دوران جاهلیت قدیم و مقایسه ان با جاهلیت جدیدومدرن
پیامبر (ٌص) : من بین دو جاهلیت به رسالت رسیدم که جاهلیت دوم به مراتب سخت تر از جاهلیت اول است
مقدمه: همانطور که مبرهن است خداوند در تاریخ و زندگی اجتماعی انسان ها دینامیک و اصول و قواعد ثابتی قرار داده است مانند علوم ریاضی و فیزیکی و یا شیمی که قاعده و قوانین ان قابل درک و مملوس و قابل محاسبه و نتیجه گیری می باشد در زمینه زندگی انسان ها و جوامع انسانی نیز مانند ان معادلات و قواعد خاص که از ان پیروی میکنند قرار داده چون بعد از رنسانس توجه انسان از اسمان به سوی زمین معطوف شد برای همین علوم اجتماعی نسبت به علوم دیگر جنبه های زندگی انسانی زیاد مورد توجه و اقبال قرار نگرفت و اندیشمندان ان زیاد در کشف مسایل و قوانین ان تعمق و تحقیقات عمیق نداشته اند و این مشکل مخصوصادر جهان سوم با بی رغبتی بیشتری همراه بوده است در صورتی که همه علوم برای کمک به انسان و انسانیت او می باشد اما خود انسان در این راستا مورد تغافل قرار گرفته ابزار ها و الات مختلف اختراع می شود اما مشخص نیست برای که و چگونه بهره مندی ان برای اعتلای انسانیت بحث نمی شود مثلا " برای پیروزی و یا شکست و یا توسعه و یا شکوفایی و اضمحلال تمدن ها خداوند قاعده و قوانین خاصی قرار داده می توان با کشف و تبین ان ان نتایج را پیش بینی و با اسیب شناسی ان را تبین کرد و نسخه ای برای مداوای ناهنجاری های نوشت مانند یک پزشک که برای بیمار خود فرایند های خاصی را برایتشخیص در نظر میگیرد و پس از تشخیص نسخه مناسب برای درمان ان در نظر می گیرد متاسفانه در دنیای امروز و مخصوصا" جهان سوم یا علمای اجتماعی ان خود را زیاد با این مسئله در گیر نمی کنند و یا سیاست مداران جوامع اطلاع از این قواعد و قوانین و تجربیات تاریخی ندارند تا با الهام از ان به درمان اجتماعی بپردازند تا بتوانند جامعه را در مسیری سعادن انسانها ست هدایت کنند و بخاطر همین تغافل هاست که ما در تاریخ شاهد شکست ها و ناکامی ها و سقوط کشور ها و تمدن ها می باشیم و متاسفانه منافع زود گذر هم در این وادی بر منافع دراز مدت که خیر همه حکمرانان و خانواده و جوامع در منافع دراز مدت است ترجیح داده میشود این ها همه نشان از تغافل و جاهلیت است مثلا
قواعد پیروزی= عدالت+ برادری+ ایمان+ تعاون+ ایثارو گذشت+....+.........
قواعدشکست=رفتار ناپسند+ بی عدالتی+ جنگ و رقابت های گروهی مخرب+ تبعیض+.......+
چنانکه ما جوامع مختلف را در طول تاریخ در نظر بگیریم و فراز و فرود های ان پردازش کنیم میبینیم که در ای شکوفایی و سقوط ها ان معادله اشاره شده حاکم می باشد پس اگر حکمران هستیم یا داعیه دفاع از ملت و هدایت انان را داریم باید صادقانه با شناخت جوامع و استفاده از تجارب تاریخی و عملیاتی کرده معادلات درست در جامعه ضمن خدمت به خود و خانواده و جامعه نامی نیک در تاریخ از خود برجای بگذاریم
مفهوم جاهلیت
جاهلیت از ریشه لغوی جاهل مشتق شده بهمعنای بیخبر بدوی فاقد فذهنگ و ادب مبتلا به تعصب و نادانی پستی قتل و غارت بی خردی بدسیرتی و...... معنا دارد
اما دوره جاهلیت به دورانی از تاریخ عربستان گفته می شود که قبایل عرب با داشتن ان خصایص بالا زندگی می کردند که امروزه نه تنها خودشان بلکه هر مطالعه کننده تاریخ از یاد اوری ان شرمگین و ناراحت میشود و به رهبران و برپا کننگان چنین جوامع غیر انسانی نفرین می کند و از اینکه در یک چنین جامعه ای اسلام توانسته از ان انسان ها انسان های مجاهد و مفید بسازد در مقابل اسلام و پیامبر ان سر تعظیم فرود می اورد
خصوصیات و صفات اعراب جاهلی و مقایسه ان با دوران حاضر1
1- بت پرستی:اعراب اغلب افکار و عقاید غلطی داشتند و اکثریت انان بت پرست بودند و خدایان مختلفی و انواع مختلف می ساختند و انان را مورد پرستش قرار می دادند و برای ان قربانی می کردند حتی انسان های را در سال برای انان قربانی می کردند و مهمترین بت های خود را در خانه کعبه قرار داده بودند گرچه ادیانی مانند زرتشتی و مسحیت و یهود و ادیان ابراهیمی در کناره عهاصر طبیعی پرستی هم رواج داشته ولی ان ادیان اکثرا" تحت تاثیر فرهنگ و عقای د حاکم بر عربستان منحرف شده و کار کرد انسانی خود را از دست داده بودند و زمینه را برای تشتت و تفرق وسقوط ان جامعه را در پی داشته به طوری که وضعیت به گونه ای شده بود هیچیک از امپراطوری های گسترش جو و قدرت طلب ان روز به فکر استیلا بران را به خود ندادند همین تفکر تفرق انگیز شرک الود ضمن اینکه فساد های دیگری را بدنبال خود داشته بلکه از پیدایش هر گونه تمدن انسانی در ان جلو گیری می کرد
اما امروزه در مقایسه با ان دوران وضعیت اعتقادی جوامع بدتر شده است و علل ان را به طور اجمال در دو موردخلاصه می کنم پس از رنسانس و اغاز عصر روشنگری به دو دلیل مردم از اموزه های دینی فاصله گرفتند
1- به دلیل رفتار متولیان دین:قدرت طلبی و ثروت اندوزی وتحریفات احادیث و روایات توسط متولیان دین با توجه به فضایی برای مردم ایجاد شده بود با مشاهدات مردم از رفتار انان که با اموزه هایی که خود تبلیغ میکردند در تضاد بود موجب فاصله کرفتن مردم و روی اوری به لذت جویی و عقل گرایی و ورفاه طلبی و ازاد شدن از همه قید و بند هایی انان برایشان بوجود اورده بودند و در این رابطه متولیان بجای هدایت مردم به فکر تحکیم موقعیت های خود بود
2-روشنفکران و متفکرینی با ارائه نظرات جدید عقل گرایی و خردگرایی که تحت تاثیر این فضای جدید ارائه شد و از طرف مردم و حاکمان هم مورد استقبال و تقویت قرار گرفت تفکرات و اندیشه های جدیدی که ریشه همه انهادر مادیگری قرار داشت و انسان را دعوت می کرد به جای اسمانی فکر کردن توجه به زمین داشته باشند و بر اساس ان اندیشه های جدید سکو لاری با گرایشات سوسیالی یا لیبرالی و اومانیستتی و.....متولد شد و مورد اقبال قرار گرفت و ابشخور همه انها جریان هامبارزی ضد دینی بود و انان برای نجات انسان اورا از چاله در اوردند و اورا به چاه انداختند و خدایان جدیدی مانند پول ورفاه و سکس و تجملات و خانه واتومبیل و....... را به انسان ها تحمیل کردند قید و بند های بابت انها برای انسا ن بوجود اورند از هر اسارت دیگر در تاریخ زیان بار تر و خطرناک تر بوده است و انسان ها را به رواش های جدید به بردگی کشیدند که اثرات ان برای جهان سوم به مراتب سنگین تر بود و نتایج ان
الف- پوچ گرایی ب-فقدان ارامش های روحی و روانی ج-عدم پایبندی به اصول اخلاقی د-فرار از مسئولیت ه-احساس تنهایی د-حیرت و سرگردانی و-دگرگونی لحظه ای ارزش ها ز-عافیت طلبی ح- سوء ظن و.......
در زندگی انسان هاست و انسان امروزی به جایی مراوده با همنوع خود حیواناتی مانند سگ وکربه و.... رابرای همنشینی و دوستی خود برگزیده و اهمیتی که به ان می دهد خیلی بیشتر از حتی والدین خود است این ها همه نشان از بحران در زندگی انسان دارد که همه ان از خلاء یک عقیده پاک نوحیدی در زندگی او سر چشمه میگکرد و نمی داند که این تنهایی خود را چگونه درمان کند و کشتار ها و جنگ ها و فساد ها و........ همه ریشه در ان دارد
2-زن و خانواده:در میان اغراب جاهلی زن جایگاه مناسبی نداشت فقط به عنوان موجودی محسوب می شد که برای مردان غرب منبع تولید نسل و اطفای شهوت و سرگرمی محسوب میشد حق مالکیت نداشت بلکه همواره در مالکییت مردان بودو حتی مانند برده گان مورد خرید و فروش قرار می گرفت چون مانند مردان نمی توانست بجنگد و در جنگ ها به اسارت گرفته میشد مایه ننگ محسوب میشد و براساس همین داشتن دختر را ننگ میدانستند و برخی از انان وقتی زنانشان دختر به دنیا می اورد ان را زند به گور می کردند چنان که از قیس بن عاصم یکا انصار در حضور پیامبر از دخترانش پرسید او پاسخ داد 12 یا13تن از دخترانش را زنده به گور کرده و در تمام موارد کوچکترین احساس ترحم و تاثر در دل خود احساس نکرده مگر یکبار ان هم موقعی که در سفر بوده و سفرش طول می کشد و همسرش که حامله بود دختری به دنیا می اورد و از ترس شوهرش او را به خواهرانش می دهد و موقع بازگشت او ازسفر می گویند بچه مرده به دنیا امده و بچه را از او مخفی میکنند تا اینکه می گوید روزی در خانه نشسته بودم ناگهان دختری وارد خانه شد و سراغ مادرش را گرفت دختری بود زیبا با گیسوان بافته و گردن بندی در گردن انداخته وگوید من از همسرم پرسیدم که این دختر زیبا کیست وی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت دختر توست همان دختری که در مسافرتت بدنیا امده و از ترس پنهانش کردم و در فرصت مناسب او را به نقطه ای دور دست بردم چاله کندم و او را در ان انداختم و خاک را بر روی او ریختم و دختر با ناله های دلخراش فریاد می کرد و می گفت پدر جان مرا در زیر خاک پنهان می سازی فقط ان موقع دلم سوخت سر و صورت وسینه انان در عریان بودن وختی برخی از انان در ایامی از سال برای جذب و جلب مردان کاملا عریان به دور کعبه می گشتند ونمایاندن زیور الات زن همه در جهت نمایش خود برای لذت جویی و بیشتر وسیله خوش گذرانی مردان بودچنین جایگاه ضعیفی داشت و بر اساس این بنیاد خانواده ها استحکام نداشت چنانکه چندین نوع ازدواج وجود داشت که عبارتند از 1- بعوله : که براساس خواستگاری و مهریه صورت می گرفت 2- ازدواج متعه: برای مدت و زمان محدود انجام می گرفت3-ازدواج ظعینه : با اسیران جنگی که مهریه و حق اعتراض نداشت4-ازدواج شغار : زنی یا دختری را از قبیله ای می گرفتند و دختر و یازنی به ان فبیله می دادند 5- ازدواج بدل : برای مدتی زنان خود را عوض می کردند ازدواج استبضاع: برای داشتن فرزندی با خصایص خاص مانند جنگاوری یا شاعری زن خود را تا بدنیا اوردن بچه در اختیار ان مرد می دادند و سپس زن را با فرزندش تحویل می گرفتند6- ازدواج مقت (ضیزن) اگر شخصی فوت می کرد تمام زنانش به غیر از مادر اصلی به فرزند برزگ تر می رسید و یا فرزندان پسر دیگر و اگر فرزند پسر نداشت به اقوام نزدیک مرده می رسید 7- ازدواج رهط: ازدواج با 10 مرد کمتر در صورت پیدایش بچه مادر که قیافه بچه به هر کس میخورد و یا شباهت داشت می گفت فرزند توست 8- ازدواج جمع زن بر بالا خانه خود پرچمی نصب می کرد و مردان برای خوش گذارنی به انجامیرفتند و اگر بچه ای بدنیا می امد قیافه شناس هایی را می اوردند و قیافه بچه به هر کدام از مردانی که به انجا می رفتند شباهت داشت بچه ان شخص اعلام می کردند ازذواج خدن: رابطه محرمانه بین یک زن و مرد برقرار میشد کبه شرط غیر علنی شدن ان اجاز داشتند از موارد بالا چنین بر می اید زن در ان جامعه ازشخصیت مستقلی برخودار نبود و نهاد خانواده از استحکام لازم برخوردار نبود قوانین برای ازدواج برای کامجویی بی قید و شرط مردان بود و هر گاه هم مردی میخواست زن خود را طلاق دهد باتهمت های ناروا وارد میکرد و مهریه خود را از او میستاند بافروختن به دیگران به دیگران با این بهانه ان زن را گران خریده است
نهاد خانواده که یکی از اصیل ترین و قدیمی ترین نهاد هایی است که اجتماع بشری ان را تجربه کرده است نهادی که طبیعی ترین و پابدارترین نیاز های انسان را تامین میکند نیاز هایی مانند ارامش و احساس امنیت و استراحت ومهر و محبت و عاطفه تولید نسل جامعه پذیر و.........در این نهاد انجام می گیرد و تاکنون هیچ نهادی را انسان نتوانسته متناسب کار کرد مثبت ان جایگزین کند متاسفانه در طول تاریخ این نهاد مقدس مورد هجوم برای نابودی قرار گرفته اما همواره بخاطر کار کرد مثبت ان سر بلند بیرون امده است اما سنگین ترین حملات برای نابود ان باتنزیل مقام زن وادار کردن او به پذیرش نقشی متفاوت با نقش طبیعی ان که این خود پیامد های منفی زیادی برای او به ارمغان اورده با نام تساوی حقوق زن مرد و ازادی او اغاز شده است با مطرح شدن تفکر فمینیستی که مبتی بر سکولاریسم و اومانیسم به شکل های مختلف براساس نیاز سرمایه داران و بنگاه داران به نیروی انسانی ارزان برای کار بخاطر کمبود نیروی انسانی مرد بعد انقلاب صنعتی زن و خانواده مورد هجوم باایده های به ظاهر زیبا فریبنده قرار گرفت در این رابطه نظریه دوتن از رهبران این جریان فکری را بیان می کنیم روبین مورگان می گوید : نمی توان بی عدالتی موجود بین زن مرد رابدون نابود کردن ازدواج از بین ببریم ویا گلوریا استینم می گوید در سال 2000 ارزومندیم که کودکانمان را به جای افراد باورمند به خدا معتقد به پتانسیل انسانی بار بیاوریم نابود کردن خانوده و دین از ارزوهای زمینه سازان نظم نوین جهانی است برنامه ریزان این نظم شیطانی به خوبی میدانند که مهمترین چالش پیش روی انها در پیشبرد بعداجتماعی این نظم خانواده و پیوستگی عاطفی انسانهای درون ان به همدیگر در زیر چتری از معیارهای اخلاقی و انسانی در جوامع مختلف است از این روی برای از بین بردن ان وحاکمیت فردکرایی مورد نظر خود ابزار های مختلف را بکار گرفتند و جنگ عظیمی را به راه انداختندو ایجاد جریان ضد انسانی فمینیستی که زنان را به قیام علیه مردان و گرفتن حقوق از مردان بچه داری و خانه داری نکردن و تشویق انان به زندگی تجرد و بدون شوهر و خانواده وبا استفاده از ابزار های هرزه نگاری و نمایش های پورنو گرافی سعی به هدایت انان به زندگی اشتراکی و یا همجنس گرایی و لذت بردن بیشتر از زندگی و لابالی گری و حیا زدایی وعدم پایبندی به اصول اخلاقی و هرزه گری و بی بندوباری......هدایت کنند که در این معرکه بازنده اصلی ان بیشتر خود زنان و خانواده میباشد چنانکه براساس تحقیقاتی که در کانادا شده این باور شایع است که باعث و بانی مورد تجاوز قرار گرفتن زنان خود انان هستند زیرا انها از رابطه ای که شکل تجاوز داشته باشد لذت می برند فرد متجاوز انسانی عادی و بدون مشکل است ذهن فرد به صورت حق به جانبی برای ارتکاب جرایم جنسی قانع میشود علاوه بران ان هرزه نگاری ها و پورنو گرافی شیوه هایی اغواکننده و هیجان انگیز و خیالی از روابط را به نمایش میگذارند که ضمن توهین به ارزش های زن و حتی بردن ارزش های ان به پایین تر حیوات توقعاتی را در جامعه ایجاد میکند که خارج از انتظار روابط خانوادگی ودر نتیجه احساس خیانت و یا عدم براورده شدن ان رفتارهای تبلیغی توسط زوجین موجب سردی روابط خانوادگی و ونهایت طلاق را بیش می اورد و با این کار ها صداقت و اعتماد را که دو رکن اساسی خانواده می باشد تضعیف میکنند نتایج ان
الف توجه زیاد به ارایشگری زنان که وقت بیشتری برای جلب نظر ها صرف می شود ب- نمایش داشته ها برای باز جلب نظر از زینت الات تا موبایل از و سایل مختلف خانگی تا لباس اتومبیل و........ ج- ایدز و بیمار های دیگر در این زمینه د- فسار و فحشاء ه-همجنس گرایی و-تشکیل زندگی مجردی ز-کودکان تک سرپرست و نامشروع که از اصول تربیت و عاطفه مناسبی برخودار نیستند ح- بیمار های روحی و روانی خاص اینگونه زندگی ط-مادران تنها ی- سقط جنین که همان زنده به گور کردن ادختران است منتها در این دوره شامل پسران نیز می شود ک- ترجیح داد ن زندگی و رابطه با حیوانات نسبت به همنوع خودو.........
اگر دقت کنیم این مسئله که حتی به تدریج در کشورها اسلامی هم در حال گسترش است منتها با درجات مختلف اگر دقت کنیم در این زمینه هم به مراتب انسان امروزی نسبت به ان دوران در جاهلیت برزگتراز ان گرفتار شده که حتی در ان دوره برخی از این رفتار عارو ننگ بود و مشخصا" انسان امروزی در جاهلیت وحشتناکی غلتیده است
3-جنگ ها:انسانها به خاطر نعمت عقل که خداوند به او عطا کرده خوب را از بد و خیر را از شر میتواند تشخیص دهند این نعمت موجب شده است انسان از خوی حیوانی خود دور شده و مسائل و مشکلات خود رتا با استفاده از پیامبر درونی (عقل) وپیامبر بیرونی(وحی) حل فصل کند و زمانی که انسان از یکی از انها دور شود خوی حیوانی و درندگی او به نمایش گذاشته می شود ما این مسئله هم در دوران حاضر و هم در جاهلیت هم مشاهده می کنیم یکی از گرفتاری های بزرگ دوران جاهلیت جنگ های طولانی و ادم کشی وبه غارت در اوردن اموال و افراد دیگران بودهمان گونه که مبرهن است اگر در میان ملتی جنگ رخ دهد تا سالیان اثار و عوارض بد ناشی از ان می ماند و براساس ان یکی از دلایل ان جاهلیت در انجا وقوع جنگ های زیاد به بهانه های واهی و کودکانه بوده است که برخی انها سالیان سال طول می کشید مثلا بر سر مسا بقه اسب دوانی و یا توهین یا حرف درشت فردی از یک قبیله ای به فردی از قبیله دیگر اتش ان جنگ های را شعله ور می کرد بنا به روایتی در حدود 1700 جنگ در ان دوران ثبت شده است مردان عرب در ان دوران بنا به اقتضای زندگی قبیله ای و شرایط جغرافیایی گونه هایی از خشونت محیطی و و عصانگری رادر رفتار خود داشتند و همواره از اطاعت حکومت و یا سیاست خاصی خوداری می کردند یکی از فضایل مطرح میان انان انتقام جویی کهن اعراب بود و موجب فخر انان و خون خواهی قانون برتر ان صحرا نشینان به شمار می امد چنانکه یکی ازشاعران ان دوره می گوید: ماچون در طلب انتقام قومی باشیم تا خون ننوشیم شتران خود را ندوشیم با اینکه شبیخون زدن امری ناپسدند بود برای قتل و کشتار از ان در جنگ ها ابا نداشتند و فبل از شروع حنگ با هم سوگند یاد می کردند که پشت به دشمن نکنند و تا اخرین نفس مبارزه کنندجنگ های ان دوره را به چهار دسته می توان تقسبم کرد که عبارتند
1- ایام العرب والفارس: مانند جنگ یوم ذیقار
2-جنگ های عدنانی:مانند جنگ بسوس
3-جنگ های قحطانی:مانند یوم الکلاب
4-جنگ های قحطانی و عدنانی: مانند یومالخزاز بین قبیله مذجع و یمن
اما جنگ های امروزی:در قرن 20 و اوایل قرن 21 که زندگی می کنیم متاسفانه شاهد بزرگترین و خونین ترین جنگ های تاریخ بشریت می باشیم که همه انها برای تامین منافع کثیف و کسب قدرت بر پایه های دروغ و فرافکنی با طراحی ایده روش های ماکیاولیستی و.....اغاز شده است و اسیب های مادی و غیر مادی رابه انسانها تحمیل کرده است و دراین دنیایی که باادعای دموکراسی ازادی حقوق بشر اومانیسم و اگزستانسیالیسم با سازمان های متعدد مانند سازمان ملل هیچ ارادهای برای جلو گیری از ان نمی شود و این قصابان جهانی با وسایل جدید و کشتار جمعی با خیال راحت واسوده به کشتار سبعانه وماشینی خود ادامه میدهند و تازه با ادای ازادی و حقوق بشر به ریش تمام انسان میخندند خود را منجی انسان ها قلمدادمی کنند مثلا" جنگ جهانی اول یا جنگ جهانی دوم و حمله به عراق و افغانستان و ویتنام و........صدها جنگ دیگر در اروپا امریکا و اسیا و استرالیا و افریفا بوجود اورده اند جنگ های حونینی که سبعیت و درنده خویی بوجود اورده گان ان را از چگونگی ان میتوان فهمید استفاده ازسلاح شیمیایی در جنگ جهانی اول و حمله عراق به ایران یا امریکا در ویتنام و.به صورت گسترده استفاده شدبمب اتم در جنگ حهانی دوم علیه ژاپن و یا اورانیم ضعیف شده در جنگ عراق توسط امریکا و بمب های خوشه ای و فسفری و استفاده از هواپیما های بدون سرنشین که امنیت انسان ها راحتی در داخل خانه هایشان را هم به خطر انداخته انهم برای کم کردن هزینه برای خود و بالا برده هزینه برای مورد هدف به طور کلی اسیب های ان نه تنها برای انسان ها حاضر در گیر بلکه حتی انسان هایی که هنوز بدنیا نیامده اند و در پیدایش این رخدادها چه نقشی نداشته اند اسیب می خورند نمونه ان کودکانی که در وینتام و ژاپن بعد ان جنگ ها شیمیایی و اتمی ومیکربی بدنیا می ایند دیده میشود امروز منشا خیلی از بیمار ها همان تشلیحات شیمیایی ومیکروبی که در ازمایشگاه های جنگی تولید می شوددر جنگ های گذشته فقط انسان های درگیر اسیب می خوردند نهایت یک نفر تا پایان جنگ باشمشیر افراد محدودی را از پای در می اورد اما امروزه با این تسلیحات یک سرباز و یا یک خلبان با یک اقدام خود هزاران هزار انسان را از طبقات مختلف از زن و کودک گرفته تا بیماران و پیران و با گناهان و بی گناهان را کشتار میکند مسئله فلسطین و کشت و کشتار ان بیش از 60 سال طول کشیده نمی توانند یا نمی خواهند ان را به پایان برسانند ان موقع برای کشته شدن یک حیوان به دست یک جهان سومی اشک تمساح میریزند یا ازمسلمانان هزازران هزار میکشند ککشان نمیزد و اما اگر یک غربی در کشوری کشته شود حمله نظامی و یا قطعنامه سازمان های بین المللی در محکومیت ان صادر می شود و علاوه بر ان جنگ های امروزی حتی محیط زیست و گیاهان و جانواران دیگر را در معرض خطر قرار می دهد که سفره غذایی انسان ها می باشد پس با این نظر انسان امروزی چقدر دامنه جنگ و اسیب های ان را گسترش داده است مثال در جنگ جهانی دوم 24 میلیون نظامی کشته شد اما تلفات غیر نظامیان در حدود 30 میلیون نفر که اگر مردگان دراثر قحطی و بیماری حاصل از جنگ را در جا هایی مانند هند و ایران و برمه و افریقا به ان اضافه کنیم امار ان چندین برابر امار نظامیا ن میشود علاوه برشیوه های کلاسیک جنگ ها امروز صاحبان قدرت شیوه یک نوع جنگ کثیف و کریه ای را شروع کردند تا به اهداف خود برسند که همان بمب گذاری در ملاء عام و اعمال تروریستی ناجوانمردانه است که هیچ وجدانی این روش زشت ودد منشانه را تائید نمی کند حتی کسانی که اعتقاد به بهشت و جهنم ندارند این روش را مذموم می شمارند چنانکه این روش غیر انسانی را صاحبان قدرت در کشورهای اسلامی رواج بیشتری دادند تا از یک طرف با ویران کردن این کشور ها انان را وابسته به تکنولوزی خود نگه دارند و سرمایه انان را چپاول کنند از طرفی دیگر با بد نام کردن اسلام ومسلمانان چهره خشن و بیرحمانه ای از ان ارائه داده و زمینه گرایش و گسترش ان بگیرند و هم تمدن اسلامی را که قویترین رقیب خود برای اینده می دانند تضعیف کنند امروز افرادی را تربیت و تجهیز می کنند به نام القاعده و داعش و....... بنام اسلام با حمله و بمب گذاری در معابر چهره زشتی را از ان به نمایش می گذارند مثلا بوحود اورنده القاعده و یا کمک کنند ه به معارضان سوریه چه کسانی هستند مشخص است امار تلفات انان را در عراق و سوریه و لبنان و لیبی و مصر و سودان و سومالی و.... بینید حقدر بالاست انهم با روش خیلی ناجوانمردانهاامروزهمه این جنگ های کلاسیک و غیر کلاسیک یکی از دد منشانه ترین کشتارگاه تاریخ است که لکه ننگ برچهره انسان مدرن است که در ایندگان از دامنه ننگین ان نمی توانند سر بلند کنند همه این جنگ ها هم برپایه دروغ و فرافکنی مشکلات خود اغاز شده مانند حمله امریکا به ویتنام که به بهانه کمک به سیل زدگان به ان جا وارد و پس از ان جنگ را اغاز کرد یا حمله به عراق به بهانه تسلیحات اتمی یا به افغانستان برای جنگ با القاعده در صورتی همه انها را قبلا طراحی و با بهانه ساختگی و دروغ اغاز کردند و در این راه حنگ نرم و تبلیغات و پروپاگاندای سنگین افکار عمومی را فریب و زمینه های دروغ خود را فراهم میکنند و با این روش ها انسانها را بیشتر از قبل و از قشر ها و طبقات مختلف در این کشتارگاه های خود سلاخی میکنند و اب از اب تکان نمی خورد و کسی و کسانی نیز پیدا نمی شوند تا به این شیوه زشت و کشتارگاه های انسانی که خیلی بدتر از هلو کاست هست اعتراض کنند چون قبلا با جنگ نرم ذهن انان را پاک و زمینه را برای چنین جنایت های دهشتناکی اماده کرده اند الان خرجی که برای یک موشک اسپارو می کنند میتوان باپول انیک مدرسه ایرابا هزار دانش اموز را به طور شبانه روز در طول یک سال اداره کرد ایا این جاهلیت بدتر از انم جاهلیت نیست پیامد های جنگ
الف- کشتار وحشیانه همه احاد مردم ب-فقر ج-هرج و مرج و در گیری های قومی و فرقه ای د- شیوع امراض ه- معلولیت و- ازبین بردن نیروهای موثر جوامع ز- خطر برای نسل های اینده ک-الودگی محیط زیست گیاهان و جانوران که غذای انسان را تامین میکنند ل- جهش های ژنتیکی خطرناک م بیماری های روحی و روانی و....................
4- خرافات: خرافه به معنای اعتقادات بی پایه - کلام باطل و بیهوده و افسانه -حال هر جنبه ای از افعال انسانی در طول زندگی بر پایه های باطلی استوار باشد اصطلاحا" خرافه گفته میشود در همه ابعاد زندگی چه در بعد اعتقادی - اجتماعی- روان شناسی وسیاسی و دینی
مسئله خرافات در دوره اول (جاهلیت) دور ه دوم(مدرنیسم )مورد مقایسه قرار می گیرد تاببینیم این قافله تمدن انسانی در چه مرحله ای از زندگی انسانی قرار دارد
دوران جاهلیت اول: از تفکراتخرافی ان دوران می توان به موارد زیر اشاره کرد بت پرستی -دیدگاه نسبت به زن و خانواده تا زنده به گورکردن دختران که در موارد فوق به ان اشاره شد ودر این جا به برخی از ان نیز اشاره می شود توجه به اصل و نسب و افتخارات قبیله ای یکی از معیار های با ارزشی بود که هرقبیله سعی در حفظ ان داشت هرچه افراد قبیله زیادتر افتخار ان بیشتر و حتی در شمارش افراد قبیله مردگان را نیز می شمردند یا برای باران امدن دم گاو را اتش میزدند نور اتش سمبل برق ونعره های گاو را در اثر سوختن دم سمبل رعد می دانستند و یا برای علاج بیماری از خون بزرگان به بدن او می مالیدند و یا بدن او را به کثافت می الودند هنگام ورود به ابادی برای جلو گیری از ابتلاء به بیماری در دروازه ابادی می ایستادند و صدای خر در می اوردند و یا برگردن استخوان چیز های دیگر مانند گردن بند می اویختند و یا چال کردن شتری در نزدیک فبر صاحبش تا مرده به صورت سواره محشور شود و یا در کاری اگر پرنده ای در اسمان از راست به چپ پرواز می کرد خوش یمن بود و اگر از چپ به راست پرواز می کرد نشانه بد یمنی می دانستند قتل و غارت دیگران را حق خود می دانست اینها نمونه هایی از افکار جاهلی در این دوران بود
اما امروزه انسان ها در دوران پست مدرن به مراتب در بدترین و سنگین ترین جهالت تاریخ زندگی خود دچار شده است با اینکه ادعای عقلانیت و روشنفکری را یدک می کشد در جهالت بدتر از ان دوران روبرواست امروزه گسترش اعتیاد و گروه های رپ و حتی شیطان پرستی و عقاید نهیلیستی همه ریشه در عقاید ماتریالیستی و لیبرالیستی و سکو لاری دارد که این انسان ماشین زده را نتوانسته اند سامان دهند و همه انها بر بنیاد غلط و ناقصی و باطل از انسان و زندکی او گذاشته شده و این انسان حیران شده از این نوع زندگی را نتوانسته اند به ساحل ارامش روحی و روانی برسانند متاسفانه این روشنفکران و قافله داران هدایت انسان ها خود گرفتار عقاید باطل و خرافی هستند مثلا انان به فکر و اندیشه خارج از دایره حس و تجربه علم ندانسته و خارج از دایره دانش به شمار می اورند غافل از اینکه خود این تفکر خرافی است چرا که علوم تجربی و طبیعی در عرصه کشف خواص و ویژگیهای ماده می تواند خود نمایی کند و از اسرار ناپیدای ماده پرده برداری کند اما در ماوراء ماده و امور معنوی نمی تواند اظهار نظر کندبه رد یا قبول یا بطلان ان بپردازد چون او این قسمت را قبول ندارد یک فکر انحرافی و خرافی مانند انها کم کم در صحنه جامعه ظهور پیدا میکند و کم کم به صورت ایدولوزی در جامعه مطرح میشود و ان موقع مبارزه با این گونه خرافات خیلی سخت است و نیاز به یک انفلاب از نوع انقلاب فرهنگی در جامعه خواهیم داشت امروزه رپ و هیپیگری و نهیلیست و یا پوشیدت لباس های پاره و یا بدن نما رمالی و اینه بینی کف بینی و طالع بینی تقلید های کور کورانه تحت تاثیر شایعات و قرار گرفتن و یا زندگی کردن بر مبنای دستگاه تبلیغاتی که انسان ها را عروسک خیمه شب بازی خود کرده اند نشانه های گسترس خرافات در جامعه است
در پایان از دوستان عزیز خواهشمند است بر اساس مطاتب بالا بعنوان استارت فکرکردن خودتان در درون خود تان مقایسه کنید وبیبنید ایا ما در جهل مضاف نسبت به ان دورا ن گرفتار نشدهایم با اینکه تکنولوزی غرور و تکبر ما را بالا برده شاید این مطلب را به راحتی قبول نکنیم ولی حقیتقت این اسن که از نظر مادی و تکنیکی خیلی بالا رفته ایم اما چون برای درون کار نکردیم در نتیجه درون ما خالیست و ضعیف شده و به خاطر ان دچار جهالت مضاف شده ایم در این جا روایت از پیامبر (ص) و علی (ع) را بیان می کنم تا حسن ختام مطلب ما باشد
پیامبر (ص)
برای مردم زمانی میرس که تنها هم و غمشان شکم است و شرف انها تجملات زندگی و وسیله زندگی زنانشان میشود
روابط نامشروع شیوع پیدا میکند و زلزله زیاد میشود
دین و ائین مردم درهم و دینارشان میشودانها بدترین خلایق هستند برای انها در نزد خدا اجر مقامی نیست
انسان ها به پدر و مادرشان جفا میکنند ولی با دوستانش از وفا و صفا وارد میشود
زمانی که مردم گرگ درنده می شوند و هرکس نباشد او را میخورند
مردم به انجام منکرات تظاهر میکنند و اموال خود را خرج موسیقی میکنند
نماز را ضایع میکنند و ازشهوات پیروی میکنندو قیمت ها بالا میرود
مرد ها شبیه زنان و زنانخود راشبیه مردها درست میکنند
قاریان قران را میخوانند ولی ازحلقوم انان تجاوز نمی کند یعنی عمل نمیکنند
زنها جامه ی مردها را بپوشند و پوشش حیا از انان گرفته میشود
ثروتنمدان برای سیاحت به مکه میروند ومتوسطین انها برای تجارت و فقرای انها برای ریا و تظاهر
زلزله و قحطی و گرانی زیاد میشود
علی(ع)
مردم مرد را بخاطر پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند
مرد ها با مردها و زن ها با زنها در می امیزند
عرب ها دچار اختلاف میشوند و در اشتیاق ظهور
عفاف و خویشتن داری از جامعه رخت برمی بندد
حقیقت ها کم اجر و دنباله روها از نابخردان پیروی میکنند
پشت ها سنگین شود و حوادث پی در پی رخ میدهد
زنها فرمانروایی کنند و حوادث جانکاه و کمرشکن روی میدهد
شکافنده ها بشکافند و تیز پروزان پیش تازند و حمله کنند
عراق را فتح کنند و هر نوع اختلافی را با خونریزی پاسخ دهند
کسی که امر به معروف کند خوار و کسی که مرتکب گناه میشود مورد ستایش قرار می گیرد
هنگامیکه نیاز ها و گرفتار ی ها زیاد شودمردم همدیگر رانشناسند
دوستان عزیز بر اساس مطالب فوق و روایت از دو بزرگوار قضاوت و انتخاب نحوه زندگی باشماست یا مانند جاهلان زندگی کرده و با مشخصات جاهلیت از دنیا بروید یا خود را بر اساس تعالیم اخرین دین و اخرین پیامبر و اولیا ی الهی زندگی خود را سامان دهید و به عنوان انسان به دیدار خالق خود بشتابیدیا اگر دنبال سعادت خود و جامغه خود هستید یا سقوط و نابودی خود و جامعه خود هستید با مد نظر قرار داد قاعده و قانون حرکت اجتماعی با انتخاب خود نحوه زندگی دنیایی خود را متناسب با ان را رقم بزنید
جعفر قاسمی بوسجین
هدف از ایجاد وبلاگ پیام رسانی و ایجاد ارتباط با دوستان و همشهریان با یاد از سرباز شهید مهران(سهیل)قاسمی بوسجین که در سال 90 در محل خدمت خود حین خدمت به شهادت رسید وهمچنین بسیجی دلاور شهید علی جعفری میباشد که در الفجر 1 در منطقه شلمچه در راه دفاع از کشور و ارمان های خود با روی خونین به دیدار ربش شتافت.وهمچنین ایجاد ارتباط برای ار تقای فرهنگی, اجتماعی ,سیاسی و اقتصادی با علاقه مندان می باشد... عکس سرباز شهید و بسیجی دلاور عکس سیاه و سفید شهید علی جعفری و عکس رنگی کنار ان شهید سهیل قاسمی می باشد یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد